twitter share facebook share ۱۴۰۰ مرداد ۱۵ 435

داده های اخیر یک نظرسنجی نشان می دهد که مردم حامی آزادی بیان هستند؛ اما در صورتی از بهره مندی دیگران از این حق دفاع می کنند که آن دیگری همرأی آنان باشد.

نظرسنجی جدیدی که به سفارش بنیاد Justitia انجام شده، نشان می دهد که آزادی بیان تقریبا برای همه مهم است. 94% از جمعیت 33 کشور که در این نظرسنجی شرکت کردند، فکر می کنند اینکه مردم بتوانند آنچه می خواهند بدون سانسور بیان کنند، امر مهمی است. 93% آنان از حق رسانه ها برای ارائه گزارش های دلخواه خود و استفاده مردم از اینترنت بدون سانسور نیز حمایت می کنند.

اما اگر اکثر پاسخ دهندگان حامی آزادی بیان هستند، پس چرا بیش از یک دهه است که این آزادی در جهان سیر نزولی یافته است؟

برای یافتن پاسخ این سؤال باید ببینیم که مردم در حمایت از آزادی بیان چقدر صادق هستند؛ آیا از ارزش هایی که با باور و ارزش های انان همخوانی ندارد نیز حمایت می کنند؟ بسیاری از مردم از حق آزادی بیان خود دفاع می کنند؛ اما وقتی نوبت به بیان آزادانه عقاید و ارزش هایی می شود که با آراء و ارزش های خودشان در تضاد است، این حس حمایت در آنان بسیار کاهش می یابد.

در تمام کشورها تنها 43% از پاسخ دهندگان از اینکه برای مقابله با اظهارات توهین آمیز علیه اقلیت ها تدابیری قانونی اتخاذ شود، حمایت می کنند و 39% طرفدار منع اظهارات توهین آمیز به دین و عقاید خود هستند. مدارا در برابر همجنسگرایان از دانمارک و سوئد با 91% تا پاکستان با 27% متفاوت است. 72% از دانمارکی ها و آمریکایی ها خواهان بردباری در برابر توهین به پرچم خود هستند اما این امر در ترکیه 16% و در کنیا 18% می باشد.

به گفته «لی بولینگر» رئیس دانشگاه کلمبیا «نخستین اصلاحاتی که در قانون آمریکا صورت گرفت، این کشور را به کشوری بدل کرده است که بیشترین آزادی بیان در آن وجود دارد»؛ اما متأسفانه حمایت آمریکایی ها از چنین «آزادی بیانی که در دنیا استثنا است» رو به کاهش گذاشته است. درست است که 88% آمریکایی ها فکر می کنند آزادی بیان باید شامل حق انتقاد از دولت شود (و این چیزی است که در اصلاحیه اول قانون آمده است)؛ اما این میزان حمایت در مقایسه با نظرسنجی پیو که سال 2015 انجام شد، سیر نزولی داشته و نشان می دهد که در پی ریاست جمهوری ترامپ و نتیجه خشونت باری که با حمله به کنگره داشت، شمار فزاینده ای از آمریکایی ها، از آزادی بیان گسترده ای که در کشور وجود دارد ناخشنودند.

در طول تاریخ، آزادی بیان به نام دین و عقاید مذهبی به شدت محدود شده و در بدترین حالت، به خشونت و کشتار منتهی گشته است؛ این امری است که در حملات جهادگرایان به کاریکاتوریست های دانمارکی و فرانسوی، اعمال خشونت علیه مسلمانان توسط تندروان هندو در هند و حمله به دگرباشان جنسی توسط مسیحیان تندروی ارتدکس در روسیه، شاهد بودیم. وقتی از شرکت کنندگان در نظرسنجی پرسیده شد که آیا دولت باید جلوی اظهارات توهین آمیز به «دین یا عقاید شما» را بگیرد؟ 73% از مردم ترکیه و 75% از مردم پاکستان پاسخ مثبت دادند؛ اما این نگاه در انگلیس و فرانسه 37% و در آلمان 47% بود.

در رتبه بندی که بین این 33 کشور از لحاظ حمایت مردم از آزادی بیان صورت گرفت، برخی نتایج شگفت انگیزی دیده شد؛ برای مثال مجارستان در جایگاه پنجم و ونزوئلا در جایگاه هفتم قرار گرفتند. شاید این امر متأثر از نقشی باشد که دولت ها در سلطه بر رسانه ها و به حاشیه راندن صدای مخالفان دارند و باعث شده اند که مردم خطر محدودیت های حاکم بر آزادی بیان را درک کنند. همچنین علیرغم رتبه پایینی که کشورهای مصر، ترکیه، روسیه و فیلیپین داشتند، مردم بدلیل سیاست های سختگیرانه دولتها در حوزه عمومی، به شدت از حق انتقاد از دولت حمایت می کردند.

در عصر رسانه های سنتی، این دولت ها بودند که محدودیت های حاکم بر سر آزادی بیان را تعریف و اعمال می کردند؛ اما در عصر دیجیتال نقش دولت کمرنگ شده و این بنیانگذاران و مدیران شبکه های اجتماعی هستند که نقش بیشتری ایفا می کنند. سؤال این است که در عصر جدید چه کسی باید تصمیم گیر باشد و حدود آزادی بیان را در شبکه های اجتماعی تعیین کند؟

هم اکنون در هند شاهد هستیم که دولت، توییتر را تحت فشار گذاشته تا اطلاعات غلطی که در انتقاد از نحوه برخورد دولت با کووید 19 می شود را پاک کند. در کشورهایی همچون آلمان و اتریش قوانینی تصویب شده است که شبکه های اجتماعی را مجبور به حذف «محتوای غیرقانونی» می کند.

اکثریت افراد نظرسنجی، اتفاق نظر دارند که باید بر شبکه های اجتماعی مقرراتی حاکم باشد و وجود قانون بهتر از نبود آن است؛ اما اکثریت پرسش شوندگان در دو سوم کشورهای حاضر در نظرسنجی از جمله ونزوئلا، مجارستان، آمریکا، نیجریه، ژاپن و سوئد، ترجیح می دهند که مدیران و بنیانگذاران این شبکه ها، خود به وضع مقررات لازم بپردازند و دولت ها در این کار نقشی نداشته باشند. نکته دیگر اینکه علیرغم افزایش سخنان حاوی نفرت پراکنی و تبعیض در شبکه های اجتماعی، به نظرمی رسد که بسیاری ترجیح می دهند همچنان امکان انتشار و دسترسی آزادانه اطلاعات، بدون آنکه دولت ها دست به سانسور این اطلاعات بزنند وجود داشته باشد.

*منبع: فارین پالیسی

مترجم: فاطمه رادمهر

نظر شما