twitter share facebook share ۱۳۹۵ بهمن ۲۹ 436

هر فرد، گروه و تجمعی در این کره خاکی با مسائل و مشکلاتی روبروست و شیعیان ساکن در کشورهای اسلامی و غیر اسلامی نیز از این مقوله خارج نیستند. مشکلات جوامع شیعی گاه آنی و زودگذر است و گاه نیز ریشه در تاریخ داشته، از میان برداشتن آن سخت و غیر ممکن می نماید. اینکه چه مصائب و مشکلاتی دامنگیر شیعیان گشته، موضوعی است که نویسنده می کوشد در این مقاله بدان پرداخته و علل و زمینه های ایجاد آن را بررسی نماید.

هر فرد، گروه و تجمعی در این کره خاکی با مسائل و مشکلاتی روبروست و شیعیان ساکن در کشورهای اسلامی و غیر اسلامی نیز از این مقوله خارج نیستند. مشکلات جوامع شیعی گاه آنی و زودگذر است و گاه نیز ریشه در تاریخ داشته، از میان برداشتن آن سخت و غیر ممکن می نماید. اینکه چه مصائب و مشکلاتی دامنگیر شیعیان گشته، موضوعی است که نویسنده می کوشد در این مقاله بدان پرداخته و علل و زمینه های ایجاد آن را بررسی نماید.

ابتدا ذکر این نکته ضروری است که مشکلات شیعیان گرچه بر اوضاع سیاسی، دینی و اقتصادی آنان سایه افکنده است اما موضوعی غیر قابل حل نیست و بسیارند اندیشمندان و مصلحانی که برای این موضوع چاره اندیشی نموده، برنامه هایی ارائه کرده اند.

برای مثال این تلاش و پشتکار را می توان در یکی از سخنرانی های آیت الله سید صادق شیرازی به روشنی دید، آنجا که می فرماید: «گرچه من افق و دورنمای تشیع را روشن و نویدبخش میبینم، ولی افسوس که شیعیان از یافتن نقطه اشتراک مابین خود عاجزند و توانایی برقراری ارتباطی نزدیک تر را با یکدیگر ندارند؛ غافل از آنکه بلایا و مشکلات شیعیان ریشه در همین اختلافات دارد».

ایشان در ادامه به قدم هایی که در راستای ایجاد تفاهم بین شیعیان برداشته شده است اشاره کرده، می گوید: «امروزه اوضاع خاورمیانه و مخصوصا عراق و سوریه به نفع شیعیان پیش می رود؛ بنده از خداوند متعال می خواهم که به تمام شیعیان در گوشه گوشه دنیا توفیق صبر و تحمل یکدیگر را عنایت بفرماید».

آیت الله شیرازی اضافه می کند: «اما متأسفانه شیعیان در همه جا اینگونه نیستند، گرچه این اختلافات و دوری ها روزی پایان خواهد یافت ولی اگر این نقطه ضعف در انها مشاهده نمی شد، از این نیز موفق تر بودند و می توانستند بهتر کار کنند».

استثنای بحرین از قانون حق حاکمیت مردم

پایه دموکراسی در کشورهای غربی بر انتخاب مردم بنا شده و حرف اول و آخر را در آن کشورها صندوق رأی می زند. بسیار اتفاق افتاده است که آمریکا هدف از لشکرکشی و دخالت در امور دیگر کشورها را حمایت از خواست اکثریت خوانده و خود را حامی مردمسالاری در کشورهای جهان سوم معرفی می کند. اما در مواجهه با بحرین-کشوری که اکثریت جامعه را شیعیان تشکیل میدهند- همه چیز رنگ دیگری به خود می گیرد و هیچ کشوری حاضر به پذیرش حق مردم در تعیین سرنوشت خود نیست.

زمامداران غربی که مصلحت و منفعت خود را در نادیده گرفتن مردم و قدرت و ثبات آل خلیفه به شکل کنونی می بینند، در مقابل کشتار و قلع و قمع مردم سکوت اختیار می کنند و دموکراسی را قربانی مطامع خود می نمایند.

