twitter share facebook share ۱۴۰۰ شهریور ۲۷ 375

همکاری های اقتصادی دلیل اصلی ایجاد چنین اتحادی است اما هر سه کشور انگیزه های سیاسی خاص خود را نیز دارند

ماه آوریل اخباری مبنی بر میانجیگری عراق بین عربستان و ایران منتشر شد. عراق در شرایطی نقش میانجی را بر عهده گرفته است که سعودی ها در سالهای اخیر گام هایی جدی برای تقویت رابطه با همسایه شمالی خود برداشته اند؛ از جمله این گام ها بازگشایی مرز بین دو کشور در نوامبر سال گذشته -برای نخستین بار از سال 1990- بود.

عراق همزمان با گسترش رابطه با عربستان، مشارکت منطقه ای دیگری را با دو کشور عربی (مصر و اردن) آغاز کرده است. بغداد اواخر ماه ژوئن میزبان اجلاسی با حضور عبدالفتاح سیسی رئیس جمهور مصر و عبدالله دوم پادشاه اردن بود. این چهارمین بار بود که رهبران سه کشور از مارس 2019 با هم دیدار می کردند و نخستین بار بود که این دیدار در خاک عراق انجام می شد. همچنین اولین سفر رئیس جمهور مصر به عراق در سی سال اخیر بود

عراق در طول تاریخ روابط اقتصادی مهمی با هر دو کشور مصر و اردن داشته است. سه کشور در کنار یمن شمالی از سال 1989 تا 1990 شورای همکاری عربی ACC را شکل دادند. همچون سی سال پیش، همکاری اقتصادی در کانون این روابط سه جانبه قرار دارد؛ اما هم آن زمان و هم حالا، اهداف استراتژیک نیز در پشت این اتحاد نهفته بوده است. این مشارکت منادی پروژه های بلندپروازانه ای است که نه فقط عراق و مصر و اردن که حتی منطقه شام را می تواند در بر گیرد.

بازگشت به آینده

رابطه اقتصادی نزدیک عراق با مصر و اردن، به دهه هشتاد و جنگ ایران و عراق بر می گردد. آن زمان اردن شاهراه اقتصادی عراق بود و عراق از طریق بندر عقبه به واردات و صادرات نفت خود اقدام می کرد؛ اردن نیز بیشتر نفت مورد نیاز خود را از عراق به قیمتی ارزان تر دریافت می کرد. ملک حسین متحد نزدیک صدام دیکتاتور عراق بود و طی جنگ ان کشور با ایران، بارها به بغداد سفر کرد. در مورد مصر هم در دهه هشتاد بیش از یک میلیون از جمعیت آن کشور به عراق مهاجرت کردند تا مشاغلی را که با پیوستن اجباری عراقی ها به نیروهای مسلح خالی مانده بود، پر کنند

پس از پایان جنگ، این سه کشور در کنار یمن شمالی شورای همکاری عربی را تشکیل دادند. هرکدام از آنها برای پیوستن به این پیمان انگیزه خود را داشتند اما همگی می خواستند که این پیمان در برابر شورای همکاری خلیج فارس -که متشکل از شش کشور سلطنتی خلیج فارس بود- به ایجاد موازنه در منطقه خاورمیانه منجر شود. صدام به خاطر جنگ، میلیاردها دلار به سعودی بدهکار بود؛ امان و صنعا نیز نگرانی هایی بابت توسعه طلبی و دخالت سعودی ها در امور داخلی خود داشتند

اما همکاری های اقتصادی، ستون اصلی این اتحاد را تشکیل می داد. ACC مکانیزمی بود برای افزایش تجارت بین کشورهای عضو و تسهیل رفت و آمد کارگران به ویژه جا به جایی آنها از مصر و رادن به عراق.

گرچه این شورا با حمله صدام به کویت در اوت 1990 منحل شد، اما حتی در طول دهه نود و در شرایطی که عراق تحت تحریم های شدید بین المللی بود، تجارت بین این کشور با مصر و اردن ادامه یافت و در چارچوب برنامه نفت در برابر غذای سازمان ملل، عراق دومین بازار بزرگ صادرات کالاهای مصری شد. اردن نیز به نفت عراق وابسته ماند و با دریافت مجوز از آمریکا توانست به خرید نفت از آن کشور ادامه دهد

بنابراین عجیب نیست که مصر و اردن جزء اولین کشورهای عربی بودند که پس از حمله آمریکا به عراق در سال 2003 و تشکیل عراق جدید، با آن کشور ارتباط برقرار کردند. سال 2005 نخست وزیر وقت اردن «عدنان بدران» بلندپایه ترین مقام عرب شد که از زمان حمله آمریکا به عراق از آن کشور دیدار کرد؛ سه سال بعد نیز ملک عبدالله نخستین رئیس کشوری عربی بود که به عراق سفر کرد. مصر و عراق سال 2004 با یکدیگر روابط تجاری برقرار کردند. یک سال بعد قاهره اقدام به ارسال سفیر به بغداد کرد؛ البته این دیپلمات مصری چند هفته بعد از استقرار، توسط القاعده ترور شد

