twitter share facebook share ۱۴۰۳ فروردین ۲۷ 800

13 آوریل ایران در پاسخ به حمله اول آوریل اسرائیل به کنسولگری این کشور در سوریه، عملیات «وعده صادق» را انجام داد و 300 پهپاد و موشک را به سمت تأسیسات نظامی اسرائیل شلیک کرد. سیاستگذاران و تحلیلگران از روزها پیش می دانستند که جمهوری اسلامی حمله اسرائیل به دمشق را –که منجر به کشته شدن چند فرمانده ارشد سپاه شد- تلافی خواهد کرد ولی تا زمانی که پهپادها و موشک ها به پرواز درامد، مشخص نبود که آیا تهران جنگ درسایه بین خود و اسرائیل را به جنگی آشکار و مستقیم تبدیل خواهد کرد یا خیر

با مشخص شدن نوع اقدام تلافی جویانه ایران و موفقیت اسرائیل در مقابله با آن -اکثر قریب به اتفاق مهمات ایران سرنگون شدند- بیشتر سیاستگذاران و ناظران سیاسی ابراز خوش بینی می کنند که جلوی تشدید تنش گرفته شود؛ ولی هنوز خیلی زود است که به این آرامش خاطر برسیم. زیرا اسرائیل ممکن است با شدت بیشتری به حملات ایران پاسخ دهد، هر دو کشور به وارد کردن ضربات سنگین به یکدیگر ادامه دهند و این امر به گسترش جنگی منجر شود که پای آمریکا را نیز به درگیری باز کند و کل منطقه را در بربگیرد

ایران سالها با اتخاذ راهبردی که اسرائیلی ها آن را «حلقه آتش» می نامند، بدنبال تضعیف اسرائیل بود و این کار را با تأمین سلاح و کمک مالی به محور مقاومت –شامل حزب الله، حماس، جهاد اسلامی فلسطین، سوریه، حوثی های یمن و شبه نظامیان عراقی- انجام می داد. ایران همچنین از این گروهها به عنوان ابزاری برای کنترل عربستان و آمریکا استفاده می کرد. از سوی دیگر تهران یک برنامه هسته ای دارد که مقامات اسرائیل آن را تهدیدی علیه موجودیت خود می دانند؛ لازم به ذکر است که اکنون ایران بیش از هر زمان دیگری به تولید سلاح نزدیک شده است

در پاسخ به استراتژی حلقه آتش ایران، اسرائیل نیز کارزار خود را علیه ایران داشت. این کشور بارها فعالیت های مخفیانه ای در خاک ایران انجام داد و تأسیسات هسته ای و نظامی و دانشمندان هسته ای ایران را هدف گرفت. همچنین در خارج از ایران مرتبا کاروان تسلیحات ایران را که به لبنان و سوریه فرستاده می شد، مورد حمله قرار می داد

ولی دو کشور مراقب بودند که نگذارند حملاتشان علیه یکدیگر از کنترل خارج شود. این تعادل پس از حمله حماس به اسرائیل در هفت اکتبر شروع به تغییر کرد؛ اعضای محور مقاومت در نمایش همبستگی با مردم غزه و با هدف پایان دادن به جنگ، با حمایت صریح تهران، حملات خود را علیه اسرائیل و تأسیسات آمریکا تشدید کردند. اسرائیل در پاسخ، به گروههای تحت حمایت ایران در لبنان و سوریه و نیز به پرسنل نظامی ایران در خاک سوریه حمله کرد. بین اوایل دسامبر تا اواخر مارس، اسرائیل نزدیک به دوازده فرمانده و مستشار سپاه پاسداران و نیروی قدس را کشت. این حملات با حمله هوایی به کنسولگری ایران در دمشق در ماه آوریل به اوج خود رسید؛ در این حمله ژنرال محمدرضا زاهدی –مردی که بنا بر گزارش ها مسئول هماهنگی عملیات نیروی قدس در سراسر سوریه بود- و معاون وی، به همراه چند تن دیگر از اعضای سپاه کشته شدند

حمله دمشق برای تهران پیامدهای جدی داشت؛ ضمن اینکه جان یک فرمانده ارشد گرفته شد، یک شکست اطلاعاتی بزرگ دیگر برای این کشور بود و این سؤال را برای رهبران ایران ایجاد کرد که واقعا تا چه حد در برابر اسرائیل بازدارندگی ایجاد کرده اند. آقای خامنه ای در بیانیه ای اعلام کرد: «حمله به کنسولگری ما مانند حمله به خاک ماست»؛ بنابراین او و تعدادی دیگر از رهبران سیاسی و نظامی ایران متعهد شدند اسرائیل را مجازات کنند

واکنش نهایی ایران نشان دهنده تغییر نگرش رهبران این کشور است. برای سالها رویکرد این کشور در برابر اسرائیل و آمریکا «صبر استراتژیک» بود؛ رویکردی بلندمدت که مستلزم تقویت گروههای نیابتی بدون توسل به انتقام جویی فروی و تحریک آمیز بود. این استراتژی بر این باور استوار بود که گروههای نیابتی ایران به این کشور امکان می دهد تا بدون خطر رویارویی مستقیم، قدرت خود را به نمایش بگذارد، دشمنانش را متحمل هزینه هایی کند و در عین حال بتواند نقش خود را انکار نماید

