یادداشت سیاسی

مقتدی صدر؛ گزینه‌ای تازه برای آمریکا در معادلات سیاسی عراق

مقتدی صدر تلاش می‌کند خود را به‌عنوان چهره‌ای ملی‌گرا معرفی کند که در مقایسه با رقبای سیاسی‌اش، آمادگی بیشتری برای همکاری با آمریکا و متحدان آن دارد. آیا این رویکرد نشان‌دهنده تغییر واقعی در تفکر سیاسی اوست یا صرفاً بخشی از یک راهبرد سیاسی جدید؟

«بیایید با عدالت و انصاف، بدون تحقیر و تکبر، صفحه تازه‌ای در روابط فیمابین باز کنیم.» این پیامی بود که مقتدی صدر، رهبر جریان صدر عراق، روز ۷ اکتبر در پیامی خطاب به ایالات متحده منتشر کرد.

مقتدی صدر در گذشته رهبری «ارتش مهدی» را بر عهده داشت؛ گروه شبه‌نظامی‌ای که پس از سال ۲۰۰۳ و با هدف مقابله با حضور نظامی آمریکا در عراق تشکیل شد. او همچنین سابقه‌ای طولانی در بیان مواضع ضدغربی دارد. با این حال، مهم‌ترین نکته در پیام اخیر او، تفاوتی بود که میان دیدگاه‌های خود و مواضع رقبایش در چارچوب هماهنگی شیعیان عراق -ائتلافی از احزاب سیاسی شیعه که اکنون قدرت را در این کشور در دست دارند- قائل شد.

صدر در پیام خود بر جایگاه محوری عراق در تصمیم‌گیری‌های جهان تشیع تأکید کرد و به‌طور ضمنی، دشمنان اصلی خود را «طرفداران داعش» معرفی نمود. در مقابل، احزاب نزدیک‌تر به ایران در چارچوب هماهنگی، برای ایران جایگاه محوری قائل‌اند و خود را بخشی از «محور مقاومت» می‌دانند. این گروه‌ها مقابله با آمریکا و متحدانش را بر مبارزه با گروه‌های افراطی سنی در اولویت قرار می‌دهند.

به نظر می‌رسد مقتدی صدر تلاش می‌کند خود را به‌عنوان چهره‌ای ملی‌گرا معرفی کند که در مقایسه با رقبای سیاسی‌اش، آمادگی بیشتری برای همکاری با آمریکا و متحدان آن دارد. با این حال، هنوز مشخص نیست مواضع او تا کجا پیش خواهد رفت و آیا این رویکرد نشان‌دهنده تغییر واقعی در تفکر سیاسی اوست یا صرفاً بخشی از یک راهبرد سیاسی جدید به شمار می‌رود.

برای درک بهتر پیام‌های صدر و چشم‌انداز سیاسی او، با شماری از اعضای جریان صدر گفت‌وگو کردم. اما حتی خود آن‌ها نیز پاسخ روشنی برای این پرسش‌ها ندارند. برخی از آن‌ها همچنان در مورد دیدار با مقام‌های آمریکایی تردید دارند، زیرا نمی‌دانند آیا مقتدی صدر در شرایط کنونی چنین ارتباطی را تأیید می‌کند یا نه.

انتخاب یک مسیر تازه

مقتدی صدر پس از پیروزی در انتخابات پارلمانی سال ۲۰۲۱، با احزاب سنی و گروه‌های کرد ائتلاف کرد تا دولتی با اکثریت پارلمانی تشکیل دهد و رقبای شیعه خود را از قدرت کنار بگذارد.

در واکنش به این اقدام، تهران زمینه شکل‌گیری «چارچوب هماهنگی» را فراهم کرد تا در برابر طرح سیاسی صدر بایستد. این ائتلاف با استفاده از حکم دادگاه عالی فدرال عراق مبنی بر ضرورت حضور دوسوم نمایندگان پارلمان برای تشکیل دولت، عملاً روند سیاسی کشور را متوقف کرد.

پس از ماه‌ها بن‌بست سیاسی که در نهایت به ورود هواداران صدر به منطقه سبز بغداد در اوت ۲۰۲۲ انجامید، او کناره‌گیری کامل خود از سیاست را اعلام نمود و به نمایندگان وابسته به جریانش دستور داد از پارلمان استعفا دهند.

صدر از زمان خروج از عرصه سیاسی، مواضعی در مخالفت با چارچوب هماهنگی اتخاذ کرده تا خود را به‌عنوان جایگزینی جدی برای جریان‌های حاکم معرفی کند. برای مثال، او در دسامبر ۲۰۲۴ به‌سرعت از سقوط حکومت بشار اسد در سوریه استقبال کرد؛ در حالی که گروه‌های مختلف چارچوب هماهنگی تلاش می‌کردند با دامن زدن به نگرانی‌های جامعه عراق درباره تحولات سوریه، فضای ترس و بی‌اعتمادی ایجاد کنند. این گروه‌ها با مرتبط دانستن احمد الشرع، رئیس‌جمهور سوریه، با گروه‌های جهادی‌ای که پیش‌تر در عراق جنگیده بودند، موانع بیشتری بر سر راه گسترش روابط بغداد و دمشق ایجاد کردند.

