تعطیلی پایگاههای نظامی آمریکا در خاورمیانه و محدودشدن استفاده از یک پایگاه در بریتانیا، دستکم برنامهریزی و تدارکات لازم برای اعزام نیرو و اعمال قدرت نظامی آمریکا در مناطق دوردست را بهشدت دشوارتر کرده است.
پیت هگست، وزیر دفاع آمریکا، هفته گذشته در سخنرانی خود برای نیروهای نظامی این کشور، همان توصیفهای پیروزمندانه دونالد ترامپ درباره شکست ایران را تکرار کرد.
هگست گفت آمریکا نیروی دریایی، نیروی هوایی، رهبری و کل زیرساخت دفاعی ایران را نابود کرده است. به گفته او، توان نظامی متعارف تهران بهشدت تضعیف شده و جاهطلبیهای هستهای این کشور نیز در برابر دیدگان جهانیان برملا شده است.
اما تنها چند روز بعد، بمبافکنهای آمریکایی بی-۱ بهطور مخفیانه خروج از پایگاه نظامی فرفورد در بریتانیا را آغاز کردند. مقامهای آمریکایی گفتند این اقدام برای دور نگه داشتن هواپیماها از خطر حملهای بالقوه فاجعهبار با استفاده از انبوهی از پهپادها بود که ایران برای اجرای آن برنامهریزی کرده بود.
خروج این هواپیماها از پایگاه نیروی هوایی سلطنتی بریتانیا در فرفورد، پایگاهی که از زمان حمله متفقین به نرماندی در سال ۱۹۴۴ مورد استفاده قرار گرفته است، نشان داد که ایران با وجود برتری نظامی آمریکا و اسرائیل، همچنان میتواند از تهدید جنگ نامتقارن بهعنوان ابزاری مؤثر استفاده کند.
تهران نهتنها با تهدید حملات غیرمتعارف، آمریکا را وادار کرد حدود ۱۲ بمبافکن دوربرد خود را با عجله جابهجا کند، بلکه توانسته است بازارهای جهانی انرژی را نیز آشفته سازد و حتی امنیت هواپیمای رئیسجمهور آمریکا را به خطر بیندازد. همه این اتفاقات در شرایطی رخ داده که مقامهای دولت ترامپ پیوسته اعلام میکنند جنگ را بردهاند.
کارشناسان امنیتی میگویند استفاده ایران از روشهای غیرمتعارف، و در برخی موارد حتی صرفاً تهدید به استفاده از آنها، به این کشور امکان داده است به مجموعهای از پیروزیهای نمادین و موفقیتهای تاکتیکی چشمگیر دست پیدا کند.
دنیل بایمن، کارشناس مبارزه با تروریسم و استاد مطالعات امنیتی دانشگاه جورجتاون، گفت: «فکر نمیکنم حتی خود ایرانیها هم در روز اول تصور میکردند که میتوانند در برابر آمریکا و اسرائیل، دو قدرت برخوردار از بهترین نیروهای نظامی و هوایی جهان، بایستند و در شرایطی برابر بجنگند. با این حال، اکنون هفت ماه و نیم از آغاز جنگ گذشته و ایران همچنان به وارد کردن خسارت ادامه میدهد؛ این واقعاً قابل توجه است.»
به گفته مقامهای امنیتی و تحلیلگران، حملات پهپادی ایران به کشتیهای حامل نفت در تنگه هرمز، اهرم فشاری در اختیار تهران قرار داده است که با تکیه بر نیروی دریایی متعارف هرگز نمیتوانست به آن دست پیدا کند. ایران اکنون میتواند بر یکی از مهمترین مسیرهای کشتیرانی جهان و عرضه جهانی انرژی تأثیر بگذارد.