ولی تندروها که اکنون در ایران روز به روز بیشتر قدرت می گیرند، چنین صبری را بیشتر نشانه ضعف می دانستند؛ پس دولت را تحت فشار قرار دادند تا ریسک بیشتری کند و به سمت رویارویی مستقیم برود. غلبه این تفکر بر سیاست خارجی ایران در چند ماه اخیر مشهود بود؛ ماه ژانویه ایران به اهدافی در شمال عراق و سوریه حمله کرد، روز بعد خاک پاکستان را مورد حمله قرار داد و اکنون نیز اسرائیل را هدف گرفته است. یک مقام ارشد ایرانی 14 آوریل در توییتی نوشت: «دوران صبر استراتژیک به پایان رسیده؛ معادله تغییر کرده است»

با این حال به نظر نمی رسد که حکومت ایران علاقه ای به ادامه این روند داشته باشد. حمله 13 آوریل به اسرائیل به گونه ای طراحی شده بود که هم قدرت نظامی ایران را نشان می داد و هم امکان چشم پوشی از انتقام را برای اسرائیل و آمریکا فراهم می کرد. مقامات ایران پیش از حمله پیام های زیادی با واشنگتن و کشورهای منطقه ردوبدل کردند و به همه فرصت دادند تا سامانه های دفاعی خود را آماده کنند. ایران در پیام های خود تأکید داشت که می خواهد پاسخی محدود و مناسب به حمله اسرائیل دهد. به گفته کاخ سفید، ایران گفته بود که تنها به «تأسیسات نظامی» حمله می کند. روز بعد از حمله، با آرام شدن وضعیت، رئیس ستاد ارتش ایران اعلام کرد: «عملیات ما به پایان رسیده و قصدی برای ادامه آن نداریم»

ولی این بیانیه پایان همه چیز نیست و دولت اسرائیل ممکن است نظر دیگری داشته باشد. وزیر امور خارجه اسرائیل پیش از حمله ایران اعلام کرده بود که «اگر ایران از خاک خود حمله کند، اسرائیل پاسخ خواهد داد و به خاک ایران حمله خواهد کرد». گرچه دفاع قوی اسرائیل با موفقیت همراه بود و تنها خساراتی اندک با تنها یک مجروح و بدون هیچ فوتی گزارش شد، ولی اسرائیل ممکن است تصمیم بگیرد که دست به انتقام جویی زند و دلایل خوبی وجود دارد که فکر کنیم اسرائیل این کار را خواهد کرد. ممکن است ایران حمله خود را موفقیت آمیز بداند؛ ولی باتوجه به اینکه تمام مهماتش رهگیری شدند این حمله محدودیت و ضعف توان تهاجمی ایران را آشکار کرد، همدردی بین المللی را با اسرائیل برانگیخت و ایران را بیش از پیش با بدنامی و انزوا روبرو ساخت

اگر اسرائیل با حمله به خاک ایران پاسخ دهد، وضعیت می تواند به سرعت وخیم شود؛ تقابل مستقیم و مستمر دو کشور منجر تلفات زیادی گردد و منطقه را بیش از پیش بی ثبات کند. این درگیری می تواند به سرعت گسترش یابد، آمریکا را مجبور به دفاع از اسرائیل کند یا آن را مستقیما وارد معرکه نماید. نیروهای نیابتی ایران ممکن است دست به اقداماتی خشن و جنگ طلبانه زنند، ایران بیشتر به روسیه و چین نزدیک شود و صحبت های غرب در مورد تشدید تحریم ها، تهران را به سمت هماهنگی بیشتر با مسکو و پکن وادارد. همچنین با ضعف ایران در دفع حملات اسرائیل از طریق سلاح های متعارف و گروههای نیابتی اش، تهران خود را مجبور ببیند که از برنامه هسته ای پیشرفته خود برای تولید سلاح هسته ای استفاده نماید

البته می توان امیدوار بود که چنین سناریویی محقق نشود. واشنگتن از ماه اکتبر در تلاش برای جلوگیری از جنگی منطقه ای بوده و بر اساس گزارش ها به نتانیاهو پیام فرستاده است که دفاع موفق کشورش در برابر حمله ایران را یک پیروزی تلقی کند و دست از اقدام تلافی جویانه بردارد. آمریکا بر دولت اسرائیل اهرم فشارهای خوبی دارد و ممکن است موفق شود نتانیاهو را راضی به پذیرش خواست خود کند؛ ولی از سوی دیگر اسرائیل نیروی نیابتی آمریکا نیست و واشنگتن نمی تواند تضمین کند که نتانیاهو در برابر حمله ایران ساکت بماند. تهران در تهاجم بی سابقه خود، خطرات این اقدام را در مقابل منافعش سنجید و به این نتیجه رسید که برای اینکه جلوی عبور اسرائیل را از خط قرمزهای خود بگیرد، باید به این کشور حمله کند؛ حال اسرائیل نیز ممکن است به نتیجه مشابهی برسد

ایرانیان از قبل گفته اند که در صورت تلافی اسرائیل، از بالا گرفتن تنش ابایی ندارند و انها نیز دست به حمله متقابل می زنند. بنابراین گرچه خاورمیانه 13 اوریل و در پی حمله اولیه ایران، به آتش کشیده نشد، اما همچنان در معرض خطر یک جنگ بزرگتر است؛ جنگی که هیچ برنده ای ندارد

منبع: فارین افرز

مترجم: فاطمه رادمهر

نظر شما