علم و جهل

1329 ۱۳۹۷ فروردین ۲۲ - 2018/04/11

گاهى انسان دانشى را مى آموزد، ليكن همين دانش بارى بر دوش او مى گردد، چه، از مرزهاى عقل و عرف درمى گذرد و او همواره امورى را از اين دانش بيرون مى كشد كه هيچ واقعيتى ندارد و در پايان، اين دانش گزافه او را به وسوسه و سفسطه پردازى مى كشاند و اين مايه نابودى روح و جسم و دنيا و آخرت است.

گاهى نيز آدمى هيچ نمى آموزد و همچنان نادان باقى مى ماند كه اين نيز همچون مورد پيش مصيبت به بار مى آورد، ولى جاهلى كه به جهل خود آگاه است مصيبتى تحمّل پذيرتر از جاهلى دارد كه خود را عالم مى پندارد، و اين همان است كه آن را «جهل مركّب» مى نامند، زيرا كسى كه مى داند جاهل است چه بسا در طلب يافتن علم برآيد و به سخن عالمان گوش فرا دهد، امّا جاهلى كه خويش را عالم مى پندارد همچنان در جهل خود غوطه ور است و اگر كسى بخواهد او را از اين پرتگاه برون كشد استكبار و بزرگى مى ورزد و همچنان در جهل دست و پا مى زند.

از حضرت مسيح(عليه السلام) روايت شده است كه فرمود: «إنّي لا أعجز عن معالجة الأكمه و الأبرص و أعجز عن معالجة الأحمق; من از درمان كور و پيسى گرفته ناتوان نيستم، ليك از درمان احمق ناتوانم».

زيرا خداى سبحان كليد بهبود بيمارى را در دست او نهاد، ولى درمان احمق به شيوه هاى عادى از توان حضرت مسيح بيرون بود.

دانش در نگاه پيامبر اسلام(صلى الله عليه وآله) و جانشينان ايشان چنان جايگاه والايى دارد كه شايد آنچه در فضيلت آن بر زبان پيامبر و امامان(عليهم السلام) جارى شده موجب شگفتى آدمى شود، ولى حقيقت اين شگفتى را مى زدايد. آيا جانمايه دنيا و آبادانى آخرت بسته به علم نيست؟ پس سطح علم بسيار بسيار والاست. اينك گزيده هايى درباره علم:

خداى سبحان مى فرمايد: (هَلْ يَسْتَوِى الَّذِينَ يعْلَمُونَ وَ الَّذِينَ لاَ يَعْلَمُونَ); «آيا كسانى كه مى دانند با كسانى كه نمى دانند همسانند».

نيز مى فرمايد: (وَمَن يُؤْتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِىَ خَيْرًا كَثِيرًا); «هركه حكمت بدو داده شد خير بسيار بدو داده شده است».

نيز خداى متعال فرمود: (وَ تِلْكَ الاَْمْثَـلُ نَضْرِبُهَا لِلنَّاسِ وَ مَا يَعْقِلُهَآ إِلاَّ الْعَــلِمُونَ); «و اين مثلها را براى مردم مى زنيم ولى جز دانشوران آن ها را درنيابند».

آوردن مَثَل امرى همگانى است، ليكن تأمّل در آن به اهل علم اختصاص دارد، زيرا جاهل از كنار پديده ها مى گذرد و تنها عاقل و عالم است كه به مغزِ مورد نظر اين پديده پى مى بَرَد.

پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) مى فرمايد: «اللهمّ ارحم خلفائي، قيل: يا رسول الله و من خلفائك؟ قال: الذين يأتون من بعدي يروون حديثي و سنّتي; خدايا! بر جانشينانم رحمت آور. عرض شد: جانشينان شما كيانند؟ فرمود: كسانى كه پس از من مى آيند و حديث و سنّت مرا روايت مى كنند».