در روزهای اخیر، ایران حملات خود در تنگه هرمز را افزایش داده است. به نظر میرسد این اقدام در واکنش به گسترش عملیات آمریکا صورت گرفته؛ عملیاتی که باعث شده بود جریان انتقال نفت از تنگه دوباره به سطحی نزدیک به میزان پیش از جنگ بازگردد. بر اساس دادههای سامانههای پایش دریایی، حملات ایران در هفته گذشته بیش از ۱۰ کشتی را هدف قرار داده است.
تهدید یک طرح ترور منتسب به ایران نیز در ماه ژوئیه به رویدادی کمسابقه منجر شد: ترامپ را مخفیانه و با استفاده از یک کامیون حمل غذای فرودگاهی از هواپیمای ویژه ریاستجمهوری آمریکا خارج کردند تا از او در برابر احتمال حمله محافظت کنند. این اتفاق در حالی رخ داد که ترامپ در ماه مارس ایران را کشوری «تمامشده» توصیف کرده بود و در اظهارات اخیرش نیز از این کشور بهعنوان دشمنی «بهشدت درهمشکسته» یاد کرد.
در پایگاه فرفورد بریتانیا نیز به نظر میرسد ایران آمریکا را وادار کرده باشد نمادی از قدرت نظامی خود را از منطقه خارج کند. بمبافکنهای مستقر در این پایگاه در جریان جنگ حملات سنگینی علیه ایران انجام داده بودند. با این حال، هیچ نشانهای در دست نیست که ایران توانسته باشد نیروها یا تجهیزات لازم برای اجرای یک حمله گسترده پهپادی به این پایگاه را فراهم کند.
ایران علاوه بر ایجاد مزاحمت برای نفتکشها و تهدید بمبافکنهای بی-۱، با استفاده از پهپادها خسارتهای گستردهای به پایگاههای آمریکا در خاورمیانه وارد کرده و شماری از نظامیان آمریکایی را نیز کشته است. تهران همچنین از متحدان حوثی خود در یمن برای حمله به مناطقی از عربستان سعودی استفاده کرده است؛ مناطقی که احتمالاً ایران بهتنهایی امکان هدف قرار دادن آنها را نداشت.
این اقدامات در شرایطی انجام شده که حملات هوایی آمریکا و اسرائیل در سال جاری ضربات سنگینی به ایران وارد کرده است. در این حملات، رهبر جمهوری اسلامی، و بسیاری از افراد نزدیک به او کشته شدند.
ترامپ این هفته تلاش کرد اهمیت خروج بمبافکنها از بریتانیا را کمرنگ جلوه دهد. او گفت: «بهجای اینکه دشمن را تحریک کنیم، دشمن را به دام میاندازیم و شکست میدهیم. بنابراین، هواپیماها را کمی جابهجا کردیم.»
با این حال، اگر حملات هوایی آمریکا علیه ایران از سر گرفته شود، بمبافکنها پس از انتقال به پایگاههایی در داکوتای جنوبی و دیگر مناطق آمریکا، برای رسیدن به اهداف خود باید هزاران کیلومتر بیشتر پرواز کنند. پیش از این، پایگاه فرفورد در فاصله حدود ۱۳۰ کیلومتری غرب لندن، محل استقرار این هواپیماها بود.
مقامهای پیشین امنیتی میگویند خروج بمبافکنها از بریتانیا از نظر نمادین یک پیروزی برای تهران محسوب میشود، اما در عمل تأثیر محدودی دارد. نورمن رول، مقام ارشد پیشین سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا، سیا، و کارشناس مسائل ایران، گفت: «این اقدام گزینههای نظامی ما در برابر ایران را محدود نمیکند و مسیر راهبردی جنگ را نیز تغییر نمیدهد.»
با این حال، رول معتقد است این اتفاق نشان میدهد ایران در بهرهگیری از فناوری پهپادی مهارت پیدا کرده است؛ فناوریای که مقامهای نظامی را وادار میکند بار دیگر آسیبپذیری پایگاههایی مانند فرفورد را بررسی کنند؛ پایگاههایی که سالها امن و دور از دسترس دشمن تلقی میشدند.
