twitter share facebook share ۱۴۰۴ دی ۰۱ 338
رویکرد ترامپ، فاصله‌گرفتن از جنگ‌های بی‌پایان و حرکت به‌سوی دیپلماسی معامله‌محور و نتیجه‌گراست؛ دیپلماسی‌ای که می‌خواهد حاکمیت و پویایی اقتصادی عراق را احیا کند.

دولت دوم دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور ایالات متحده، راهبردی جسورانه و غیرمتعارف برای خاورمیانه معرفی کرده است. این دولت قصد دارد با تمرکز بر ثبات منطقه‌ای از طریق قدرت اقتصادی و تمرکز نظامی و با نمایش حضوری پررنگ‌تر و «تجاری‌محور» از سوی آمریکا، نفوذ واشنگتن را در منطقه‌ای که سال‌ها با درگیری و بی‌ثباتی دست‌وپنجه نرم کرده، بازتنظیم نماید.

در قلب این هدف بلندپروازانه، ایده‌ای قرار دارد که مارک ساوایا، فرستاده جدید آمریکا به عراق، آن را چنین توصیف کرده است: «عراق را دوباره بزرگ کنیم». این رویکرد فاصله‌گرفتن از جنگ‌های بی‌پایان و حرکت به‌سوی دیپلماسی معامله‌محور و نتیجه‌گراست؛ دیپلماسی‌ای که می‌خواهد حاکمیت و پویایی اقتصادی عراق را احیا کند. این مسیر می‌تواند همان «قمار بزرگ» ترامپ باشد؛ تلاشی برای تبدیل عراق به یک قطب باثبات و مستقل منطقه‌ای، نه میدان نبرد منافع خارجی.

برنامه‌های اصلی ترامپ برای عراق

برنامه‌ها و خواسته‌های اصلی ترامپ برای عراق بر دو محور استوار است: یکپارچه‌سازی همه نیروهای مسلح تحت فرمان دولت قانونی و کاهش شدید نفوذ بازیگران خارجی مخرب، به‌ویژه ایران.

دولت آمریکا می‌خواهد بازارهای عراق را به روی سرمایه‌گذاری بین‌المللی باز کند، زیرساخت‌های کشور را ارتقا دهد و استقلال بخش انرژی عراق را تضمین کند. هدف نهایی، ایجاد یک شراکت واقعی است که ضمن احترام به وحدت عراق، این کشور دیگر به مرکز فعالیت شبه‌نظامیان یا دخالت خارجی تبدیل نشود.

شبه‌نظامیان و بن‌بست سیاسی

آمریکا این راهبرد را در کشوری دنبال می‌کند که فضای سیاسی آن به‌شدت شکننده و چنددسته است؛ کشوری که بیشتر شبیه مجموعه‌ای از قدرت‌های رقیب است تا یک دولت یکپارچه. مشکل اصلی فقط در پارلمان نیست، بلکه در نفوذ پایدار گروه‌های مسلح و شبه‌نظامی است که اغلب خارج از زنجیره رسمی فرماندهی دولت عمل می‌کنند. این گروه‌ها از بزرگ‌ترین برندگان انتخابات نوامبر ۲۰۲۵ بودند.

مذاکرات جاری برای تشکیل دولت، نقش و قدرت این بازیگران غیردولتی را بیش از پیش آشکار کرده است.

قدرت آن‌ها پرسش‌های اساسی را مطرح می‌کند: عراق چگونه می‌تواند قانون را اجرا کند و سرمایه‌گذاری خارجی لازم برای احیای اقتصادی را جذب نماید، وقتی گروه‌های مسلح اقتدار دولت را به چالش می‌کشند؟

یکپارچه‌سازی نیروهای مسلح کشور تحت کنترل کامل دولت، ضرورتی فوری است؛ به‌ویژه با توجه به افزایش تنش‌های منطقه‌ای و تهدیدهای امنیتی.

افزون بر این، دستیابی به ثبات واقعی به‌طور جدی در گرو منافع سیاسی ریشه‌داری است که راه را سد کرده‌اند.

برای رسیدن به ثبات، عراق باید نهادهای خود را تقویت و تفکیک قوا را به‌روشنی اجرا کند. اما بسیاری از احزاب سیاسی بیشتر به حفظ کنترل خود بر منابع پرسود دولتی علاقه دارند تا اجرای اصلاحات اساسی که کشور به‌شدت به آن‌ها نیاز دارد. نتیجه، مدلی از حکمرانی است که زیر فشار وفاداری‌های متضاد و رقابت‌های قدرت به‌سختی سرپا مانده است.

