وقتی کودک از ظاهر خودش ناراضی است، معمولاً اولین واکنش این است که فوراً به او اطمینان بدهید: «تو خیلی زیبایی!» یا «تو کاملاً بینقصی!» این واکنش از روی محبت و نگرانی است، اما گفتوگویی را که میخواهید با فرزندتان داشته باشید، متوقف می کند.
وقتی فرزندتان از مدرسه به خانه میآید و میگوید هیچکس دوست ندارد با او دوست شود چون «چاق» است، یا همه همکلاسیهایش از او زیباتر هستند، معمولاً اولین واکنش این است که فوراً به او اطمینان بدهید: «تو خیلی زیبایی!» یا «تو کاملاً بینقصی!»
این واکنش از روی محبت و نگرانی است، اما به گفته دکتر ویتنی کازارس، متخصص اطفال در پورتلند و نویسنده کتاب «پرورش کودکانی با اعتمادبهنفس نسبت به بدن خود»، بیان چنین جملاتی ممکن است گفتوگویی را که میخواهید با فرزندتان داشته باشید، متوقف کند.
او میگوید: «وقتی فوراً به کودک میگوییم تو زیبایی، در واقع ممکن است این پیام را به او بدهیم که نباید احساسی را که دارد، بیان کند.» بهتر است ابتدا جایی برای بیان این احساسات باز کنید. هدف این است که کودک در وهله اول احساس کند حرفش شنیده میشود و راه گفتوگو همچنان باز بماند.
از چند متخصص پرسیدیم وقتی کودک از ظاهر خودش ناراضی است، والدین دقیقاً چه چیزهایی میتوانند به او بگویند.
*بیشتر برایم توضیح میدهی؟
قبل از اینکه بتوانید به فرزندتان کمک کنید، باید بدانید دقیقاً با چه مسئلهای روبهرو هستید. آیا یکی از همکلاسیها حرف زشتی درباره ظاهر او زده است؟ آیا چیزی در فضای مجازی دیده که باعث ناراحتیاش شده؟ یا اینکه بدنش در دوران بلوغ تغییر کرده و برایش ناآشنا شده است؟ هرکدام از این شرایط به گفتوگویی متفاوت نیاز دارند.
کازارس میگوید مثلاً کودکی که میگوید همه از او لاغرتر هستند، ممکن است در کلاس ورزش، خودش را با دیگران مقایسه کند؛ یا شاید از طرف دوست صمیمیاش نادیده گرفته شده و به این نتیجه رسیده که دلیلش ظاهر اوست. به فرزندتان فرصت بدهید ماجرا را توضیح دهد و به او نشان دهید که از اینکه برای گفتن یک موضوع سخت به شما اعتماد کرده، خوشحال هستید.
شارلوت مارکی، استاد روانشناسی دانشگاه راتگرز و نویسنده کتابهایی از جمله «کتاب تصویر ذهنی از بدن برای دختران»، میگوید: «اگر کودک درباره چنین موضوعی سراغ شما میآید، خودش نشانه خوبی است.» حتی اگر در همان لحظه نمیدانید دقیقاً چه پاسخی باید بدهید، همین که نشان دهید از شنیدن حرفهایش استقبال میکنید، باعث میشود احتمال بیشتری داشته باشد که در آینده هم برای مسائل مشابه به سراغ شما بیاید.
*میفهمم چرا این موضوع اینقدر تو را ناراحت کرده است
مهم است احساس کودک را تأیید کنید، اما در عین حال با قضاوت سختگیرانهای که او درباره خودش دارد موافقت نکنید. به همین دلیل مارکی پیشنهاد میکند به جای اینکه بگویید «نه، تو اصلاً چاق نیستی» یا «تو خیلی زیبایی»، ابتدا ناراحتی او را به رسمیت بشناسید.
او میگوید: اگر حرف یک همکلاسی باعث ناراحتی کودک شده، میتوانید بعد از آن بپرسید: «فکر میکنی چرا چنین حرفی زد؟» شاید آن کودک عادت داشته باشد همه را مسخره کند، یا حتی معنای کلمهای را که به کار برده نمیدانسته است. بررسی اتفاقی که افتاده به کودک کمک میکند بفهمد آیا واقعاً باید برای حرف آن فرد اهمیت زیادی قائل شود یا نه.
مارکی میگوید اگر کودک خودش به این نتیجه برسد که «نه، حرف او درست نیست»، این نتیجه بسیار قدرتمندتر از زمانی است که والدین به زور او را قانع کنند که زیباست؛ چون وقتی شما به عنوان پدر یا مادر میگویید فرزندتان زیباست، کودک میتواند بهراحتی فکر کند: «خب، معلوم است که این را میگویی؛ تو مادرم یا پدرم هستی.»