او گفت: «ایران نشان میدهد که فناوریهای جدید در حوزه سایبری و پهپادی، ما را وادار میکنند شیوهها و ساختارهای دفاعی خود را از نو طراحی کنیم.»
مقامهای آمریکایی گفتهاند شدت نگرانی از این تهدید بهاندازهای بود که تخلیه بمبافکنها پیش از آن آغاز شد که هواپیماهای سوخترسان بهطور کامل برای پشتیبانی از پرواز آنها بر فراز اقیانوس اطلس مستقر شده باشند. این جابهجایی شتابزده در شرایطی انجام شد که درباره میزان جدی بودن تهدید علیه پایگاه فرفورد و توانایی ایران برای اجرای چنین عملیات پیچیدهای، اطلاعات و ارزیابیهای متناقضی منتشر میشد.
مقامهای آمریکایی گفتند بمبافکنها در واکنش به چندین گزارش اطلاعاتی جابهجا شدند که احتمال حمله به این هواپیماها را مطرح میکردند؛ حملهای مشابه عملیاتی که اوکراین در ژوئن ۲۰۲۵ علیه روسیه انجام داد. اوکراین در آن عملیات که «تار عنکبوت» نام داشت، با استفاده از پهپادهای کوچک مسلح که مخفیانه و در کامیونهای باری به داخل روسیه منتقل شده بودند، بیش از ۱۲ هواپیمای نظامی روسیه را نابود کرد.
احتمال وقوع حملهای مشابه در خاک بریتانیا، بهویژه پس از دریافت گزارشهای پلیس، احتمالاً نگرانی مقامهای این کشور را افزایش داد. اندکی پس از نیمهشب ۲۷ سپتامبر، پلیس گزارشهایی دریافت کرد مبنی بر اینکه سه ون سفیدرنگ به سمت پایگاه فرفورد در حرکتاند.
تصاویر خبری پس از حضور پلیس نشان میداد پنج مرد که پیراهنهایشان را از تن درآورده بودند، در تاریکی و زیر نظر مأموران روی زمین نشستهاند. تصاویر منتشرشده در صبح روز بعد نیز رباتهای خنثیسازی بمب را در حال حرکت در میان ونها نشان میداد.
با این حال، پلیس در خودروها هیچ پهپاد، مواد منفجره یا سلاحی پیدا نکرد و تنها چیزی که کشف شد، چند ظرف حاوی بنزین بود. هر پنج مظنون روز بعد با قرار وثیقه آزاد شدند؛ اقدامی که نشان میداد پلیس بریتانیا آنها را تهدیدی مستمر و فوری ارزیابی نکرده است.
ترامپ در آن زمان گفته بود مظنونان قصد داشتند «خسارت بزرگی» وارد کنند. با این حال، بمبافکنها تا یک هفته بعد از پایگاه خارج نشدند. مقامهای آمریکایی در ادامه به دریافت اطلاعات هشداردهنده جدید اشاره کردند، اما مقامهای بریتانیایی گفتند تهدید تازهای علیه پایگاه شکل نگرفته است.
این واکنشهای ظاهراً متناقض، پرسشهایی درباره میزان جدی بودن تهدید ایجاد میکند. بایمن میپرسد آیا واقعاً خطر تا این اندازه جدی بوده است؟ آیا آمریکا به اطلاعاتی دست یافته که متحدانش از آن بیخبر بودهاند، یا اینکه واشنگتن در برابر احتمال یک حمله تروریستی که هنوز از مرحله برنامهریزی فراتر نرفته بود، بیش از اندازه محتاطانه عمل کرده است؟
بریتانیا در سالهای اخیر با دهها طرح حمله روبهرو بوده که رد آنها به ایران رسیده است. با این حال، جزئیات منتشرشده از این پروندهها نشان نمیدهد که ایران توانایی اجرای عملیاتی پیچیده علیه یک پایگاه نظامی بهشدت محافظتشده را داشته باشد.