بازی واشنگتن

برای دستیابی به این اهداف پرریسک، ترامپ با کنار گذاشتن کانال‌های سنتی دیپلماتیک، در ۱۹ اکتبر مارک ساوایا را به‌عنوان فرستاده ویژه آمریکا به عراق منصوب کرد. این انتصاب نشان‌دهنده حرکت به‌سوی دیپلماسی معامله‌محور است.

ماموریت ساوایا، هدایت عراق در میان آشفتگی سیاسی پس از انتخابات پارلمانی به‌سوی یک گذار باثبات است. او باید حمایت‌های رسمی و نهادی آمریکا را از سطح حرف و تعهد سیاسی، به مرحله سرمایه‌گذاری‌های کلان و ملموس بکشاند و نماینده مستقیم رویکرد اقتصادی ترامپ در سیاست خارجی باشد.

ساوایا تاجری عراقی‌تبار و ساکن دیترویت است که سابقه دیپلماتیک کلاسیک ندارد. تجربه او عمدتاً در بخش خصوصی و صنعت ماری‌جوانا است، اما به‌واسطه حمایت فعال از کارزار انتخاباتی ترامپ در ایالت میشیگان، به چهره‌ای سیاسی تبدیل شد.

او نقش مهمی در مذاکرات پیچیده‌ای ایفا کرد که به آزادی الیزابت تسورکوف، پژوهشگر اسرائیلی-روسی و دانشجوی دانشگاه پرینستون انجامید؛ کسی که بیش از دو سال توسط یک گروه شبه‌نظامی عراقی ربوده شده بود.

پیوندهای قومی و اجتماعی ساوایا، دسترسی او را به مراکز قدرت عراق فراهم کرده است؛ دسترسی‌ای که بسیاری از دیپلمات‌های سنتی از آن بی‌بهره‌اند.

عامل ایران

موقعیت عراق در کشاکش ژئوپولیتیک میان دو قدرت بزرگ، یعنی آمریکا و ایران، مشکلات داخلی این کشور را تشدید کرده است.

از نگاه واشنگتن، هدف روشن است: تقویت حاکمیت عراق و هم‌زمان عقب‌راندن شبه‌نظامیان قدرتمند ــ اغلب مورد حمایت ایران ــ که نفوذ زیادی دارند. آمریکا معتقد است اگر این گروه‌ها بیش از حد قدرت بگیرند، عراق منزوی می‌شود و ثبات شکننده اقتصادی‌اش از هم می‌پاشد.

اما نفوذ ایران همچنان قدرتمند و پایدار است. تهران عراق را نه فقط یک همسایه، بلکه متحدی راهبردی برای گسترش نفوذ منطقه‌ای خود می‌داند. سپاه پاسداران به‌طور فعال برای حفظ انسجام میان جناح‌های شیعه کلیدی در بغداد تلاش کرده است؛ نشانه‌ای روشن از علاقه عمیق و مداوم ایران به جهت‌گیری سیاسی و آینده عراق.

ماموریت ساوایا در زمانی آغاز شده که «محور مقاومت» ایران تحت فشاری بی‌سابقه قرار دارد. پس از از دست رفتن جای پای اصلی ایران در سوریه با سقوط رژیم اسد در اواخر ۲۰۲۴ و تضعیف شدید موقعیت سیاسی و نظامی حزب‌الله در لبنان پس از درگیری ۲۰۲۵ با اسرائیل، اکنون نیروهای نیابتی ایران با خطر واقعی از دست دادن نفوذشان در عراق روبه‌رو هستند.

در لبنان، دولت جدید مصمم است انحصار استفاده از زور را به دولت بازگرداند و این موضوع حزب‌الله را هرچه بیشتر منزوی کرده است. این عقب‌نشینی منطقه‌ای باعث شده بغداد برای تهران به آخرین سنگر حیاتی تبدیل شود.

دیگر بازیگران منطقه‌ای

موفقیت قمار ترامپ به نقش دیگر بازیگران منطقه‌ای هم بستگی دارد. ترکیه اخیراً راهبرد خود را بازتنظیم کرده و در تلاش است عراق را در چارچوب‌های تجاری و امنیتی منطقه‌ای ادغام کند؛ اقدامی که عملاً نقش محوری ایران را کمرنگ می‌کند.

هم‌زمان، کشورهای حاشیه خلیج فارس مانند عربستان سعودی و امارات متحده عربی به‌عنوان شرکای اقتصادی و امنیتی مهم بغداد در حال ظهورند و گزینه‌ای جایگزین برای وابستگی به ایران ارائه می‌دهند.