در آوریل ۲۰۲۶ گروه صدر در جریان تظاهراتی در بغداد علیه جنگ با ایران، پرچم کشورهای عربی حوزه خلیج فارس را به نمایش گذاشت. این اقدام در شرایطی صورت گرفت که جریان صدر مخالفت خود را با شبه‌نظامیان نزدیک به ایران اعلام کرده بود؛ گروه‌هایی که در جریان جنگ ایران، به‌تنهایی بیش از ۵۰۰ پهپاد به سوی عربستان سعودی شلیک کردند.

اعضای جریان صدر که با آن‌ها گفت‌وگو کرده‌ام، معتقدند مقتدی صدر در حال آماده‌سازی تشکیلات خود است تا به محض فروپاشی حکومت چارچوب هماهنگی، بار دیگر قدرت را در دست بگیرد. یکی از سیاستمداران جریان صدر به من گفت که جریان صدر منسجم‌ترین و توانمندترین نیروی سیاسی عراق برای پر کردن خلأ قدرت احتمالی است و برخلاف بسیاری از گروه‌های دیگر، از پیامدهای جنگ منطقه‌ای آسیب چندانی ندیده است.

هرچند مقتدی صدر هنوز دستور مشخصی برای بازگشت به فعالیت سیاسی صادر نکرده، اما این برداشت با پیام‌های علنی او همخوانی دارد. او در سوم ژانویه، بازداشت نیکلاس مادورو، رهبر ونزوئلا، به دست دولت ترامپ را «پیامی آسمانی» توصیف کرد و نوشت که سرنوشت ستمگران و مفسدان به همین شکل رقم خواهد خورد.

البته مقتدی صدر نیز از تأثیر تحولات سیاسی سوریه و مسیر احمد الشرع بی‌نصیب نمانده است. در گفت‌وگوهای من، هم اعضای جریان صدر و هم اعضای چارچوب هماهنگی از توانایی شرع برای تغییر چهره سیاسی خود، فاصله گرفتن از گذشته مرتبط با گروه‌های تروریستی و تبدیل شدن به شریک آمریکا تمجید کردند.

آیا این راهبرد به نتیجه می‌رسد؟

بازگشت مقتدی صدر به قدرت، پیش از هر چیز به شکست چارچوب هماهنگی وابسته است؛ اتفاقی که ممکن است بدون دخالت عوامل دیگر و در نتیجه عملکرد خود این ائتلاف رخ دهد.

از زمان بسته شدن تنگه هرمز، عراق حدود ۶۰ میلیارد دلار از درآمدهای نفتی خود را از دست داده است. بر اساس آمار صندوق بین‌المللی پول، این وضعیت به کاهش ۱۶ درصدی تولید ناخالص داخلی کشور منجر شده است. چارچوب هماهنگی تاکنون اقدام مؤثری برای بهبود وضعیت اقتصادی عراق یا مهار نارضایتی فزاینده مردم انجام نداده است. شهروندان عراقی با تأخیر در پرداخت حقوق، افزایش بدهی‌ها و کاهش سریع سطح زندگی روبه‌رو هستند. چنین شرایطی می‌تواند زمینه را برای پذیرش یک جایگزین سیاسی فراهم کند.

در کنار مشکلات اقتصادی، هنوز مشخص نیست دولت عراق تا چه اندازه در خلع سلاح شبه‌نظامیان مورد حمایت ایران موفق خواهد شد. بر اساس برنامه اعلام‌شده دولت، گروه‌های مسلح باید تا ۳۰ ژوئن ۲۰۲۷ خلع سلاح شوند. اگر این اتفاق رخ ندهد، ممکن است آمریکا از تحویل دلارهای حاصل از درآمدهای نفتی عراق خودداری کند؛ اقدامی که می‌تواند دولت بغداد را در پرداخت حقوق کارکنان بخش عمومی و انجام سایر تعهدات مالی با مشکل جدی مواجه سازد.

ابومجاهد العساف، مسئول امنیتی کتائب حزب‌الله، اعلام کرده است که روند تحویل سلاح‌ها همچنان در نقطه آغاز قرار دارد. او همچنین خواستار تعیین یک روز ملی برای به آتش کشیدن پرچم آمریکا شده است. از میان شش گروه شبه‌نظامی اصلی عراق، دو گروه همچنان حاضر به خلع سلاح نیستند.

این وضعیت با وعده اخیر علی الزیدی، نخست‌وزیر عراق، در جریان سفر به ریاض سازگار نیست. او پس از حمله شبه‌نظامیان به خط لوله شرق به غرب عربستان سعودی، به ولیعهد این کشور اطمینان داده بود که خاک عراق برای حمله به عربستان مورد استفاده قرار نخواهد گرفت.