در عوض، ایران متهم است که در مجموعهای از عملیات خرابکارانه محدود و طرحهای حمله با استفاده از نیروهای واسطه دست داشته است. این افراد معمولاً از میان شبکههای مجرمانه در شبکههای اجتماعی جذب میشوند. از جمله موارد اخیر میتوان به حمله با چاقو به یک عابر یهودی و آتشسوزی عمدی در آمبولانسهایی اشاره کرد که به جامعه یهودیان در شمال لندن خدمات میدهند.
به گفته کارشناسان، احتمال دارد طرح مرتبط با پایگاه فرفورد تلاشی از سوی ایران برای سنجیدن میزان آمادگی دفاعی بریتانیا و ایجاد نگرانی در واشنگتن بوده باشد؛ بدون آنکه تهران ناچار شود خطرات و پیامدهای یک حمله تمامعیار را بپذیرد.
علی واعظ، معاون مدیر برنامه خاورمیانه در گروه بینالمللی بحران، گفت: «ممکن است مسئله این نباشد که ایران واقعاً قصد اجرای چنین حملهای را داشته، بلکه میخواسته سرویسهای اطلاعاتی غرب متوجه شوند که این کشور توانایی انجام آن را دارد.» به گفته واعظ، نتیجه این ماجرا ارسال هشداری حسابشده بود؛ هشداری که نشان میدهد ایران میتواند دامنه درگیری را به خاک اروپا نیز گسترش دهد.
مطلب مرتبط: استفاده ایران از جنگ نامتقارن
از وعده پیروزی سریع تا تخلیه پایگاهها
اگر به روایت دونالد ترامپ و دستیارانش گوش کنیم، انتقال فوری ۱۲ بمبافکن بیـ۱ از یک پایگاه هوایی در بریتانیا در آخر هفته گذشته، اقدامی احتیاطی و منطقی بوده که در واکنش به یک تهدید انجام شده است؛ تهدیدی که مقامهای آمریکایی حاضر نشدهاند جزئیات آن را فاش کنند.
ترامپ اصرار داشت که این اتفاق مسئله مهمی نیست. مارکو روبیو، وزیر خارجه او نیز کوشید اهمیت ماجرا را کمرنگ کند. اما برای کسانی که طی هفت ماه گذشته، از زمان تصمیم ترامپ برای حمله به ایران، تحولات مربوط به استقرار نیروهای نظامی آمریکا در سراسر جهان را دنبال کردهاند، این اتفاق نمونه آشکار دیگری از عقبنشینیهای پیاپی دولت ترامپ و پیت هگست، وزیر دفاع او، است. در موارد متعدد، این دو ناچار شدهاند نیروهای نظامیای را که با هدف بازدارندگی به خاورمیانه و بریتانیا اعزام کرده بودند، از مواضع خود خارج کنند.
در چند ماه گذشته و همزمان با طولانیشدن جنگ، درگیری با ایران آسیبپذیریهای گستردهای را در توان نظامی آمریکا آشکار کرده و پنتاگون را وادار به تغییراتی نموده است که تا یک سال پیش حتی در دستور کارش هم نبود. این جنگ همچنین درسی تلخ درباره پیامدهای ناخواسته تصمیم ترامپ برای آغاز جنگ بوده است.
ترامپ قصد داشت حمله به ایران را به نمایش دیگری از قدرت خارقالعاده ارتش آمریکا تبدیل کند؛ درست مانند حمله هوایی موفق به سه مرکز هستهای ایران در ژوئن ۲۰۲۵ و عملیات ربودن نیکلاس مادورو، رئیسجمهور ونزوئلا، از محل اقامتش در کاراکاس در ژانویه گذشته. اما جنگ بهجای تقویت قدرت آمریکا، دامنه عمل آن را محدود کرده است. تعطیلی پایگاههای نظامی در خاورمیانه و محدودشدن استفاده از یک پایگاه در بریتانیا، دستکم برنامهریزی و تدارکات لازم برای اعزام نیرو و اعمال قدرت نظامی آمریکا در مناطق دوردست را بهشدت دشوارتر کرده است.
