twitter share facebook share ۱۴۰۵ تیر ۳۰ 23
حوثی‌های یمن از اعمال محاصره علیه عربستان سعودی خبر دادند؛ اقدامی که می‌تواند تنش‌ها را به شکل قابل توجهی افزایش دهد و در شرایطی که ذخایر نفت آمریکا و جهان به سطح نگران‌کننده‌ای کاهش یافته، فشار تازه‌ای بر بازارهای جهانی نفت وارد کند.

روز دوشنبه، حوثی‌های یمن از اعمال محاصره علیه عربستان سعودی خبر دادند؛ اقدامی که می‌تواند تنش‌ها را به شکل قابل توجهی افزایش دهد و در شرایطی که ذخایر نفت آمریکا و جهان به سطح نگران‌کننده‌ای کاهش یافته، فشار تازه‌ای بر بازارهای جهانی نفت وارد کند.

اگر این محاصره عملی شود، عربستان نیز ممکن است با همان نوع جنگ اقتصادی گسترده‌ای روبه‌رو شود که آمریکا از طریق محاصره ایران دنبال کرده است. دریای سرخ که یمن در جنوب شرقی آن قرار دارد، تنها مسیر انتقال نفت نیست؛ این دریا همچنین یکی از مهم‌ترین مسیرهای ورود غلات و دیگر کالاهای اساسی به عربستان و سایر کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس به شمار می‌رود.

از این رو، در صورت اجرای این محاصره، دونالد ترامپ ممکن است از دو جهت تحت فشار قرار گیرد تا حملات خود به ایران را کاهش دهد؛ نخست، افزایش شدید قیمت نفت که می‌تواند پیامدهای اقتصادی گسترده‌ای به همراه داشته باشد و دوم، فشار بر عربستان برای جلوگیری از استفاده آمریکا از پایگاه‌ها و حریم هوایی این کشور جهت حمله به ایران.

نمونه‌ای از این وضعیت پیش‌تر نیز رخ داده بود؛ مخالفت عربستان باعث شد ترامپ تنها دو روز پس از آغاز اجرای طرح «پروژه آزادی» ــ برنامه آمریکا برای هدایت کشتی‌ها از تنگه هرمز ــ آن را در اوایل ماه مه متوقف کند.

حوثی‌ها ابزارهای قابل توجهی برای اعمال فشار در اختیار دارند.

حملات آنها می‌تواند صادرات روزانه حدود ۴ میلیون و ۶۰۰ هزار بشکه نفت عربستان از بندر ینبع در ساحل دریای سرخ را با خطر روبه‌رو کند.

آنها می‌توانند یا مستقیماً بندر ینبع را هدف قرار دهند یا به کشتی‌هایی حمله کنند که از تنگه باب‌المندب، گذرگاه ارتباطی دریای سرخ با خلیج عدن و اقیانوس هند، عبور می‌کنند.

بندر ینبع در شمال دریای سرخ قرار دارد و به دلیل فاصله زیاد از یمن و همچنین استقرار سامانه‌های پدافندی عربستان، هدف دشوارتری برای حوثی‌ها محسوب می‌شود.

با این حال، این بندر در برد موشک‌ها و پهپادهای حوثی قرار دارد؛ همان تسلیحاتی که پیش‌تر اهدافی را در اسرائیل، صدها کیلومتر دورتر، هدف قرار داده‌اند.

از سوی دیگر، حوثی‌ها لزوماً نیازی ندارند که بندر ینبع را به طور کامل از کار بیندازند؛ حتی ایجاد ناامنی و اختلال در فعالیت این بندر می‌تواند برای کاهش تردد کشتی‌های تجاری کافی باشد.

حمله به کشتی‌ها در تنگه باب‌المندب برای حوثی‌ها بسیار ساده‌تر است، زیرا این آبراه در نزدیکی مناطق تحت کنترل آنها در یمن قرار دارد.

از اواخر نوامبر ۲۰۲۳ تا اواسط سال ۲۰۲۴، حملات مستمر موشکی و پهپادی حوثی‌ها به کشتی‌ها که در اعتراض به جنگ اسرائیل در غزه انجام می‌شد، باعث شد میزان عبور کشتی‌ها از باب‌المندب حدود ۶۰ درصد کاهش یابد.

