یادداشت سیاسی

تسلیم علی الطاهر؛ ضربه‌ای به اعتبار حزب‌الله

سقوط علی الطاهر بحث‌های زیادی را در بیروت به دنبال داشت، زیرا دولت لبنان از حزب‌الله خواسته بود این منطقه را به جای آنکه در اختیار اسرائیل قرار گیرد، به ارتش لبنان تحویل دهد. اما حزب‌الله این درخواست را رد کرد.

اسرائیل ۴ سپتامبر اعلام کرد که کنترل ارتفاعات علی الطاهر را به دست گرفته است؛ ارتفاعاتی که بر شهر نبطیه در جنوب لبنان مشرف است. این خبر تعجب بسیاری را برانگیخت، زیرا بیشتر ناظران انتظار داشتند برای کنترل این ارتفاعات نبردی بزرگ شکل بگیرد. در این منطقه شبکه گسترده‌ای از تونل‌ها قرار داشت و گفته می‌شد مرکز فرماندهی عملیاتی حزب‌الله نیز در آنجا مستقر بوده است.

بر اساس اظهارات مقام‌هایی که رویترز به نقل از آنها گزارش داد، ایران به آمریکا هشدار داده بود که اگر اسرائیل برای تصرف علی الطاهر اقدام کند، با واکنش شدیدی روبه‌رو خواهد شد. به همین دلیل، اعلام ناگهانی اسرائیل، همراه با سکوت حزب‌الله و نبود هرگونه تکذیب از سوی این گروه، عجیب‌تر به نظر می‌رسید. همین موضوع باعث شد گمانه‌زنی‌هایی درباره دستیابی به نوعی توافق برای واگذاری این پایگاه به اسرائیل شکل بگیرد.

هفته گذشته در بیروت این خبر منتشر شد که علی الطاهر در ازای اجازه خروج مشاوران ایرانی و نیروهای حزب‌الله که در تونل‌های آن گرفتار شده بودند، به اسرائیل واگذار شده است.

سقوط علی الطاهر بحث‌های زیادی را در بیروت به دنبال داشت، زیرا دولت لبنان از حزب‌الله خواسته بود این منطقه را به جای آنکه در اختیار اسرائیل قرار گیرد، به ارتش لبنان تحویل دهد. اما حزب‌الله این درخواست را رد کرد.

یکی از روزنامه‌نگاران لبنانی در واکنش به این تصمیم نوشت: «حزب‌الله برای اینکه یک پیروزی نمادین به ارتش لبنان ندهد، یک پیروزی واقعی به نتانیاهو داد. برای حفظ سلاح‌هایش، سرزمینی را که قرار بود این سلاح‌ها از آن دفاع کنند، قربانی کرد.»

حزب‌الله مستقیماً تحت کنترل ایران قرار دارد و مهم‌ترین دغدغه‌اش مقابله با دولت لبنان و مخالفت با خواسته قانونی آن برای در اختیار داشتن اختیار کامل درباره تصمیم‌های مربوط به جنگ و صلح در کشور است. ایران نگران است که اگر چنین اختیاری به دولت لبنان منتقل شود، تهران اهرم نظامی خود برای فشار بر اسرائیل را از دست بدهد.

اما همین رویکرد باعث شده حزب‌الله در داخل لبنان منزوی‌تر شود؛ هرچند بخش بزرگی از جامعه شیعه همچنان با این گروه همدلی دارند و حمله به حزب‌الله را حمله به جامعه شیعه تلقی می‌کنند. با این حال، این به آن معنا نیست که شیعیان از هزینه سنگینی که در نتیجه باز کردن جبهه جنگ با اسرائیل از سوی حزب‌الله در ۲ مارس پرداخت شده، بی‌خبر باشند.

تمام روستاهای شیعه‌نشین در منطقه مرزی لبنان و اسرائیل توسط اسرائیل ویران شده‌اند. اسرائیل همچنین خطی موسوم به «خط زرد» را برای مشخص کردن منطقه‌ای که در جنوب لبنان در اختیار گرفته، تعیین کرده و حتی از این خط نیز عبور نموده است.

برخی معتقدند ایران از ابتدا به دنبال کشاندن اسرائیل به داخل لبنان بوده است، زیرا چنین وضعیتی می‌تواند بار دیگر جایگاه حزب‌الله را به‌عنوان نیروی مقاومت تقویت کند و در نتیجه، خلع سلاح این گروه را عملاً غیرممکن سازد.

شاید چنین باشد، اما یک پرسش مهم همچنان بی‌پاسخ است: آیا جامعه شیعه لبنان می‌تواند در شرایطی که واکنش اسرائیل به حضور حزب‌الله احتمالاً بسیار ویرانگر خواهد بود، همچنان از این گروه حمایت کند؟ به‌خصوص اینکه حملات اسرائیل تاکنون منطقه‌ای را از بین برده که مهم‌ترین مرکز حضور و نفوذ جامعه شیعه لبنان در این کشور به شمار می‌رفت.