آيا كسى كه حديث روايت مى كند جانشين پيامبر(صلى الله عليه وآله) نيست؟ و جانشين او جز كسى است كه سنّت نبوى را مى شناسد و آن را در ميان مردم مى پراكند؟

پيامبر اكرم حديثى را پيرامون علم به ابوذر، صحابى بزرگوار خود مى فرمايد كه هركس كار آزموده نباشد به شگفتى خواهد آمد. حضرت مى فرمايد: «أما و العلم هو أساس الاجتماع و التمدين و به تناط سعادة الآخرة; هان، دانش زيربناى جامعه و شهرنشينى است و سعادت آخرت بسته بدان است».

پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) به ابوذر فرمود: «يك ساعت حضور در داد و ستد علمى نزد خداوند دوست داشتنى تر از آن است كه كسى هزار شب به نماز بايستد و در هرشب هزار ركعت نماز بگزارد، چنان كه خداوند اين يك ساعت را از هزار جهاد و ختم دوازده هزار باره قرآن و عبادت يك سال كه روزش را روزه و شبش را به عبادت پردازد خوش تر مى دارد. هركه از خانه برون شود تا بابى از ابواب علم را فرا گيرد خداوند براى هرگام او پاداش يكى از پيامبران را به همراه پاداش هزار شهيد از شهيدان بدر مقرّر مى دارد».

در اين جا درنگى كوتاه مى كنيم و آنگاه به حديث باز مى گرديم:

خاك پاى دانش طلب، خاك پاى پيامبر و خاك پاى هزار شهيد از شهيدان بدر است. پس اگر در نظر آوريم كه پيامبرى يك گام در راه دانش بردارد گام اين دانش پژوه نيز همسنگ آن خواهد بود، چنان كه با گامهاى هزار شهيد برابر است. آيا ميراث پيامبران و مقصود شهيدان در بالابردن كلمه الله و آسايش و نيك بختى بشر، در پرتو علم حاصل نمى شود؟ پس چنين سخنى  هيچ شگفتى ندارد. اين سخن كه عبادتِ تهى از دانش به عملكرد حيوانات مى مانَد و بهايى بر آن مترتّب نيست و عبادت همراه با دانش ارزشى بس سترگ دارد گواه آن است كه علم از عبادت فراوان، محبوبتر است .

پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) فرموده خويش را چنين پى مى گيرند: «خداوند به چنين كسى در برابر هر حرفى كه مى شنود يا مى نويسد شهرى در بهشت ارزانى مى دارد. خداى و فرشتگان و پيامبران، دانش پژوه را دوست مى دارند. جز انسان نيكبخت كسى دانش را خوش نمى دارد و خوشا به حال آن كه دانش را خواهان است. نگريستن به چهره دانشمند بهتر از آزادكردن هزار برده است، و هركه دانش را دوست بدارد بهشت بر او بايسته است و با خشنودى خدا بام و شام را سر مى كند و از اين سراى رخت برنمى بندد مگر آن كه از آب كوثر بنوشد و از ميوه بهشتى خورَد و كِرم، جنازه او را از هم فرو نپاشانَد و در بهشت دمساز خضر(عليه السلام) باشد».

اميرالمؤمنين على(عليه السلام) مى فرمايد: «أيّها الناس اعلموا أنّ كمال الدين طلب العلم و العمل به ألا و إن طلب العلم أوجب عليكم من طلب المال، إن المال مقسوم مضمون لكم، قد قسمه عادل بينكم و ضمنه و سيفي لكم، و العلم مخزون عند أهله قد أمرتم بطلبه من أهله فأطلبوه; اى مردم! بدانيد كمال دين به جُستن علم و رفتار بدان است. هان، جستن علم از جستن پول بر شما بايسته تر است، زيرا پول براى شما قسمتى ضمانت شده است كه خدايى دادگر ميان شما تقسيم و ضمانت كرده و به ضمانت خود پيمان دارى خواهد كرد، ولى علم نزد اهلش اندوخته است، و شما مأموريد آن را از اهلش بطلبيد، پس درصدد يافتن آن باشيد».

آيا موجودى بدون روزى ديده ايد؟ در حالى كه نادانان بسيارند. روزى قسمت شده است و هركه آن را مى جويد تا به سهم خويش دست يابد، در حالى كه دانش را جز ويژگان نطلبند، و اين همان تفاوتى است كه حديث بدان اشاره دارد.