البته بمبافکنهای آمریکایی همچنان میتوانند به اهداف خود برسند، اما اکنون باید از خاک آمریکا پرواز کنند؛ مسیری که زمان بیشتری میبرد و به سوختگیریهای بیشتری در طول راه نیاز دارد. ناوهای هواپیمابر آمریکا نیز همچنان میتوانند در دریای عرب، خارج از خلیج فارس، گشتزنی کنند، اما اکنون باید از جزیره دیهگو گارسیا در اقیانوس هند تدارکات دریافت کنند؛ جزیرهای که حدود ۲۲۰۰ مایل با آنها فاصله دارد. این وضعیت، پشتیبانی از ناوها را چندین هفته طولانیتر و بسیار پرهزینهتر میکند.
اما مهمتر از همه، عقبنشینیهای سریع آمریکا این پیام را به ایران و احتمالاً دیگر دشمنان واشنگتن داده است که آنها نیز میتوانند یک ابرقدرت را وادار به ترک مواضعش کنند. ترامپ و هگست در اروپا در حال بررسی کاهش نیروهای آمریکایی بر اساس شرایط و زمانبندی موردنظر خودشان هستند. اما در خاورمیانه و بریتانیا، شرایط بهگونهای پیش رفته که آنها ناچار به عقبنشینی شدهاند.
مقامهای آمریکایی و بریتانیایی روز دوشنبه اعلام کردند که بمبافکنها با عجله از پایگاه بریتانیایی خارج شدند، زیرا فرماندهان، اطلاعاتی مشخص و معتبر دریافت کرده بودند که نشان میداد عوامل مورد حمایت ایران قصد دارند از محلی درست در بیرون حصار پایگاه، پهپادهایی را برای حمله به هواپیماها و نیروهای آمریکایی به پرواز درآورند.
احتمال دارد طراحان این حمله از عملیات جسورانه اوکراین علیه روسیه در سال گذشته الهام گرفته باشند. اوکراین در آن عملیات، پهپادها را مخفیانه به عمق خاک روسیه منتقل کرد و از داخل کامیونهای باری به پرواز درآورد. این حملات دستکم به ۱۲ هواپیما آسیب زد یا آنها را منهدم نمود.
این حمله و رویدادهای مشابه، نگاه پنتاگون به آسیبپذیریهای نظامی را تغییر داده است. تا پیش از این، دور نگهداشتن نیروها از برد موشکهای دشمن یکی از راههای اصلی حفاظت از آنها به شمار میرفت؛ اما اکنون روشن شده که این اقدام بهتنهایی کافی نیست. پهپادها و جنگافزارهای سایبری، میدان نبرد را دگرگون کردهاند.
ترامپ بهدرستی میگوید که نیروی دریایی ایران در همان مراحل نخست عملیات نظامی آمریکا نابود شد و نیروی هوایی فرسوده این کشور نیز عملاً از کار افتاد. ایران همچنین در آستانه فروپاشی اقتصادی قرار گرفته است؛ وضعیتی که محاصره دریایی و کاهش شدید صادرات نفت، آن را وخیمتر کرده است. با این حال، هیچیک از این ضربات مانع نشده است که ایران نیروهای آمریکایی و هواپیماهای این کشور را وادار به ترک پایگاههایی کند که زمانی امن تصور میشدند. نیروهای آمریکایی ناچار شدهاند هرچه بیشتر از ایران فاصله بگیرند.