شرایط امروز با دهه‌های ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰ تفاوت زیادی دارد. در آن دوره، اسرائیل بخش بزرگی از جنوب لبنان را اشغال کرده بود و شبه‌نظامیانی به نام «ارتش جنوب لبنان» ایجاد کرده بود که از طرف اسرائیل می‌جنگیدند.

در آن زمان، نیروهای اسرائیلی و متحدانشان در برابر حملات راکتی و عملیات‌های انتحاری آسیب‌پذیر بودند. از سوی دیگر، حزب‌الله از حمایت سوریه برخوردار بود؛ سوریه در آن زمان نفوذ گسترده‌ای بر لبنان داشت و در نتیجه از حمایت دولت لبنان نیز برخوردار بود. امروز دیگر چنین حمایتی وجود ندارد.

علاوه بر این، اسرائیل اکنون نوع بسیار متفاوتی از جنگ را دنبال می‌کند؛ جنگی که هدف آن نابودی گسترده زیرساخت‌ها و مناطق مورد استفاده حزب‌الله است. اسرائیل با ویران کردن تمام روستاهای شیعه‌نشین و بمباران مناطق کشاورزی، منطقه مرزی را به جایی غیرقابل سکونت تبدیل کرده است. در بخش‌هایی از این مناطق که آتش نگرفته‌اند نیز از فسفر سفید استفاده شده است؛ ماده‌ای که می‌تواند برای سال‌ها زمین را آلوده کند.

اسرائیل همچنین بیش از گذشته از هوش مصنوعی و پهپادها استفاده می‌کند. این فناوری‌ها به ارتش اسرائیل اجازه می‌دهند حجم بسیار زیادی از اطلاعات را جمع‌آوری و پردازش کند و در عین حال، سربازان اسرائیلی را کمتر در معرض حملات قرار دهد. اسرائیل همچنین از ربات‌ها در نقش‌های مختلف، از جمله برای پشتیبانی از عملیات‌های نظامی، استفاده می‌کند.

به نظر می‌رسد توان نظامی حزب‌الله نیز دیگر مانند گذشته نیست. گزارش‌هایی منتشر شده که نشان می‌دهد ایران تلاش کرده از طریق شبکه‌های قاچاق در سوریه دوباره حزب‌الله را مسلح کند و همچنین از طریق کشورهای منطقه برای این گروه منابع مالی ارسال نموده است. اما به نظر می‌رسد این اقدامات برای بازگرداندن حزب‌الله به قدرت نظامی سابقش کافی نیست.

حزب‌الله همچنان می‌تواند عملیات‌های محدودی علیه نیروهای اسرائیلی انجام دهد، اما در شرایط فعلی بعید است این عملیات‌ها تغییر چندانی در وضعیت ایجاد کنند؛ زیرا اسرائیل از برتری فناوری نظامی برخوردار است و حزب‌الله نیز ظاهراً دیگر توان ایجاد بازدارندگی در برابر اسرائیل را ندارد.

با این حال، مشکل اصلی حزب‌الله همچنان مسئله مشروعیت ملی آن است. این گروه طی دهه‌ها تلاش کرده بود موضع ضداسرائیلی خود را به اجماع سیاسی در لبنان تبدیل کند. این رویکرد حتی به‌صورت رسمی در بیانیه‌های دولت لبنان نیز تأیید شده بود؛ بیانیه‌هایی که نقش «مقاومت» را به رسمیت می‌شناختند.

اما دیگر چنین اجماعی وجود ندارد. بسیاری از لبنانی‌ها اکنون حزب‌الله را نیرویی وابسته به ایران می‌دانند که کشورشان را به سمت فاجعه کشانده است.

حتی در سطح منطقه‌ای نیز کشورهایی مانند عربستان سعودی و ترکیه، در کنار سوریه و مصر، خواهان پایان یافتن نفوذ ایران در منطقه شام هستند.

این البته به آن معنا نیست که حزب‌الله تلاش نخواهد کرد بار دیگر خود را به‌عنوان یک نیروی مقاومت بازتعریف کند. اما با توجه به فرسودگی و خستگی جامعه شیعه، از دست رفتن پایگاه این گروه در جنوب لبنان، مخالفت داخلی با رویکرد سیاسی آن، برتری نظامی اسرائیل و تمایل کشورهای منطقه به تقویت دوباره جایگاه دولت لبنان، فضای مانور حزب‌الله برای بازگشت به جایگاه گذشته بسیار محدود شده است.

منبع: نشنال نیوز



دیدگاه خوانندگان