twitter share facebook share ۱۴۰۲ اردیبهشت ۱۸ 362

دقیقا پنج سال از خروج ترامپ از برجام و بیش از دو سال از زمانی که بایدن تلاش خود را برای بازگشت به توافق هسته ای آغاز کرد می گذرد اما علیرغم امیدهای بسیار، وی نتوانست برجام را احیا کند. این شکست نتیجه کوتاهی هر دو دولت ایران و آمریکا بود؛ بایدن در مذاکرات اولیه از تحت فشار گذاشتن کنگره برای حمایت از طرح خود خودداری کرد. از سوی دیگر با طولانی شدن مذاکرات، تهران موانعی ایجاد کرد و خواسته های متعددی را –از جمله تضمین عدم خروج مجدد دولت بعدی آمریکا از توافق- مطرح نمود که واشنگتن به سادگی قادر به براورده کردن آنها نبود. در نتیجه از سپتامبر 2022 تاکنون هیچ پیشرفتی در مذاکرات حاصل نشده است و دو طرف تا رسیدن به توافق فاصله زیادی دارند

اکنون برنامه هسته ای ایران پیشرفته تر از همیشه است. بر اساس گزارش آژانس بین المللی انرژی اتمی، ایران اورانیوم را تا 84% غنی سازی کرده و اورانیوم غنی شده کافی برای چندین بمب را ذخیره سازی کرده است. به گفته مقامات پنتاگون، ایران می تواند ظرف چند ماه یک سلاح هسته ای تولید کند. در نتیجه به لطف اشتباه استراتژیک ترامپ، ایران بالفعل یک کشور هسته ای است

حتی اگر مذاکرات از سر گرفته شود، بعید است که برجام نجات پیدا کند؛ برنامه ایران بسیار پیشرفته تر از آن است که بتوان با توافق آن را مهار کرد. از سوی دیگر فضای سیاسی در غرب برای مذاکره معنادار مساعد نیست؛ اعتراضات گسترده در ایران که با واکنش شدید حکومت مواجه شد، تمایل واشنگتن و دیگر کشورهای غربی را برای لغو تحریم های ایران –که بخشی ضروری از توافق است- از بین برده و حمایت ایران از حمله روسیه به اوکراین، افکار عمومی غرب را علیه این کشور برانگیخته است. حتی اگر واشنگتن چشم خود را به روی این اتفاقات ببندد و برای احیای برجام بسیاری از تحریم ها را لغو کند، مشخص نیست که رهبران ایران علاقه مند به نهایی کردن توافق با دولتی در آمریکا باشند که کمتر از دو سال دیگر از قدرت خارج می شود

بدنبال ناامیدی از احیای برجام، سیاستمداران در تلاش برای طراحی کردن طرح ب هستند اما اغلب نسخه هایی که برای طرح ب ارائه می شود، همان سیاست های قبلی است؛ تحریم و انزوای بین المللی، اقدامات مخفیانه، رزمایش های نظامی و تهدیدهای نظامی. این درحالی است که تمام این سیاست ها در دو دهه گذشته پیاده شده و نتوانسته است پیشرفت های هسته ای ایران را متوقف کند. هم اکنون به نظر می رسد کاخ سفید علاقه مند به نوعی معامله است که در ازای آن طرفین سطح خواسته های خود را پایین می اورند؛ آمریکا بیشتر تحریم های خود را حفظ می کند اما تخفیفاتی جزئی به ایران می دهد؛ در مقابل از ایران می خواهد که بخش های نگران کننده و تهدید آمیز برنامه هسته ای اش را متوقف نماید و از غنی سازی در سطح بالا دست بردارد. این درحالی است که چنین پیشنهاداتی قبل تر هم داده شده و ایران روشن کرده است که علاقه ای به این طرح ها ندارد

