سپاه از آرامشی که تفاهمنامه ایجاد کرده بود استفاده کرد تا زمینه را برای افزایش حملات توسط گروههای همپیمان خود در سراسر منطقه فراهم کند. در همین چارچوب، مشاوران و نیروهای خود را به عراق، یمن و لبنان فرستاد تا درباره برنامههای احتمالی با گروههای مسلح همپیمان ایران گفتوگو کنند.
پس از آنکه دونالد ترامپ، رئیسجمهوری آمریکا، در اواسط ژوئن یک تفاهمنامه با ایران امضا کرد، مقامهای دولت آمریکا برای جلب حمایت از توافقی که امیدوار بودند به بازگشایی تنگه هرمز و آغاز روند پایان جنگ منجر شود، وارد عمل شدند.
اما به گفته مقامهای ایرانی و عرب، رهبران تندرو در تهران در همان زمان برنامه دیگری را دنبال میکردند. از نگاه آنها، این توافق احتمالاً فقط تلاشی از سوی آمریکا و اسرائیل برای کاهش فشار بر اقتصاد جهانی و خریدن زمان برای حملهای بزرگتر در آینده بود. بنابراین به جای آنکه به مذاکرات اعتماد کنند، دو ماه گذشته را صرف آماده شدن برای یک درگیری گستردهتر کردند.
این اقدامات شامل افزایش کنترل سپاه پاسداران بر ارتش، انتصاب فرماندهان و نیروهای باسابقه جنگ ایران و عراق و سرکوبهای داخلی گذشته در پستهای کلیدی، گسترش عملیات ضدجاسوسی در داخل کشور و افزایش تولید موشک و پهپاد بوده است.
رهبری ایران خیلی زود ابتکار عمل را در دست گرفت؛ با حمله به کشتیها تلاش کرد کنترل خود بر تنگه هرمز را محکمتر کند و دامنه جنگ را به دریای سرخ بکشاند؛ مسیری که عربستان سعودی برای دور زدن فشار ایران بر خلیج فارس از آن استفاده میکند.
مقامهای اطلاعاتی عرب نیز بر اساس شواهدی که به دست آوردهاند، از جمله ارتباطات میان ایران و گروههای مسلح همپیمانش در کشورهایی مانند یمن و عراق، متوجه تغییر راهبردی در میان رهبران تندرو ایران شدهاند. به گفته مقامهایی که در جریان این یافتهها قرار دارند، هدف این تغییر آماده کردن نیروهای ایران برای گسترش جنگ و افزایش هزینههای آن برای آمریکا است.
هدف اصلی آنها این است که آنقدر به دشمن هزینه و خسارت وارد کنند که حملاتی مشابه آنچه ایران در جنگ ۱۲روزه سال گذشته و درگیریهای ادامهدار کنونی متحمل شده، دیگر تکرار نشود.
محمدحسن سنگتراش، تحلیلگر دفاعی مستقر در تهران و نزدیک به دولت ایران، میگوید: «در ایران این دیدگاه بهطور گسترده وجود دارد که جنگ اصلی هنوز آغاز نشده است.»
او افزود: «آنچه تاکنون دیدهایم، بیش از پیش با این الگو تفسیر میشود: تشدید محدود و تدریجی درگیری با هدف تضعیف تواناییهای دشمن پیش از یک رویارویی بزرگتر.»
شکاف میان برداشت واشنگتن و تهران از مرحله کنونی، موضع سختگیرانه ایران در مذاکرات و بیمیلی رهبران این کشور به نهایی کردن توافقها را توضیح میدهد؛ رویکردی که بارها ترامپ را سردرگم کرده و او را به این نتیجه رسانده که رهبران ایران «دیوانه» هستند و دروغ میگویند.
آمادگی ایران برای ادامه جنگ همچنین نشاندهنده بیاعتمادی عمیقی است که احتمالاً مانع دستیابی دو طرف به توافقی پایدار برای پایان دادن به درگیری در آینده نزدیک خواهد شد.
البته بخشی از اظهارات ایران نیز جنبه تبلیغاتی و تهدیدآمیز دارد. زیرساختهای نظامی و اقتصادی ایران در حملات هوایی آمریکا و اسرائیل بهشدت آسیب دیدهاند. در عین حال، چهرههای عملگراتر حکومت، از جمله مسعود پزشکیان، رئیسجمهوری ایران، بارها هشدار دادهاند که ایران باید برای پایان جنگ به توافقی دست پیدا کند که موجب کاهش تحریمها شود؛ در غیر این صورت اقتصاد کشور ممکن است فروبپاشد.