*بدن آدمها شکلها و اندازههای مختلفی دارد
سؤال «چرا من از دوستانم بزرگترم؟» ممکن است سؤال دشواری به نظر برسد، اما میتوان پاسخ ساده و مستقیمی به آن داد. مارکی میگوید ژنتیک در شکلگیری بدن ما نقش دارد؛ همانطور که روی قد یا رنگ چشم ما تأثیر میگذارد. صحبت درباره شباهتهای خانوادگی میتواند به کودک کمک کند این تفاوتها را طبیعی بداند.
جولیا سورو، روانشناس بالینی در واشنگتن توصیه میکند اگر کودک پرسید: «من چاقم؟»، در برابر وسوسه اینکه فوراً بگویید «نه!» مقاومت کنید. پاسخ فوری «نه» ممکن است این تصور را تقویت کند که چاق بودن چیزی ترسناک یا بد است. در عوض، از کودک بپرسید این کلمه برای او چه معنایی دارد و چرا فکر میکند چاق بودن چیز منفیای است. میتوانید تفاوت اندازه و شکل بدنها را بپذیرید، بدون اینکه یکی را بهتر از دیگری بدانید.
* دقیقاً از چه چیزی میترسی؟
دختر سورو در نخستین هفته حضورش در کلاس اول دبستان به خانه آمد و گفت: «من زیباترین دختر کلاس نیستم.» سورو به جای اینکه درباره ظاهر دخترش به او اطمینان بدهد، پرسید: «دقیقاً از چه چیزی میترسی؟» دخترش گفت میترسد نتواند دوست پیدا کند، هیچکس دوستش نداشته باشد و مجبور شود ناهارش را تنها بخورد.
حالا سورو با یک نگرانی مشخص روبهرو بود و میتوانست برای حل آن به دخترش کمک کند. میتوانستند درباره اینکه کنار کدام همکلاسیها بنشیند صحبت کنند، اینکه آیا میتواند از معلم کمک بخواهد.
گاهی نگرانی کودک درباره ظاهرش، در واقع از ترس عمیقتری درباره پذیرفته شدن، دوست پیدا کردن یا کافی نبودن ناشی میشود؛ مسائلی که صرفاً با یک تعریف و تمجید از ظاهر کودک حل نمیشوند. سورو میگوید: «باید ببینیم چطور میتوانیم به کودک کمک کنیم با چیزی که واقعاً او را میترساند یا احساس میکند برایش تهدیدکننده است، روبهرو شود.»
*دوست دارم بدانم تو به چه چیزهایی علاقه داری
اگر صفحه اینستاگرام یا تیکتاک پسرتان پر از مردانی با بدنهای بسیار عضلانی است، شاید اولین واکنش شما این باشد که به او بگویید گوشی را کنار بگذارد. اما برایان پولاک، مددکار اجتماعی بالینی و بنیانگذار مرکز سلامت رفتاری هیلتاپ، پیشنهاد میکند ابتدا از او بخواهید چیزهایی را که تماشا میکند به شما نشان دهد.
اگر خجالت میکشد، میتوانید بگویید: «واقعاً دوست دارم بدانم تو به چه چیزهایی علاقه داری.» بعد درباره دلیل جذابیت این تصاویر برای او صحبت کنید. آیا دوست دارد مثل آن ورزشکار بازی کند؟ میخواهد شبیه او به نظر برسد؟ یا چیز دیگری برایش جذاب است؟
وقتی بفهمید کودک دقیقاً جذب چه چیزی شده، راحتتر میتوانید درباره فشاری که ممکن است برای شبیه شدن به دیگران احساس کند با او صحبت کنید. همچنین میتوانید درباره چیزهایی صحبت کنید که پشت تصاویری قرار دارند که کودک خودش را با آنها مقایسه میکند: فیلترهای تصویری، عکاسان حرفهای، گریمورها و گاهی یک تیم کامل که مسئول ظاهر یک فرد مشهور است.
*امروز بدنت چه کارهایی برایت انجام داد؟
فرزندتان احتمالاً چیزهای زیادی درباره ظاهر بدنش برای گفتن دارد. این سؤال کمک میکند به چیز دیگری هم توجه کند. امروز با بدنش چه کار کرده است؟ با دوستش خندیده؟ تمرین فوتبال خوبی داشته؟ یک سازه پیچیده با لگو ساخته است؟
این سؤال را به بخشی از گفتوگوهای روزمرهتان تبدیل کنید تا کودک بهتدریج یاد بگیرد تجربههایی را ببیند که هیچ ارتباطی با ظاهرش در آینه ندارند. پیام این است: «بدن من برای نمایش دادن نیست؛ بدن من برای زندگی کردن و انجام دادن کارهاست.»
برای کودکانی که ورزش میکنند، این یعنی باید مراقب باشیم چه چیزهایی را تحسین میکنیم. مثلاً به جای اینکه روی شکل گرفتن عضلات شکم او تمرکز کنیم، بهتر است درباره توانایی بدنش برای انجام ورزشی که دوست دارد صحبت کنیم. البته گفتوگو نباید فقط به موفقیتهای ورزشی محدود شود. کمک کردن به دیگران، ساختن چیزی، مراقبت از یک نفر یا ارتباط با دوستان هم ارزشمند است.