اگر آمریکا و اروپا نمی خواهند ایران به کشوری دارای سلاح هسته ای بدل شود و اگر نمی خواهند به ایران حمله کنند و جنگ جدیدی برای عقب انداختن برنامه هسته ای ایران براه بیندازند، به یک رویکرد دیپلماتیک جدید نیاز دارند. خوشبختانه رویدادهای اخیر در خاورمیانه فرصتی برای ایجاد این رویکرد ایجاد کرده است؛ درحال حاضر توافق ایران و آمریکا ممکن است امکانپذیر نباشد اما از آنجا که پادشاهی های عرب خلیج فارس روابط بهتری با تهران برقرار کرده اند، آنچه زمانی غیرممکن به نظر می رسید –توافقی منطقه ای که جلوی مداخلات ایران در کشورهای عرب را گرفته و همزمان برنامه هسته ای تهران را مهار کند- اکنون قابل تصور است. برخلاف برجام چنین توافقی با استقبال کشورهای منطقه همراه شده و لذا بسیار پایدارتر خواهد بود. چنین توافقی می تواند به آرامش و ثبات اقتصادی در ایران بینجامد، برنامه هسته ای این کشور را مهار کند و چه بسا حمایت تهران از شبه نظامیان در منطقه را کاهش دهد. در نهایت این توافق می تواند باعث ثبات بیشتر منطقه شود

این درحالی است که توافق هسته ای غرب با ایران محدودیت هایی داشت؛ بسیاری از مفاد برجام به مرور زمان حذف می شد و مشکلات منطقه ای از جمله تأمین مالی گروههای مسلح توسط ایران، نادیده گرفته می شد. سیاست گذاران غربی معتقد بودند نمی توانند به موضوع هسته ای و دیگر تنش هایی که با ایران دارند همزمان رسیدگی کنند بنابراین آنها تصمیم گرفتند ابتدا روی مهار برنامه هسته ای تمرکز کنند و مذاکره در امور دیگر را به آینده بسپارند

اما امروزه این استراتژی دیگر قابل اجرا نیست زیرا برنامه هسته ای ایران بسیار پیشرفت کرده و نمی توان به وضع محدودیت های موقت روی آن قناعت کرد؛ ضمن اینکه آمریکا و اروپا نشان داده اند نمی توانند به قول خود پایبند بمانند و منافع اقتصادی مؤثر و پایداری برای ایران فراهم کنند. شکست برجام نشان داد که موفقیت توافق هسته ای در گرو کاهش تنش ایران با همسایگانش است. زمانی که برجام سال 2015 امضا شد عربستان و امارات آن را چک سفید امضایی برای ایران تلقی کردند که به آن کشور اجازه می داد دخالت خود را در کشورهای عربی بیشتر کند و برنامه موشک های بالستیک خود را گسترش دهد. در نتیجه این کشورها ترامپ را ترغیب کردند تا از توافق خارج شود و او هم به اشتباه پذیرفت

حالا با گذشت چند سال، این کشورها فهمیده اند که مرگ برجام اشتباه بوده زیرا ایران را تهاجمی تر کرده و فعالیت های هسته ای این کشور را به فهرست نگرانی های آنها اضافه نموده است. اکنون گرچه کشورهای خلیج فارس نقشی در احیای توافق هسته ای ندارند اما احتمال شکل گیری یک توافق بزرگتر منطقه ای را محتمل تر از همیشه کرده اند

این کشورها در تلاش برای جلوگیری از حملات ایران به سرزمین های خود، به دیپلماسی متوسل شدند. اوت گذشته کویت و امارات روابط کامل دیپلماتیک خود را با ایران احیا کردند و ماه مارس ایران و عربستان پس از هفت سال قطع رابطه، با میانجیگری چین روابط خود را عادی نمودند. این توافقات بدین معناست که اکنون قدرتمندترین کشورهای خاورمیانه (به جز اسرائیل) می توانند گفتگوی منطقه ای را با هدف افزایش امنیت، گسترش تجارت و ایجاد منطقه ای عاری از سلاح هسته ای با ایران آغاز کنند