پيامبر اكرم مى فرمايد: «إذا مات المؤمن و ترك ورقة واحدة، عليها علم تكون تلك الورقة ستراً بينه و بين النار و أعطاه الله بكلّ حرف عليها مدينة أوسع من الدنيا سبع مرّات; هرگاه مؤمنى از اين سراى رخت بربندد و برگه اى از خود به يادگار نهد كه بر آن دانشى نوشته شده باشد اين برگه به روز رستخيز مانع او و آتش خواهد بود و خداى در برابر هر حرفى از اين برگه شهرى بدو ارزانى خواهد كرد هفت بار پهناورتر از اين جهان».

امام زين العابدين(عليه السلام) مى فرمايد: «لو يعلم الناس ما في طلب العلم، لطلبوه و لو بسفك المهج و خوض اللجج; اگر مردمان مى دانستند در طلب علم چه نهفته آن را مى طلبند اگرچه به بهاى ريخته شدن خونشان يا فرورفتن به گردابها تمام شود».

امام باقر(عليه السلام) مى فرمايد: «عالم ينتفع بعلمه أفضل من سبعين ألف عابد; عالمى كه از علم خود بهره بَرد برتر از هفتاد هزار عابد است».

امام رضا(عليه السلام) به نقل از نياكان خود و پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) روايت مى كند كه فرمود: «جُستن دانش بر هر مسلمانى واجب است، پس علم را در جايگاهش بجوييد و از اهلش فرا ستانيد كه آموختن آن در راه خدا نيكويى و جُستن آن عبادت و بحث و گفتگوى آن تسبيح و پرداختن بدان جهاد و آموختن آن به كسى كه نمى داند صدقه و بخشيدن آن به اهلش موجب نزديكى به خداست، زيرا نشانه هاى حلال و حرام و گلدسته راه بهشت و مونس روزهاى دهشتناك ديار غربت و تنهايى و هم سخن لحظات بى كسى و راهنما به هنگام سختى و سرور و جنگ افزار در برابر دشمنان و آذين در ميان دوستان، جز علم نيست، و خداى در پرتو آن مردمانى را به اوج رسانده و در ميان برگزيدگان رهبرشان ساخته، راه آنها پى گرفته مى شود و از رفتارشان پيروى مى كنند و نظر ايشان پذيرفته مى شود. فرشتگان به دوستى با ايشان مى گرايند و با بالهايشان ايشان را مى نوازند و در نيايشهاشان بر آنها درود مى فرستند و هر خشك و ترى از ماهيان و خزندگان دريايى گرفته تا درندگان و چارپايان خشكى براى اين گروه آرزوى آمرزش دارند. دانش، مايه زندگى دلها در برابر جهل و پرتوگرفتن ديدگان در برابر تاريكى و نيروگرفتن جسم در برابر سستى است كه بردگان را به جايگاه برگزيدگان و مجالس نيكان و درجات والا در اين و آن سراى مى رساند. ذكر با علم همسنگ روزه و گفتگوى علمى همسنگ با نيايش است. در پرتو آن خدا پرستيده مى شود و صله رحم به جاى آورده مى شود و حلال از حرام شناخته مى آيد. علم، جلودار است و عمل پيرو آن. خداى آن را به نيكبختان الهام مى كند و نگون بختان را از آن بى بهره مى گذارد، پس خوشا به حال كسى كه خداى او را از آن بى بهره ننهاده است».

بنابراين آدمى بايد بياموزد و بياموزاند تا كرانه هاى نوينى از شناخت بر او پديدار شود و به درجات والايى از درك نايل آيد. وسعت نفس و محدوده ذهنى عالم، همسنگ علم اوست. پس نادان دلْ مرده است، چونان نابينايى كه هيچ نمى بيند.

*برگرفته از کتاب ارزش ها از نگاه اسلام نوشته آیت الله سید محمد شیرازی

نظر شما
تغییر رمز