پولاک میخواهد کودکان بدن خود را وسیلهای برای «ابراز وجود و برقراری ارتباط» ببینند، نه چیزی که صرفاً باید به آن نگاه کرد و درباره ظاهرش قضاوت کرد.
*لباس شنا میتواند باعث شود آدم احساس کند بدنش خیلی در معرض دید است
گاهی نشانههایی وجود دارد که نشان میدهد کودک با تصویر ذهنیاش از بدن خود مشکل پیدا کرده است. مثلاً دیگر نمیخواهد شنا کند یا هر بار که خانواده میخواهند عکس بگیرند، از جمع کنار میرود.
کازارس میگوید قبل از اینکه سراغ راهحل بروید، ناراحتی کودک را به رسمیت بشناسید. بعد توضیح دهید که نمیخواهید به خاطر این احساسات، او از فعالیتی که دوست دارد محروم شود و بپرسید: «چه کارهایی میتوانیم انجام دهیم که با وجود این احساس، باز هم بتوانی در این فعالیت شرکت کنی؟»
از او بپرسید چه چیزی میتواند باعث شود حضور در آن موقعیت برایش راحتتر باشد. شاید مثلاً ترجیح دهد در استخر تیشرت مخصوص شنا بپوشد. اگر کودک همچنان از چنین موقعیتهایی دوری کند یا بهتدریج فعالیتهای بیشتری را کنار بگذارد، بهتر است از یک متخصص سلامت روان کمک بگیرید.
کازارس میگوید: «ممکن است کودک مورد آزار و تمسخر قرار گرفته باشد.» پیدا کردن دلیل این تغییر رفتار به شما کمک میکند بفهمید فرزندتان به چه نوع حمایتی نیاز دارد.
* به انتخابهای فرزندتان توجه کنید
کازارس پیشنهاد میکند به جای اینکه صرفاً ظاهر کودک را تحسین کنید، به انتخابهایی که خودش انجام داده توجه کنید. مثلاً بگویید: «مدل مویت را خیلی دوست دارم» یا «این رنگ خیلی بهت میآید.» بنابراین چیزی را تحسین میکنید که تحت کنترل اوست، نه اینکه صرفاً ظاهرش را با یک معیار زیبایی مقایسه کنید.
البته بعضی از ارزشمندترین تعریفها اصلاً ارتباطی با ظاهر ندارند. پولاک توصیه میکند به رفتارهای مشخصی اشاره کنید که از فرزندتان دیدهاید: مثلاً اینکه از خواهر یا برادر بیمار خود مراقبت کرده، به دوستی که روز سختی داشته کمک نموده یا پولش را پسانداز کرده تا بتواند تابستان به جایی که دوست دارد برود. او میگوید منظورش ارزشهایی است که در رفتار کودک دیده میشوند، نه صرفاً ویژگیهایی که به او نسبت داده میشوند. این کار به کودک نشان میدهد دقیقاً چه چیزهایی را در شخصیت و رفتار او ارزشمند میدانید.
*لازم نیست عاشق بدنت باشی، اما مهم است با آن با احترام رفتار کنی
حتی بزرگسالان هم روزهایی دارند که از ظاهر خودشان راضی نیستند. سورو میگوید کودکان هم نباید احساس کنند اگر چنین روزهایی دارند، کار اشتباهی انجام دادهاند. هدف این نیست که کودک همیشه از بدنش راضی و عاشق ظاهر خودش باشد. هدف این است که حتی وقتی اعتمادبهنفس ندارد، همچنان به اندازه کافی غذا بخورد، استراحت کند و کارهایی را که دوست دارد انجام دهد.
سورو میگوید: «اینکه از هر کسی، حتی یک کودک، انتظار داشته باشیم همیشه بدن خودش را دوست داشته باشد، واقعبینانه نیست و حتی ممکن است به یک معیار جدید تبدیل شود که کودک احساس کند از پس آن هم برنیامده است.»
والدین نیز میتوانند این موضوع را همراه با فرزندشان تمرین کنند. کازارس میگوید: «حتی وقتی مستقیماً با فرزندتان درباره این مسائل صحبت نمیکنید، او به حرفها و رفتار شما نگاه میکند.» کودکان متوجه میشوند که شما جلوی آینه از ظاهر خودتان انتقاد میکنید یا نه. میبینند آیا فقط یک اسموتی میخورید، در حالی که بقیه اعضای خانواده یک وعده کامل غذا میخورند.
او میگوید: «هیچ جملهای که درباره دوست داشتن بدن به فرزندتان میگویید، نمیتواند رفتار خودتان با بدنتان را خنثی کند.» کودکان بیش از آنکه از توصیههای ما یاد بگیرند، از چیزی که در رفتار ما میبینند یاد میگیرند.


دیدگاه خوانندگان