توسعه روابط اقتصادی عراق با مصر و اردن بدلیل جنگ داخلی فرقه ای در دهه 2000 و ظهور داعش در دهه 2010 دچار اختلال شد اما در سالهای اخیر، سه کشور گام های مهمی برای بازسازی این رابطه برداشته اند. سال 2017 مصر شروع به دریافت نفت از عراق کرد و اردن نیز سال 2019 دریافت نفت از عراق را آغاز نمود. از سال 2017 سه کشور پروژه بزرگ انرژی مشترکی را در دست احداث دارند که میادین نفتی عراق در بصره را با خط لوله به عقبه متصل می کند و از آنجا به مصر می رود. علاوه بر پروژه های نفتی، عراق برای پروژه های ساخت و ساز و بازسازی خرابی های ناشی از دهها سال جنگ، به شرکت های مصری و اردنی نیاز دارد. برنامه هایی نیز برای اتصال عراق به شبکه های برق مصر و اردن در حال تدارک است تا وابستگی عراق را به برق ایران کاهش دهد

با این وجود هر سه کشور از حیث نقدینگی در مضیقه هستند و این امر چالش بزرگی بر سر برنامه های آنها است. اواخر سال گذشته مصر و عراق توافق کردند که مصر در ازای کمکی که به بازسازی عراق می کند از آن کشور نفت بگیرد. لذا هر سه کشور برای جبران کمبود نقدینگی، مجبور هستند طرف های ثالث را وارد معادلات خود کنند

طرح همکاری های اقتصادی بین سه کشور، از زمان نخست وزیری حیدر عبادی در جریان بود. جانشین وی عادل عبدالمهدی مارس 2019 در نخستین سفر خارجی خود در مقام نخست وزیر، در اولین اجلاس بین سه کشور در قاهره شرکت کرد. برهم صالح رئیس جمهور عراق نیز سپتامبر 2019 در نیویورک با سیسی و ملک عبدالله در حاشیه مجمع عمومی سازمان ملل دیدار نمود. نخست وزیر فعلی عراق مصطفی کاظمی هم اوت 2020 ریاست هیأت عراقی در سومین اجلاس در امان را بر عهده داشت

شام جدید؟

همکاری های اقتصادی دلیل اصلی ایجاد چنین اتحادی است اما همانگونه که در سال 1989 شاهد بودیم، هر سه کشور انگیزه های سیاسی خاص خود را نیز دارند. عراق می خواهد روابط منطقه ای خود را تنوع بخشیده و از زیر چتر ایران درآید؛ (البته هدف بغداد گسترش روابط با همسایگان عرب در ازای از دست دادن رابطه با ایران نیست؛ بلکه بدنبال ایجاد رابطه دوستانه با هر دو طرف می باشد). این احتمال وجود دارد که ایرانیان از همکاری اقتصادی عراق با مصر و اردن استقبال کرده و بکوشند از این مشارکت برای خود توشه ای برچیده و بهره اقتصادی ببرند اما تحقق این احتمال منوط به نتیجه مذاکراتی است که با دولت بایدن دارند. ضمن اینکه اگر مصر و اردن و آمریکا بدنبال این باشند که از این اتحاد برای انزوای تهران استفاده کنند، تهران بی شک به ایجاد مشکلاتی بر سر این همکاری دست خواهد زد.

انگیزه سیاسی مصر و اردن نیز از این مشارکت این است که وابستگی خود را به عربستان کم کنند؛ این امر به ویژه برای اردن بعد از انتشار گزارش هایی که در مورد دخالت سعودی در توطئه اخیر برای بی ثبات کردن اردن و جایگزینی ملک عبدالله با حمزه ولیعهد سابق منتشر شد، مهم است.

اما مهمترین هدف سیاسی که در حاشیه این اتحاد بدست می آید، فراهم کردن ابزار بازسازی سوریه در بلند مدت است. رهبران سه کشور گاه در اظهارات خود نام «شام جدید» را برای اتحادشان به کار می برند. از آنجا که شام ارجاعی است به شهر دمشق و سوریه، اگر اتحاد، سوریه را شامل نشود، این نامگذاری بی معنا می شود. شاید از این رو است که مصر و عراق و اردن بدون نام بردن از کشور خاصی، اعلام کرده اند که درب اتحادیه شان به روی سایر کشورهای منطقه باز است. در حقیقت پذیرش کشورهای دیگر از جمله سوریه به داخل اتحادیه، ریشه در همان شورای همکاری عربی دارد. در آن زمان هم کشورهای عضو شورا مشارکت و همکاری های خود را انحصاری نمی دیدند و پیش بینی می شد که سوریه و لبنان نیز به شورا بپیوندند

تشکیل اتحادیه عراق و مصر و اردن از بسیاری جهات احیای همان شورای قدیمی همکاری عربی است که به مدت سی سال بدلیل بی ثباتی و جنگ در عراق مختل شده بود. آمریکا از همکاری این سه شریک در منطقه استقبال کرده و برای آنکه اتحادیه در رسیدن به اهداف خود موفق شود، حمایت آمریکا از آن باید ادامه یابد. البته اگر سوریه و لبنان برای پیوستن به این اتحادیه دعوت شوند، حمایت آمریکا با توجه به ادامه حضور بشار اسد در قدرت، با ابهام روبرو خواهد شد. با این وجود پروژه شام جدید می تواند ابزاری جهت بازسازی های مورد نیاز سوریه و کاهش فلاکت اقتصادی مردم در سوریه و لبنان باشد

بعد از یک دهه جنگ در سوریه و چهار دهه جنگ در عراق، نیاز به ایجاد چنین اتحادی در منطقه به شدت حس می شود  

*منبع: اندیشکده بروکینگز

مترجم: فاطمه رادمهر

نظر شما