شرط لازم برای رسیدن به این هدف این است که ایران تعهد دهد از بازیگران غیردولتی در شبه جزیره عربستان حمایت مالی و نظامی نخواهد کرد و در مقابل، این کشورها متعهد شوند از گروههایی که ایران را بی ثبات می کنند حمایت نکنند. این رویکرد همچنین مستلزم موافقت همه کشورهای خلیج فارس از جمله ایران با اعمال کنترل و نظارت شدید روی برنامه های هسته ای این کشورهاست؛ برای مثال این کشورها می توانند برای همیشه غنی سازی بالای پنج درصد اورانیوم را ممنوع کنند یا برای همیشه از بازفرآوری پلوتونیوم دست بکشند. همچنین پروتکل الحاقی معاهده منع گسترش سلاح هسته ای را –که به بازرسان سازمان اجازه دسترسی به همه سایت های اعلام شده و مشکوک هسته ای را می دهد- بپذیرند. در این راستا ایران می تواند ذخایر 20 و 60 درصدی اورانیوم غنی شده خود را به خارج بفرستد. 

اگر چنین توافقی با ایران منعقد شود، همسایگان ایران هزینه زیادی متقبل نمی شوند زیرا هیچ یک از آنها در حال حاضر برنامه تولید سوخت هسته ای ندارند که به موجب توافق مجبور شوند آن را کنار بگذارند؛ بنابراین این ایران است که بیشترین هزینه را خواهد داد. برخلاف برجام، این توافق به ایران اجازه می دهد زیرساخت های هسته ای خود را نگه دارد ولی روی برنامه هسته ای این کشور محدودیت های بلندمدتی وضع می کند. همچنین خطر حمله آمریکا و اسرائیل به تأسیسات هسته ای ایران خنثی می شود و این امر خواسته کشورهای خلیج فارس نیز هست زیرا می ترسند در پی چنین حمله ای، به آنها نیز آسیب وارد شود

آمریکا و اروپا باید فعالانه از چنین توافقی حمایت کنند. آنها باید تجارت آزاد ایران و کشورهای خلیج فارس را از تحریم مستثنی کنند و راهی برای رشد اقتصادی تمام طرف های توافق ایجاد نمایند .شورای امنیت سازمان ملل می تواند این توافق را به عنوان جانشین برجام تأیید کند و پیامدهای تنبیهی برای کشورهای ناقض توافق بگذارد. یک توافق منطقه ای، اعمال مجدد تحریم ها را برای آمریکا دشوار می کند زیرا برخلاف سال 2018 واشنگتن در صورت تلاش برای شکست توافق، با مقاومت دوستان عرب خود مواجه می شود

اما چنین توافقی در سطح منطقه می تواند با مخالفت و کارشکنی تندروها در ایران، اروپا و آمریکا مواجه شود زیرا این توافق را به عنوان راه نجات حکومت ایران می بینند ولی آنها باید به این نکته توجه کنند که روابط صمیمانه رژیم شاه در ایران با همسایگانش و نیز با غرب، مانع از فروپاشی آن در سال 1979 نشد بنابراین همراهی آنها با توافق سبب بقای حکومت ایران نمی شود

تقویت روابط اقتصادی ایران و دیگر کشورهای خلیج فارس تضمین کننده ثبات منطقه نیست ولی هزینه سیاست های تهاجمی ایران را نسبت همسایگانش برای تهران افزایش می دهد. با افزایش وابستگی اقتصادی ایران به کشورهای منطقه، اعراب خلیج فارس اهرم های بیشتری را بر تهران بدست خواهند آورد و ایران نیز فرصت بازسازی اقتصاد خود را خواهد داشت. مقامات کشورهای حاشیه خلیج فارس اعلام کرده اند که در صورت حمایت آمریکا از توافق از آن استقبال خواهند کرد

امضای چنین توافقی ضمن کاهش تنش های بین ایران و همسایگانش، از رقابت کشورهای منطقه برای هسته ای شدن جلوگیری می کند و به ایالات متحده اجازه می دهد تا بر نگرانی های مهمتری همچون تغییرات اقلیمی و رقابت با قدرت های بزرگ تمرکز کند

منبع: فارین افرز

مترجم: فاطمه رادمهر

نظر شما