twitter share facebook share ۱۴۰۵ مرداد ۰۱ 149
ازسرگیری جنگ باعث شده عربستان دوباره در تیررس ایران قرار گیرد، جبهه درگیری میان عربستان و حوثی‌ها فعال گردد و محاصره کشتی‌های مرتبط با عربستان در دریای سرخ نیز رسماً اعلام شود. مجموعه این عوامل فشار بی‌سابقه‌ای بر پاکستان وارد کرده است؛

چهار هفته پیش، پاکستان یکی از بزرگ‌ترین برندگان جنگ آمریکا و ایران به نظر می‌رسید.

ژنرال عاصم منیر، فرمانده ارتش پاکستان، ماه‌ها میان واشنگتن، تهران و پایتخت‌های کشورهای حاشیه خلیج فارس در رفت‌وآمد بود. در نتیجه این تلاش‌ها، پاکستان میزبان نخستین مذاکرات رودرروی آمریکا و ایران پس از چندین سال شد و همچنین در دستیابی به «تفاهم‌نامه اسلام‌آباد» نقش میانجی را ایفا کرد؛ توافقی که جی‌دی ونس، معاون رئیس‌جمهور آمریکا، در ماه ژوئن آن را امضا کرد و ضمن قدردانی از منیر، او را یکی از «افراد بسیار، بسیار مهم» زندگی خود خواند.

اسلام‌آباد نیز برای بهره‌برداری از این فضای مثبت، یک شرکت لابی‌گری در واشنگتن استخدام کرد تا این حسن‌نیت را به همکاری‌های دفاعی و سرمایه‌گذاری در بخش معادن تبدیل کند. شهباز شریف، نخست‌وزیر پاکستان، پس از امضای تفاهم‌نامه میان آمریکا و ایران که به توقف عملیات نظامی گسترده انجامید، از طلوع «خورشید پیشرفت و شکوفایی» برای اقتصاد بحران‌زده پاکستان سخن گفت.

اما اکنون شرایط کاملاً تغییر کرده است. درگیری میان واشنگتن و تهران از سر گرفته شده و دو هدف اصلی پاکستان ــ ایفای نقش میانجی مورد اعتماد ایران و در عین حال تضمین امنیت کشورهای عربی خلیج فارس ــ بار دیگر در تضاد با یکدیگر قرار گرفته‌اند.

دونالد ترامپ در اوایل ژوئیه اعلام کرد که توافق «به پایان رسیده است» و پس از آن آمریکا اهداف نظامی و غیرنظامی در ایران را هدف قرار داد. در مقابل، کاظم غریب‌آبادی، معاون وزیر امور خارجه ایران، در ۱۸ ژوئیه اعلام کرد تهران «تمام تعهدات خود» در چارچوب این توافق را به حالت تعلیق درآورده است. از آن زمان، جنگ دقیقاً به همان نوع درگیری چندجبهه‌ای منطقه‌ای تبدیل شده که پاکستان در بهار امسال تلاش می‌کرد از وقوع آن جلوگیری کند.

آشکارترین تهدید جدید برای پاکستان در عربستان سعودی شکل گرفته است؛ جایی که ایران در نخستین حمله مستقیم به خاک عربستان از ماه مارس تاکنون، پایگاه هوایی شاهزاده سلطان در الخرج را هدف قرار داد. این حمله تنها چند روز پس از آن انجام شد که حوثی‌های یمن، متحد ایران، با شلیک موشک به عربستان، فرودگاه ابها را هدف قرار دادند.

پاکستان سال گذشته با عربستان پیمان دفاع متقابل امضا کرد. این کشور پیش‌تر نیز پس از حملات ایران به تأسیسات انرژی عربستان، جنگنده‌ها و هزاران نیروی نظامی به این کشور اعزام کرده بود. همچنین گزارش شده است که اسلام‌آباد مستقیماً به تهران هشدار داده هرگونه حمله به عربستان، حمله به پاکستان تلقی خواهد شد.

شهباز شریف پس از حملات حوثی‌ها، این اقدام را نقض حاکمیت عربستان دانست و اعلام کرد پاکستان آن را «به‌شدت محکوم می‌کند» و از امنیت ریاض «قاطعانه حمایت خواهد کرد.»

این موضع‌گیری از آن جهت قابل توجه است که پارلمان پاکستان حدود یک دهه پیش صریحاً با ورود این کشور به جنگ یمن مخالفت کرده بود.