با این حال، ایران بسیار سریعتر از آنچه انتظار میرفت در حال بازسازی زیرساختهای خود و احیای دسترسی به پایگاههای موشکی است؛ مسئلهای که مقامهای اسرائیلی که روند بازسازی را دنبال میکنند، آن را نگرانکننده میدانند.
ایران همچنین توانسته است با موفقیت پایگاههای آمریکا را هدف قرار دهد و همچنان قدرت آتش کافی برای تهدید کشتیها و زیرساختهای انرژی کشورهای خلیج فارس را در اختیار دارد. مقامهای عرب خود را برای ادامه جنگ و اختلال طولانیمدت در عرضه انرژی آماده میکنند.
آلن ایر، دیپلمات ارشد سابق آمریکا و مذاکرهکننده هستهای این کشور با ایران، میگوید: « ایران در وضعیت جنگی باقی خواهد ماند و خود را برای حمله بعدی آماده خواهد کرد.»
توافقی که از ابتدا دو برداشت متفاوت از آن وجود داشت
وقتی ترامپ در ۱۷ ژوئن در کاخ ورسای فرانسه تفاهمنامه با ایران را امضا کرد، به نظر میرسید بزرگترین مانع، قانع کردن منتقدان آمریکایی باشد که توافق بیش از حد به تهران امتیاز نداده است. این توافق وعده معافیتهایی از تحریمها را میداد تا ایران بتواند نفت خود را بفروشد، به میلیاردها دلار دارایی مسدودشده دسترسی پیدا کند و حتی از احتمال ایجاد صندوقی ۳۰۰ میلیارد دلاری برای بازسازی کشور برخوردار شود.
تعهد اصلی ایران این بود که تنگه هرمز را به روی کشتیها باز کند و سپس درباره برنامه هستهای خود با حسن نیت مذاکره کند.
اما سه هفته بعد، در اوایل ژوئیه، زمانی که ایران شروع به شلیک به کشتیهایی کرد که آمریکا در حال اسکورت آنها از تنگه هرمز بود، واشنگتن غافلگیر شد. ترامپ در واکنش گفت: «این آدمهای بسیار خطرناک در ایران بیمارند. یک مشکلی در وجودشان هست.» او رهبران ایران را نیز «آشغال» خطاب کرد.
اما در واقع ایران همزمان دو مسیر را دنبال میکرد. در حالی که دیپلماتهای ایرانی برای دستیابی به توافق صلح با آمریکا مذاکره میکردند، مجتبی خامنهای، رهبر ایران، اقداماتی را برای آماده کردن ساختار امنیتی کشور برای یک رویارویی گستردهتر انجام میداد؛ رویاروییای که حتی ممکن بود خود تهران آغازگر آن باشد.
مقامهایی که از یافتههای اخیر دستگاههای اطلاعاتی عرب اطلاع دارند میگویند سپاه از آرامشی که تفاهمنامه ایجاد کرده بود استفاده کرد تا زمینه را برای افزایش حملات احتمالی توسط گروههای همپیمان خود در سراسر منطقه فراهم کند. در همین چارچوب، مشاوران و نیروهای خود را به عراق، یمن و لبنان فرستاد تا درباره برنامههای احتمالی با گروههای مسلح همپیمان ایران گفتوگو کنند.
اطلاعات بهدستآمده، از جمله ارتباطات شنودشده، نشان میدهد سپاه فرماندهانی را به مناطق تحت کنترل حوثیها در یمن اعزام کرده بود تا برای تشدید رویارویی با عربستان سعودی، با هماهنگی گروههای مسلح عراقی مورد حمایت ایران، برنامهریزی کنند.
سپاه همچنین بر انتقال موشکها، تسلیحات دریایی و سامانههای پرتاب پهپاد به مواضعی مشرف بر دریای سرخ نظارت داشت. به گفته مقامهای عرب، ایران اطلاعات، فهرست اهدافی از جمله بنادر و تأسیسات انرژی عربستان و همچنین توصیههایی درباره نحوه پناه گرفتن در برابر حملات تلافیجویانه عربستان را در اختیار نیروهای یمنی قرار داده بود.
نتیجه این اقدامات، تشدید درگیریها در یمن تا اواخر ژوئیه بود. حوثیها نیروهای دولت یمن را که از حمایت عربستان برخوردار بودند هدف قرار دادند و اعلام کردند تنگه بابالمندب، که دریای سرخ را به بازارهای جهانی متصل میکند، برای عربستان بسته است. این گروه همچنین به کشتیهای عربستان حمله کرده و تلاش ریاض برای صادرات نفت را دشوارتر کرده است؛ مسئلهای که خطر اختلال در عرضه انرژی در بازارهای جهانی را افزایش میدهد.