در مجموع، بحران اقتصادی و مشکلات حل‌نشده مربوط به شبه‌نظامیان می‌تواند شرایطی ایجاد کند که راه را برای بازگشت مقتدی صدر هموار سازد. با این حال، او با دو مانع اساسی روبه‌روست: نخست، کاهش انسجام جریان صدر در مقایسه با سال‌های گذشته و دوم، مخالفت برخی روحانیون و مراجع حوزه علمیه نجف.

خروج جریان صدر از عرصه سیاسی برای بیش از چهار سال، توانایی این جریان را برای ارائه خدمات به هوادارانش به‌شدت کاهش داده است. جوامع و پایگاه‌های اجتماعی وابسته به صدر دیگر نمی‌توانند مانند گذشته برای حل مشکلات خود به نمایندگان پارلمان یا مقام‌های دولتی وابسته به این جریان تکیه کنند. تاجران و فعالان اقتصادی‌ای که پیش‌تر از حمایت جریان صدر برخوردار بودند نیز ناچار شده‌اند برای ادامه فعالیت‌های خود به احزاب سیاسی دیگر متوسل شوند. سیاستمداران جریان صدر هم تحت فشارهای اجتماعی شدیدی قرار دارند و پیشنهادهایی برای پیوستن به جریان‌های رقیب دریافت می‌کنند.

اعضای جریان صدر که با آن‌ها گفت‌وگو کرده‌ام، می‌گویند در حال حاضر هیچ تصویر روشنی از مسیر سیاسی مورد نظر مقتدی صدر وجود ندارد. او حتی در برابر پرسش‌های نزدیک‌ترین افراد به خود درباره تصمیم‌های سیاسی آینده‌اش سکوت می‌کند و پاسخی نمی‌دهد. در نتیجه، احساس کنار گذاشته شدن و بی‌خبری در میان بدنه و کادرهای جریان صدر به‌شدت افزایش یافته است.

از سوی دیگر، شماری از روحانیون برجسته حوزه علمیه نجف معتقدند تشکیل دولتی به رهبری مقتدی صدر به‌ناچار قدرت و نفوذ آن‌ها را محدود خواهد کرد. این روحانیون هنوز اظهارات صدر را به یاد دارند که در همان روز درگذشت آیت‌الله محمدسعید حکیم، خواستار پاکسازی نجف شده بود؛ سخنی که در آن زمان توهین به این مرجع برجسته تلقی شد. آیت‌الله حکیم در آن مقطع یکی از چهار مرجع عالی‌قدر ساکن نجف بود.

روحانیون و مراجع نجف از قدرت و نفوذ نهادی لازم برای سد کردن مسیر مقتدی صدر به سوی تبدیل شدن به تنها قدرت مسلط بر شیعیان عراق برخوردارند. آن‌ها عموماً ترجیح می‌دهند چندین جریان شیعه به‌طور فعال در قدرت حضور داشته باشند تا هیچ گروهی نتواند انحصار سیاسی را در اختیار بگیرد.

واشنگتن چه کاری می‌تواند انجام دهد؟

پیام اخیر مقتدی صدر می‌تواند به واشنگتن کمک کند تا درک دقیق‌تری از جامعه شیعه عراق به دست آورد.

بسیاری از سیاستمداران، فعالان جامعه مدنی، روحانیون و چهره‌های تأثیرگذار در میان مردم عراق، حتی برخی از کسانی که اختلافات جدی با مقتدی صدر دارند، معتقدند که خصومتی با ایالات متحده ندارند. برخی از آن‌ها اساساً هیچ‌گاه چنین دیدگاه خصمانه‌ای نداشته‌اند و برخی دیگر نیز تنها در سال‌های اخیر به این نتیجه رسیده‌اند که لزومی به دشمنی با آمریکا وجود ندارد. با این حال، صدای این گروه‌ها در مقایسه با جریان‌های همسو با ایران کمتر شنیده می‌شود. نفوذ شبه‌نظامیان باعث شده هزینه ابراز علنی چنین دیدگاه‌هایی بالا برود. از سوی دیگر، پراکندگی این افراد و ناتوانی آن‌ها در سازمان‌دهی و ایجاد یک جریان منسجم، سبب شده ابزار مؤثری برای تأثیرگذاری بر سیاست‌های کشور در اختیار نداشته باشند.

واشنگتن باید این نگاه نادرست را کنار بگذارد که شیعیان عراق صرفاً بازتابی از سیاست‌ها و دیدگاه‌های حکومت ایران هستند. چنین نگاهی دقیقاً همان چیزی را در اختیار تهران قرار می‌دهد که به دنبال آن است: انحصار نمایندگی شیعیان در سراسر جهان. ایالات متحده باید دامنه ارتباطات خود را با طیف گسترده‌تری از چهره‌ها و جریان‌های شیعه عراق گسترش دهد. همچنین باید متحدان منطقه‌ای خود در کشورهای عربی حوزه خلیج فارس را تشویق کند که چنین رویکردی را در پیش بگیرند؛ کشورهایی که از نظر فرهنگی و زبانی به شیعیان عراق نزدیک‌ترند و می‌توانند ارتباط مؤثرتری با آن‌ها برقرار کنند.

منبع: شورای آتلانتیک



دیدگاه خوانندگان