حتی اگر بندر ینبع همچنان فعال بماند، مختل شدن عبور و مرور در باب‌المندب می‌تواند عرضه روزانه نفت به بازارهای جهانی را به طور قابل توجهی محدود کند.

در چنین شرایطی، نفتی که قرار است به آسیا صادر شود، ناچار خواهد بود به جای عبور از باب‌المندب، از کانال سوئز وارد دریای مدیترانه شود و سپس با دور زدن دماغه امیدنیک در جنوب آفریقا به مقصد برسد؛ مسیری که حدود دو تا سه هفته زمان حمل را افزایش می‌دهد و هزینه سوخت و بیمه را نیز بالا می‌برد.

ظرفیت محدود کانال سوئز نیز مشکل دیگری ایجاد می‌کند.

برخلاف باب‌المندب، کانال سوئز امکان عبور نفتکش‌های غول‌پیکر موسوم به «VLCC» را که تا دو میلیون بشکه نفت حمل می‌کنند، در حالت بارگیری کامل ندارد.

اگر نفت صادراتی بندر ینبع مجبور شود از مسیر کانال سوئز عبور کند، باید به نفتکش‌های کوچک‌تر موسوم به «سوئزمکس» منتقل شود که ظرفیت آنها تنها حدود یک میلیون بشکه است.

البته بخشی از نفت دریای سرخ می‌تواند از طریق خط لوله «سومد» در مصر به مدیترانه منتقل شود، اما این خط لوله هم‌اکنون با حداکثر ظرفیت اسمی خود، یعنی روزانه دو میلیون و ۵۰۰ هزار بشکه، فعالیت می‌کند و ظرفیت اضافی برای جبران این مشکل ندارد.

نیروی دریایی آمریکا از اوایل ماه مه به‌صورت محرمانه در انتقال نفت از تنگه هرمز نقش داشته و این احتمال وجود دارد که ترامپ برای مقابله با تهدید حوثی‌ها نیز از توان نظامی استفاده کند.

با این حال، توان آمریکا برای حفاظت از خطوط کشتیرانی محدود است.

اجرای هم‌زمان مأموریت حفاظت از کشتی‌ها در هرمز و مقابله با تهدید حوثی‌ها، فشار بیشتری بر نیروهای آمریکایی وارد می‌کند و جان نظامیان این کشور را بیش از پیش به خطر می‌اندازد.

سرنگونی یک بالگرد آپاچی آمریکا توسط ایران در اوایل ژوئن، که گفته می‌شود در همین عملیات انتقال نفت مشارکت داشت، نمونه‌ای از این خطرات بود.

اما حتی اگر نیروی دریایی آمریکا بتواند از کشتی‌ها در برابر حملات حوثی‌ها محافظت کند، باز هم تضمینی وجود ندارد که باب‌المندب به طور مؤثر برای عبور آزاد کشتی‌ها بازگشایی شود.

همان‌گونه که آمریکا ابزار مؤثری برای از بین بردن توانایی ایران در تهدید خلیج فارس در اختیار ندارد، گزینه نظامی مناسبی نیز برای حذف تهدید حوثی‌ها علیه کشتیرانی وجود ندارد.

آمریکا در اوایل سال ۲۰۲۵ حدود هفت میلیارد دلار صرف بمباران مواضع حوثی‌ها کرد، اما دستاورد قابل توجهی به دست نیاورد.

واشنگتن حجم زیادی از مهمات خود را مصرف کرد، اما حتی نتوانست برتری هوایی کامل به دست آورد و حوثی‌ها همچنان به حملات خود علیه کشتی‌ها در دریای سرخ ادامه دادند.

در نهایت، درگیری آمریکا و حوثی‌ها در سال ۲۰۲۵ با توافقی پایان یافت که ترامپ توانست آن را بدون پذیرش شکست آشکار به افکار عمومی ارائه کند؛ توافقی که بر اساس آن، حوثی‌ها حمله به کشتی‌های آمریکایی را متوقف کردند.

اکنون نیز این امید وجود دارد که ترامپ برای بازگشایی مسیر کشتیرانی در تنگه هرمز، به توافقی مشابه با ایران تن دهد؛ حتی اگر چنین توافقی مستلزم پذیرش برخی امتیازها، از جمله نقش ایران در مدیریت تنگه هرمز و حتی دریافت عوارض عبور کشتی‌ها باشد.

منبع: responsiblestatecraft


نظر شما