با این حال، این بازیگران نیز اهداف خاص خود را دارند؛ برای مثال تمرکز ترکیه بر مهار جنبش‌های کردی است، که ممکن است با اهداف آمریکا در تضاد قرار گیرد. اگر ساوایا بتواند این منافع متنوع را با طرح ترامپ همسو کند، شاید آینده پرآشوب عراق را به‌طور اساسی بازنویسی نماید.

واقع‌گرایی عمل‌گرایانه

راهبرد «عراق را دوباره بزرگ کنیم» بازتاب بازتعریف عمل‌گرایانه منافع آمریکا در نظام بین‌الملل آشفته است؛ راهبردی که امنیت و قدرت اقتصادی واشنگتن را بر اهداف آرمان‌گرایانه مقدم می‌داند.

با انتصاب ساوایا ــ فرستاده‌ای غیرمتعارف و تجاری‌محور ــ دولت ترامپ از «واقع‌گرایی معامله‌ای» استفاده می‌کند؛ یعنی به‌کارگیری دیپلماسی اقتصادی و روابط شخصی برای دور کردن عراق از مدار نفوذ ایران. در این نگاه، رقابت آمریکا و ایران یک بازی حاصل‌جمع صفر است و یکپارچه‌سازی نیروهای مسلح عراق تحت کنترل دولت مرکزی، شرط اساسی بازگرداندن نظم دولت‌محور و به حاشیه راندن شبه‌نظامیان غیردولتی می باشد.

ساوایا صراحتاً اعلام کرده است: «در یک عراق کاملاً مستقل، جایی برای گروه‌های مسلح وجود ندارد.»

این موضع هم در میان مقام‌های عراقی و هم در میان رهبران شبه‌نظامیان بازتاب داشته و دست‌کم سه گروه نزدیک به ایران اعلام کرده‌اند که حاضر به خلع سلاح هستند. با این حال، گروه‌های دیگری از همان ابتدا این درخواست را رد کرده‌اند.

این تلاش پرریسک برای تغییر موازنه قدرت منطقه‌ای با یک معضل امنیتی جدی روبه‌روست؛ چرا که اقدامات تهاجمی برای کاهش نفوذ ایران ممکن است واکنش دفاعی خشونت‌آمیزی از سوی تهران به‌دنبال داشته باشد. راهبرد آمریکا اگرچه می‌کوشد از تضعیف نیروهای نیابتی ایران در سوریه و لبنان بهره ببرد، اما باید با قدرت «ترکیبی» شبه‌نظامیان عراقی و منافع محدود کشورهای همسایه مانند ترکیه و دولت‌های خلیج فارس نیز کنار بیاید.

موفقیت این قمار به این بستگی دارد که آیا آمریکا می‌تواند اقتصادهای سایه‌ای را که زمینه‌ساز دخالت خارجی هستند از میان بردارد و دولتی باثبات و مستقل در عراق ایجاد کند؛ دولتی که قادر باشد در کشمکش شدید میان واشنگتن و تهران دوام بیاورد.

آینده عراق در گرو این قمار

در نهایت، انتصاب ساوایا آزمونی تعیین‌کننده برای حاکمیت عراق است؛ نشانه‌ای از گذار به راهبردی معامله‌محور و «اول آمریکا» با هدف «عراق را دوباره بزرگ کردن».

ماموریت او می‌کوشد با یکپارچه‌سازی فرماندهی نظامی و برچیدن اقتصادهای سایه‌ که تقویت‌کننده نفوذ ایران هستند، از تضعیف منطقه‌ای نیروهای نیابتی تهران بهره بگیرد و عراق را به یک قطب باثبات و مستقل تبدیل کند.

در نهایت، سرنوشت این «قمار بزرگ» به توانایی ساوایا در مهار مخالفت‌های سیاسی دیرپا و حل تضاد میان حضور نیروهای آمریکایی و خواست عمومی برای وحدت ملی گره خورده است. اگر این تلاش دیپلماتیک غیرمتعارف بتواند شکاف‌های داخلی ــ به‌ویژه میان بغداد و اقلیم نیمه‌خودمختار کردستان ــ را پر کند، عراق شاید سرانجام مسیر استقلال اقتصادی را بیابد؛ در غیر این صورت، خطر آن وجود دارد که این کشور همچنان میدان نبرد دائمی در تقاطع منافع واشنگتن و تهران باقی بماند.

منبع: الجزیره



نظر شما