در آوریل ۲۰۱۵، زمانی که عربستان از پاکستان خواست به ائتلاف تحت رهبری ریاض علیه حوثی‌ها بپیوندد، مجلس ملی پاکستان با رأیی یکپارچه تصمیم گرفت «بی‌طرفی» خود را حفظ کند.

محاسبات اسلام‌آباد همچنان تغییر نکرده و شاید حتی بیش از گذشته به دنبال دستیابی به صلحی پایدار باشد.

پاکستان پس از ایران، دومین جمعیت بزرگ شیعیان جهان را در خود جای داده است و کشته شدن علی خامنه‌ای در ماه فوریه، موجی از ناآرامی‌های خونین را در کراچی و اسلام‌آباد به راه انداخت. در آن زمان حتی ژنرال منیر شخصاً برای آرام کردن راهپیمایی‌ها و مراسم بیعت با رهبر جدید جمهوری اسلامی در محله‌های شیعه‌نشین وارد عمل شد.

از سوی دیگر، ژنرال منیر و شهباز شریف در مراسم تشییع پیکر آیت‌الله خامنه‌ای در ماه ژوئیه حضور یافتند و نخست‌وزیر پاکستان در پیامی نوشت: «حکمت، رهبری و نفوذ عمیق رهبر فقید ایران بر این کشور و سراسر منطقه برای نسل‌ها در یادها خواهد ماند.»

این اقدام نشان‌دهنده همان تعادل ظریفی است که رهبران پاکستان ناچارند میان دو طرف برقرار کنند.

اما اگر درگیری میان عربستان و حوثی‌ها شدت بگیرد یا ایران بار دیگر عربستان را هدف قرار دهد و پیمان دفاعی میان اسلام‌آباد و ریاض فعال شود، پاکستان مجبور خواهد شد دقیقاً همان کاری را انجام دهد که پارلمان این کشور ده سال پیش با آن مخالفت کرده بود؛ یعنی ورود نظامی به جنگ علیه محور ایران و حوثی‌ها؛ آن هم در شرایطی که فضای داخلی پاکستان به دلیل حساسیت‌های مذهبی میان شیعیان و اهل سنت بسیار ملتهب است.

اکنون گزارش‌ها حاکی از آن است که کویت نیز خواهان توافقی مشابه با عربستان شده است.

خبرگزاری رویترز هفته گذشته گزارش داد اسلام‌آباد و کویت در مراحل اولیه مذاکرات برای گسترش همکاری‌های دفاعی قرار دارند؛ توافقی که به گفته یک مقام پاکستانی، می‌تواند شامل استقرار هزاران نیروی نظامی، جنگنده، پهپاد، سامانه‌های پدافند هوایی و دیگر امکانات دفاعی در کویت باشد.

با این حال، یک مقام امنیتی پاکستان اعلام کرده است که کشورش «در شرایط کنونی نمی‌تواند اعزام نیروهای رزمی را مدنظر قرار دهد.»

این تردید نشان می‌دهد که افزایش تعهدات دفاعی پاکستان در کشورهای مختلف خلیج فارس که در تیررس ایران قرار دارند، حفظ سیاست موازنه را برای اسلام‌آباد دشوارتر می‌کند. هر توافق جدید، فضای مانور پاکستان برای ادعای بی‌طرفی را محدودتر خواهد کرد.

پاکستان در جریان این جنگ دریافت که اگر شرکای عربی احساس کنند اسلام‌آباد بیش از حد به تهران نزدیک شده، هزینه سنگینی باید بپردازد.

امارات متحده عربی در ماه آوریل وام ۳.۵ میلیارد دلاری خود را از پاکستان پس گرفت و هم‌زمان هزاران کارگر شیعه پاکستانی را به‌تدریج اخراج کرد؛ اقدامی که بسیاری آن را واکنشی به تصور گرایش پاکستان به ایران در جریان میانجی‌گری دانستند.

برای مطالعه بیشتر در این زمینه رجوع کنید به: روایت پاکستانی های شیعه از برخورد امارات

عربستان با پرداخت سه میلیارد دلار بخشی از این خلأ را جبران کرد، اما پیام روشن بود: سیاست بی‌طرفی پاکستان هیچ‌یک از بازیگران منطقه را کاملاً راضی نمی‌کند و ناراضی کردن هر یک از حامیان عرب خلیج فارس می‌تواند میلیاردها دلار برای اسلام‌آباد هزینه داشته باشد.

