تغییر نگاه اقتصادی کشورهای عرب خلیج فارس

166 ۱۳۹۸ تیر ۱۸ - 2019/07/09

یک دهه قبل، اندک افرادی در سیلیکون ولی راجع به اوبر یا صندوق سرمایه گذاری عمومی (PIF) شنیده بودند. اوبر هنوز راه نیفتاده بود و صندوق سرمایه گذاری عمومی هم که متعلق به پادشاهی سعودی است، آن زمان بودجه محدودی داشت و در صنایع محلی سرمایه گذاری می کرد.

اما وقتی شرکت تاکسی رانی اوبر در ماه می عرضه عمومی سهام خود را آغاز کرد، صندوق سرمایه گذاری عمومی عربستان در زمره یکی از پنج سهامدار بزرگ این شرکت بود. این صندوق سال 2016 که ارزش هر سهم شرکت اوبر 49 دلار بود 5% از سهام اوبر را خرید؛ اما همزمان با عرضه عمومی سهام اوبر، ارزش سهام این شرکت تاکسی رانی به 42 دلار سقوط کرد و به این ترتیب عربستان 200 میلیون دلار ضرر کرد.

دهه های گذشته پادشاهی های حاشیه خلیج فارس تجارتی که با ثروت خود می کردند تجارت هایی بود کم ریسک و بدور از هیچ هیجانی؛ برای مثال بانک مرکزی سعودی ثروت حاصل از فروش نفت را در فعالیت هایی با ریسک پایین همچون فروش اوراق قرضه به کار می گرفت که اتفاقا این فعالیت ها درامد کلانی هم برای دولت نداشت. کویت یکی از اولین صندوق های مستقل ثروت ملی را داشت که این صندوق نیز در اوراق قرضه و شرکت های بزرگ و شناخته شده ای که اطمینان و شهرت بالایی دارند مثل جنرال موتورز سرمایه گذاری می کرد.

اما الان وضعیت تغییر کرده است؛ تمام شش صندوق ثروت ملی کشورهای عرب خلیج فارس در سرمایه گذاری، ریسک پذیرتر و ماجراجویانه تر شده اند. بعضی از آنها میلیاردها دلار خرج بدست آوردن متحدان سیاسی برای خود می کنند و برخی دیگر به پیشرفت صنایع و کسب و کارهای محلی کمک می کنند.

اقتصادهای کشورهای حوزه خلیج فارس نیازمند مدرن شدن و تنوع و عدم وابستگی به نفت و گاز است، به ویژه سعودی نیازمند ایجاد شغل برای جمعیت بیکاران رو به فزونی خود است؛ برای این منظور صندوق های ثروت ملی می توانند کمک کننده باشند.

هدف از ایجاد برخی از این صندوق ها در ابتدا تنها هموار نمودن جریان کسب درامد بود، اما الان این صندوق ها اهداف بلند پروازانه ای دارند و شاهزاده های قدرتمند عرب به دنبال آن هستند که کشورهایشان پس انداز بیشتری داشته باشند؛ گرچه برخی از ناظران، همین شاهزاده ها را بخشی از مشکل کشورهای حاشیه خلیج فارس می دانند و این انتقاد را مطرح می کنند که چرا باید دهها میلیارد دلار طبق خواست و هوس یک مقام سلطنتی دست به دست شود.

در میان کشورهای حاشیه خلیج فارس، عربستان ریسک پذیرترین کشور است. صندوق سرمایه گذاری عمومی این کشور پنج سال پیش 48 میلیارد دلار موجودی داشت، اما الان موجودی آن به 320 میلیارد دلار رسیده و حتی بانک مرکزی این کشور با 500 میلیارد دلار دارایی عملا تحت تاثیر این صندوق قرار گرفته است.

صندوق سرمایه گذاری عمومی عربستان که سهامدار بزرگی در شرکت خودروسازی برقی تسلا و شرکت رقیب آن لوسید موتورز محسوب می شود، با خرید سهام و سرمایه گذاری در شرکت هایVirgin Galactic  و  Magic Leapکه تولید کننده هدست های واقعیت مجازی است، علاقه خود را به حضور فعال تر در سیلیکون ولی نشان داده است

از دیگر سرمایه گذاری های عربستان سرمایه گذاری در «های تک» (فناوری پیشرفته) تحت مدیریت سافت بانک و سرمایه گذاری در استارت آپ WeWork است که برخلاف اوبر معامله با شرکت های ذکر شده می تواند برای عربستان سودآور باشد.

در مقابل عربستان، قطر از صندوق خود برای نقش آفرینی بیشتر در زمینه دیپلماسی استفاده می کند. در اقتصاد نیز از آنجا که این کشور جمعیت اندکی دارد و در بین کشورهای برخوردار از ذخیره گاز سومین جایگاه را داراست، حاکمانش در مورد بازده سرمایه گذاری های کوتاه مدتشان نگرانی کمی دارند؛ چنانکه احمد السید مدیر سابق اداره سرمایه گذاری قطر (QIA) در توصیف وضعیت اقتصادی و بیکاری در کشورش می گوید: ما بیکار نداریم همه قطری ها می توانند کار پیدا کنند. این اداره به سرمایه گذاری در اروپا علاقه مند است و برای مثال اموال مهمی در اروپا دارد که فروشگاه هارودز لندن و توابعی از باشگاه فوتبال پاریس سن ژرمن از ان جمله است.