آیت الله سید صادق شیرازی به این امر اشاره نموده، می فرماید: «گرچه حاکمان بحرین نیز بر این امر اذعان دارند که اکثریت کشور از ان شیعیان است اما بسیاری از کشورهای غربی که نظام سیاسی و اقتصادی خود را بر مبنای قانون اکثریت بنا نهاده اند، نوبت به بحرین که می رسد این قانون را زیر پا گذاشته، به گونه ای دیگر عمل می کنند»؛ گویی که بحرین از قواعد و ضوابط حاکم بر دموکراسی استثنا شده است.

بر اساس تحلیل برخی از سیاستمداران غربی، دوستی بین دو کشور هیچگاه ابدی نیست. آنچه دائمی خواهد ماند منافع و مصالح کشورهاست و همین مصالح است که دوستی ها و دشمنی ها و ارتباط با دیگر کشورها را تعیین می کند. به عبارت دیگر نه تنها دموکراسی که هر قانون و ارزش دیگری نیز آنجا که در تضاد با منافع کشورها قرار گیرد قربانی می شود. این دقیقا همان چیزی است که در مورد بحرین به روشنی می بینیم.

حاکمان بحرین در مقابل دیدگان همتایان غربی خود، برای حفظ قدرت و تثبیت جایگاه نظام حاکم، حقوق بشر را زیر پا گذاشته، به مدد انواع دسیسه ها و تحریف واقعیات، شیعیان را به حاشیه می رانند و امکان هرگونه مشارکت سیاسی را از آنان می گیرند؛ با اطمینان خاطر از اینکه مدعیان آزادی و مردمسالاری، دل نگران از دست دادن منافع خود، در مقابل شکنجه ها و رفتارهای غیر انسانی و ذبح دموکراسی در آن کشور سکوت اختیار خواهند کرد.

مرجع عالیقدر در قسمتی دیگر از سخنان خود می فرماید: «غربی ها به آنچه می گویند ایمان ندارند و علی رغم اینکه اذعان دارند که اکثریت جمعیت بحرین را شیعیان تشکیل می دهند، این اکثریت را نادیده می گیرند. آنان در واقع دوست دیگر کشورها نیستند بلکه تنها به منافع خود می اندیشند و آنجا که مصلحت اقتضا کند دست دوستی دراز می کنند. پس آنچه ارتباط آنان را با سایر کشورها تنظیم می کند همین منافع است و بحرین شاهد گویایی است بر این مسأله».

بنابراین صرف ادعای غرب در حمایت از دموکراسی کافی نیست و هر ادعایی را عملی باید که نشان از صدق سخن گوینده باشد. حال آنکه رفتار کشورهای غربی در حمایت از نظام های استبدادیِ کشورهای عربی-اسلامی که به هیچ اصل انسانی پایبند نیستند و از اعمال وحشیانه ترین رفتارها با ملت خود فروگذار نمی کنند، خلاف این ادعا را ثابت می کند. همچنانکه می بینیم ترزا می نخست وزیر انگلیس در آخرین سفر خود به بحرین حمایت کشورش را از نظام حاکم به صراحت اعلام می دارد.

آیت الله شیرازی در ادامه می افزاید: «کشورهای غربی که همگی به انتخابات باور دارند و خود به آن عمل می کنند چرا به برگزاری انتخاباتی سالم و به دور از هرگونه فریبکاری و شائبه تقلب در بحرین تن نمی دهند؟!»

البته در این میان هستند کسانی که تسلط اقلیت بر اکثریت را نتیجه انتخاب مردم و لازم الاتباع بدانند؛ حال آنکه این مدعیان خود به درستی می دانند انتخابات بحرین انتخاباتی صوری بیش نیست، حکومت با نصب گماشته گانی امکان دست بردن در رأی مردم را به سهولت برای خود فراهم آورده است و علاوه بر این، قوانین حاکم بر انتخابات نیز توسط کارگزاران نظام و به نفع طبقه حاکم وضع شده است.

نظر شما