انگیزه اصلی پاکستان برای تلاش جهت پایان دادن به جنگ، حفظ ثبات اقتصادی بود.

پاکستان اکنون در برنامه کمک مالی صندوق بین‌المللی پول قرار دارد و بیش از نیمی از درآمدهای مالیاتی این کشور صرف بازپرداخت بدهی‌ها می‌شود. این کشور تازه توانسته بود تورم را مهار کند که بسته شدن تنگه هرمز بار دیگر نرخ تورم را دو رقمی کرد.

در ماه مارس، با اختلال در انتقال انرژی از تنگه هرمز، دولت پاکستان مدارس را برای دو هفته تعطیل کرد و هفته کاری را به چهار روز کاهش داد تا در مصرف سوخت صرفه‌جویی شود. اکنون نیز دولت اعلام کرده ممکن است دوباره همین سیاست‌ها را اجرا کند.

اگر علاوه بر تنگه هرمز، دریای سرخ نیز ــ همان‌گونه که حوثی‌ها با اعلام محاصره دریایی عربستان تهدید کرده‌اند ــ با اختلال مواجه شود، امنیت انرژی پاکستان بیش از پیش آسیب خواهد دید. این کشور بخش عمده سوخت خود را از کشورهای خلیج فارس وارد می‌کند و بسته شدن مسیرهای اصلی کشتیرانی، هم ظرفیت حمل نفتکش‌ها را کاهش می‌دهد و هم هزینه بیمه و حمل‌ونقل را افزایش می‌دهد؛ موضوعی که قیمت نفت را برای پاکستان، که هم‌اکنون نیز با دشواری آن را تأمین می‌کند، بیش از پیش بالا خواهد برد.

چنین وضعیتی همچنین فشار بیشتری بر تعهدات دفاعی پاکستان در قبال عربستان وارد می‌کند، زیرا ریاض اعلام کرده است که اجازه نخواهد داد تهدید حوثی‌ها علیه کشتی‌های عبوری ادامه یابد و با آن «قاطعانه و سریع» برخورد خواهد کرد.

اهمیت این مسئله برای عربستان بسیار بالاست؛ زیرا پس از بسته شدن تنگه هرمز، این کشور ناچار شده روزانه حدود پنج میلیون بشکه نفت خام را از طریق خط لوله شرق ـ غرب به بندر ینبع در ساحل دریای سرخ منتقل کند؛ مسیری که در شرایط کنونی تنها راه عملی صادرات نفت عربستان به شمار می‌رود.

با وجود همه این تحولات، تلاش‌های میانجی‌گرانه پاکستان را نمی‌توان شکست‌خورده دانست و سرمایه دیپلماتیک این کشور نیز از بین نرفته است.

وزیر خارجه کویت هفته گذشته همچنان از نقش «سازنده و میانجی‌گرانه» پاکستان قدردانی کرد و اسلام‌آباد همچنان یکی از معدود کانال‌هایی است که احتمالاً در آینده بتواند زمینه ازسرگیری مذاکرات میان تهران و واشنگتن را فراهم کند.

اما شرط‌بندی اصلی پاکستان ــ اینکه پایان جنگ امکان بهره‌برداری اقتصادی از این نقش و جذب کمک‌های مالی و سرمایه‌گذاری را فراهم خواهد کرد ــ تاکنون به نتیجه نرسیده است.

برعکس، ازسرگیری جنگ باعث شده عربستان دوباره در تیررس ایران قرار گیرد، جبهه درگیری میان عربستان و حوثی‌ها فعال شود، تنگه هرمز بار دیگر بسته شود و محاصره کشتی‌های مرتبط با عربستان در دریای سرخ نیز رسماً اعلام شود.

مجموعه این عوامل فشار بی‌سابقه‌ای بر پاکستان وارد کرده است؛ کشوری که اکنون بیش از هر زمان دیگری ناچار است بر دیپلماسی تکیه کند تا از تبدیل شدن به یکی از طرف‌های مستقیم جنگ جلوگیری نماید.

منبع: responsiblestatecraft

مطالب مرتبط:

نگرانی پاکستان از کشیده شدن به جنگ ایران و آمریکا

چگونه پاکستان خود را به عنوان میاجی صلح در بحران ایران معرفی کرد

انگیزه ها و محدودیت های پاکستان در میانجی گری میان آمریکا و ایران


نظر شما