اما اخیرا سرمایه گذاری های قطر رنگ سیاسی به خود گرفته و برای مثال سال گذشته 19% از سهام غول انرژی روسیه «روسنفت» را خریداری کرد. همچنین امیر قطر متعهد شده که میلیاردها دلار در ترکیه سرمایه گذاری کند (تعهدی که البته هنوز انجام نشده است).

هردو کشور روسیه و ترکیه شرکای مهمی برای قطر هستند؛ نقش آفرینی نظامی روسیه در سوریه آن کشور را به قدرت منطقه ای تبدیل کرده و ترکیه نیز در قطر پایگاه نظامی دارد. این معاملاتی که قطر با دو کشور مزبور انجام داده است را هیچکس در این کشور زیر سوال نمی برد چرا که رییس و معاون QIA هردو از چهره های نزدیک به امیر قطر هستند.

گرچه بحرین و عمان در مقایسه با همسایگان خود ذخایر نفت و گاز کمتری دارند و دارایی شان کمتر است، اما انها نیز مصمم هستند تا از ثروت و دارایی خود در راستای نوسازی اقتصاد بهره گیرند.

صندوق ثروت ملی بحرین به اسم «ممتلکات» در سال 2006 و با موجودی 8 میلیارد دینار (21 میلیارد دلار) تاسیس شد. این صندوق ابتدا در داخل کشور اقدام به سرمایه گذاری می کرد که از جمله ان خرید سهام شرکت «گلف ایر» شرکت مخابرات و دیگر شرکت ها و پروژه های ملی بحرین بود.

صندوق ثروت ملی بحرین، در ابتدا فقط 3% از موجودی خود را در خارج سرمایه گذاری کرده بود، اما اکنون این رقم به 30% می رسد.

بحرین به جای سرمایه گذاری های پر ریسک در شرکت های فن آوری، بر روی شرکت هایی که در زمینه اموزش و پرورش و خدمات درمانی فعالیت می کنند تمرکز کرده است و امید دارد تا برخی از آنها را برای ایجاد شعباتی در بحرین متقاعد کند و به این ترتیب بحرین به قطب خدمات پزشکی-آموزشی در منطقه تبدیل شود.

سایر دولت های حوزه خلیج فارس نیز تلاش های مشابهی در به کار گیری سرمایه های دولتی دارند. صندوق ابوظبی به نام «مبادله» سرمایه گذاری های بزرگی در بخش انرژی های تجدید پذیر از جمله انرژی خورشید و باد در سراسر کشور انجام داده است.

یک صندوق 200 میلیون دلاری نیز که تابع صندوق ثروت ملی عمان است در تلاش است تا شرکت های «های تک» را به فعالیت و ایجاد شعبه در عمان تشویق و ترغیب کند. «علی قیسر» سرمایه گذار عمانی می گوید: خواسته ما گردش سرمایه در بریتانیا و امریکا نیست، بلکه توسعه اکوسیستم محلی در دستور کار ماست.

مشکل صندوق های کشورهای حوزه خلیج فارس چیست؟

در نروژ که یکی از ثروتمندترین کشورهای جهان است و صندوق مازاد نفت آن حدود یک تریلیون دلار موجودی دارد، پارلمان بر نحوه فعالیت ها و سرمایه گذاری های دولت نظارت دارد و تصمیم اخیر این کشور مبنی بر ترک خرید سهام نفت و گاز و رو آوردن به انرژی های تجدید پذیر مدت ها مورد بحث و بررسی بود.

اما صندوق های کشورهای حوزه خلیج فارس چنین شفافیتی ندارد، برخی از آنها اظهارنامه مالی خود را به طور منظم منتشر نمی کنند و هر صندوقی توسط چند نفر از نزدیکان پادشاه اداره می شود.

قطر با موجودی صندوق اقدام به خرید املاک و دارایی هایی کرده که بیشتر از اینکه سرمایه گذاری محسوب شود پروژه هایی است که فقط بزرگ و غرور آمیز به نظر می رسد ولی در واقع پوچ و بی ارزش است.

عربستان هم روی شرکت های فناوری ای قمار کرده که با مشکلات مدیریتی و قانونی احاطه شده اند و لذا نتیجه این سرمایه گذاری ها ممکن است برای عربستان پشیمانی باشد.

«خادم القبیسی» مدیر سابق صندوق ابوظبی نیز به دلیل ارتباط با صندوق توسعه مالزی دستگیر شد. صندوق توسعه مالزی به دلیل فساد منحل شده بود.

سخن آخر اینکه: دولت های کشورهای حاشیه خلیج فارس به شهروندان خود می گویند که نگران آینده نباشند، وقتی جریان درآمد نفت و گاز متوقف شود صندوق ثروت ملی خلأ موجود را پر خواهد کرد. اما اگر قرار باشد اداره صندوق ها هیچ تغییری نکرده و همچون ملک شخصی افراد باشد، این تعهدها و قول و قرارها نیز پوچ و بی معنی خواهد بود

https://www.economist.com/middle-east-and-africa/2019/06/15/gulf-states-are-becoming-more-adventurous-investors

*مترجم: فاطمه رادمهر

نظر شما
تغییر رمز

فیسبوک