تقریباً همزمان، عربستان اعلام کرد گروههای مسلح عراقی مورد حمایت ایران به تأسیسات نفتی این کشور حمله پهپادی کردهاند.
سپاه همچنین به کشورهای حاشیه خلیج فارس هشدار داد که اگر آمریکا تأسیسات انرژی ایران را هدف قرار دهد، ایران تأسیسات انرژی آنها را نابود خواهد کرد. مقامهای عرب میگویند حتی فهرستهای دقیقی از اهداف مشخص نیز برای گروههای همپیمان ایران در منطقه ارسال شده بود.
آمادهسازی برای جنگی گستردهتر
ایران حملات خود به نیروهای آمریکایی را نیز افزایش داد. تهران در جریان یک وقفه در درگیریها، با شلیک پنج موشک بالستیک به اردن، آمریکا را غافلگیر کرد. این حمله تنها دو هفته پس از حمله دیگری به اردن انجام شد که در آن سه نظامی آمریکایی کشته شدند.
مقامهای کشورهای خلیج فارس با مشاهده گستردهتر شدن دامنه حملات و عبور موشکهای ایرانی از سامانههای دفاعی آمریکا و اصابت دقیقتر آنها به اهدافی در اردن، کویت و بحرین، بیش از پیش نگران شدند.
درگیریها تا ماه اوت ادامه یافت و ایران طی دو هفته گذشته شش کشتی متعلق به امارات متحده عربی را که در تلاش برای عبور از تنگه هرمز بودند، هدف قرار داد.
سرتیپ حسین محبی، سخنگوی سپاه، در ماه ژوئیه در مصاحبه با خبرگزاری تسنیم گفت: «ما از دوره آتشبس نهایت استفاده را کردیم. تواناییهای خود را افزایش دادیم، سرعت تولید موشک را بالا بردیم و دقت موشکها را بهبود بخشیدیم.»
در پشت صحنه، رهبر ایران نیروهای خود را برای یک رویارویی تهاجمیتر آماده میکرد. او هفت مقام امنیتی کلیدی را برای اداره ساختارهای بازطراحیشده نظامی و امنیتی منصوب کرد؛ تغییراتی که یک هفته پیش از انتشار این گزارش اعلام شد. این انتصابها اهدافی تهاجمی داشتند.
محسن رضایی که در دهه ۱۹۸۰ فرمانده سپاه در جنگ ایران و عراق بود، به دبیری شورای عالی امنیت ملی، عالیترین نهاد تصمیمگیری امنیتی کشور، منصوب شد و بهعنوان نماینده رهبر در این شورا فعالیت خواهد کرد. در هفته گذشته، شورای عالی امنیت ملی روند پیشرفت توافقی برای بازگشایی تدریجی تنگه هرمز را متوقف کرد.
برای تقویت امنیت داخلی نیز رهبر ایران حسین طائب، از نزدیکان خود را که در سال ۲۰۰۹ فرماندهی سرکوب عتراضات را بر عهده داشت، دوباره به رأس بسیج بازگرداند. خامنهای از او خواسته است بسیج را پس از دو جنگی که میزان نفوذ اطلاعاتی اسرائیل در ایران را آشکار کرده، به یک «شبکه اطلاعات مردمی» تبدیل کند.
مشاوران دولت ایران معتقدند مرحله بعدی رویارویی فقط به جنگ متعارف محدود نخواهد شد و تلاشهای خارجی برای ایجاد ناآرامی داخلی را نیز دربر خواهد گرفت. حکومت در ژانویه اعتراضات ناشی از بحران اقتصادی را بهشدت سرکوب کرد و نگران است که ادامه وخامت شرایط اقتصادی تحت فشار آمریکا، بار دیگر معترضان را به خیابانها بکشاند.
خامنهای همچنین نفوذ سپاه بر ارتش را افزایش داد و فرماندهی دو نیروی نظامی را زیر نظر سرتیپ علی عبداللهی، فرمانده باسابقه سپاه، یکپارچه کرد. عبداللهی از حملات به کشورهای عربی میزبان پایگاههای آمریکا در اطراف خلیج فارس حمایت جدی کرده است.
احمد وحیدی، فرمانده جدید سپاه، که از ماه مارس عملاً این مسئولیت را بر عهده داشت، رسماً به این سمت منصوب شد. در حکم انتصاب او آمده بود که باید «عملیات تهاجمی قدرتمند علیه دشمن» را در دستور کار قرار دهد. روز بعد نیز سردار محمدرضا نقدی، مشاور وحیدی، گفت نیروهای شبهنظامی باید برای انجام عملیات در خاک دشمن آماده باشند.
سعید گلکار، کارشناس نیروهای امنیتی ایران در دانشگاه تنسی، گفت: «ارتقای جایگاه وحیدی با رهبریای سازگار است که ساختار امنیتی را برای یک دوره طولانی از رویارویی آماده میکند، نه برای بازگشت به سیاست عادی دوران صلح.»
گزینههای سپاه برای تشدید جنگ
سپاه، که نیرویی مسلح با نزدیک به ۲۰۰ هزار نیرو است، بر اساس اظهارات مقامهای ایرانی و مواضع علنی خود، برنامههای جدیدی برای تشدید بیشتر درگیری طراحی کرده است؛ از جمله حملات پیشدستانه.
برخی از گزینههای مطرحشده عبارتاند از خرابکاری در کابلهای اینترنتی در خلیج فارس، ایجاد ناآرامی سیاسی در کشورهایی مانند کویت و بحرین که جمعیت شیعه قابل توجهی دارند و حتی احتمال انجام عملیات زمینی در کویت.
کویت این تهدیدها را جدی گرفته است. این شیخنشین کوچک خلیج فارس در اوایل ماه مه اعلام کرد نیروهای امنیتیاش شش عضو سپاه را شناسایی و بازداشت کردهاند که با استفاده از یک قایق ماهیگیری اجارهای، در جزیرهای کویتی پیاده شده بودند؛ جزیرهای که تنها نوار باریکی از خاک عراق آن را از ایران جدا میکند.
برخی چهرههای سیاسی ایران نیز گفتهاند اگر آمریکا بخواهد مناطقی از خاک ایران مانند جزیره خارک را هدف قرار دهد، سپاه ممکن است از جنوب عراق برای انجام عملیات زمینی استفاده کند.
برخی مقامهای کشورهای خلیج فارس میگویند رفتار اخیر ایران باعث شده آنها درباره رابطه با همسایه بسیار بزرگتر و اکنون تهاجمیتر خود پس از پایان جنگ، با عدم اطمینان بیشتری مواجه شوند.
آنها میگویند هنوز مشخص نیست حملات آمریکا و اسرائیل چه میزان به تواناییهای سپاه آسیب زده است. با این حال، به گفته آنها روشن است که سپاه شکست نخورده و بازدارندگی آن نیز از بین نرفته است. برعکس، کنترل تنگه هرمز موقعیت منطقهای این نیرو را تقویت کرده است.
همین واقعیت باعث شده کشورهای خلیج فارس حتی از توافقهایی حمایت کنند که برایشان مطلوب نیست، مشروط بر اینکه این توافقها نوعی نظارت یا نقش ایران بر تنگه هرمز را به رسمیت بشناسند و در مقابل، ایران از تشدید بیشتر درگیری دست بردارد.
با این حال، رهبران منطقه از اینکه تلاشهای دیپلماتیک هنوز تغییر اساسی در رفتار تهران ایجاد نکرده، بیش از پیش ناامید شدهاند. به گفته آنها، رهبران نظامی ایران اکنون با اعتمادبهنفس بیشتری بر خواستههای خود پافشاری میکنند.
میانجیهای مذاکرات میگویند دیپلماتهای ایرانی در اوایل ماه با عمان بر سر توافقی برای ایجاد و مدیریت مسیرهای عبور از تنگه هرمز به توافق رسیده بودند؛ طرحی که میتوانست به بازگشایی تدریجی تنگه منجر شود. اما سپاه این تلاشها را متوقف کرد و بار دیگر حملات به کشتیها را از سر گرفت.
اکنون نیز افراد نزدیک به مذاکرهکنندگان ارشد ایران هشدار می دهند که مذاکرات صلح ممکن است صرفاً وقفهای کوتاه پیش از آغاز دور دیگری از درگیری باشد.
مهدی محمدی، مشاور راهبردی محمدباقر قالیباف، مذاکرهکننده ارشد ایران، روز سهشنبه وضعیت فعلی را «آرامش پیش از طوفان» توصیف کرد. او پیشتر نیز در شبکههای اجتماعی نوشته بود یکی از عوامل ادامه درگیریها، انتقام علی خامنهای، رهبر پیشین و پدر مجتبی، در حملات ابتدایی جنگ است. محمدی که خود نیز عضو تیم مذاکرهکننده ایران است، گفت: «ملت ایران هنوز با ترامپ کارهای ناتمام زیادی دارد. ایران برای رویارویی بزرگ آماده است.»


دیدگاه خوانندگان