نیروهای آمریکایی از پایگاههای خود در بحرین، کویت، امارات متحده عربی و قطر تخلیه شدهاند؛ پایگاههایی که همگی در برد موشکها و پهپادهای ایران قرار داشتند. برخی از این تأسیسات چنان آسیب دیدهاند که در داخل پنتاگون تمایل چندانی به بازسازی آنها وجود ندارد. در صورت تأمین بودجه از سوی کنگره، احتمال دارد این پایگاهها در مناطق دورتری از ایران دوباره ایجاد شوند.
وضعیت آبراههای منطقه پیچیدهتر است. با این حال، آمریکا نتوانسته است تضمین کند که کشتیها بتوانند با امنیت از تنگه هرمز و بخشهایی از دریای سرخ عبور کنند. طی نیم قرن گذشته، یکی از دلایل اصلی حضور مستمر آمریکا در خاورمیانه، ادعای این کشور برای تضمین «آزادی کشتیرانی» در این آبراههای راهبردی بوده است.
دانا استرول، مقام ارشد سیاستگذاری خاورمیانه در پنتاگون در دوران دولت جو بایدن، میگوید انتقال ناگهانی ۱۲ بمبافکن به آمریکا میتواند پیامدهای داخلی و خارجی داشته باشد. استرول که اکنون در مؤسسه واشنگتن برای سیاست خاور نزدیک فعالیت میکند، گفت: «چنین تصمیم شتابزدهای برنامهریزی عملیاتی را بهشدت مختل میکند و روحیه نیروها را تحت تأثیر قرار میدهد.»
او افزود: «نگرانی مهمتر، پیامد راهبردی این اتفاق است. احتمالاً ایرانیها به این نتیجه خواهند رسید که میتوانند با نشاندادن توانایی نزدیکشدن به پایگاههای نظامی آمریکا، حتی در مناطقی بسیار دورتر از خاورمیانه، ترامپ را وادار به عقبنشینی کنند.»
ترامپ و مدافعانش روایت کاملاً متفاوتی از تحولات دارند. او در جریان کارزار انتخاباتی میاندورهای کنگره، ایران را کشوری در آستانه فروپاشی معرفی کرده که ارزش پول ملیاش بهشدت سقوط نموده است. ترامپ معتقد است محاصره دریایی تمام محمولههای ورودی به ایران و خروجی از این کشور، اقتصاد ایران را تحت فشار خردکنندهای قرار داده و سرانجام تهران را مجبور خواهد کرد به توافق تن دهد. او هرگونه گزارشی درباره پیشرفت ایران را «اخبار جعلی» میخواند و میگوید رسانههایی که از کمبود مهمات و دیگر مشکلات آمریکا گزارش میدهند، به کشور خود وفادار نیستند.
مقامهای ایرانی برای نخستین بار به فشارهای اقتصادی ناشی از جنگ اذعان کردهاند. اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، این هفته به تغییر وزیر نفت ایران اشاره کرد و در شبکههای اجتماعی پرسید: «با توجه به اینکه ایران از ۲۵ اوت تاکنون حتی یک بشکه نفت خام هم روی نفتکش بارگیری نکرده است، وزیر نفت این کشور دقیقاً چه چیزی را مدیریت میکند؟»
مقامهای دولت ترامپ در مقابل، تخلیه پایگاهها را اقدامی احتیاطی و موقتی توصیف میکنند. این احتمال نیز وجود دارد که بمبافکنهای بیـ۱ که با عجله از بریتانیا خارج شدند، دوباره به پایگاه هوایی فرفورد نیروی هوایی سلطنتی بریتانیا بازگردند. این پایگاه از زمان آمادهسازی آن برای عملیات پیادهسازی نیروهای متفقین در نرماندی در سال ۱۹۴۴، یکی از مراکز اصلی همکاری نظامی آمریکا و بریتانیا بوده است.
حتی اگر تهدیدهای امنیتی مانع بازگشت بمبافکنها شود، مقامهای نیروی هوایی آمریکا اصرار دارند که این هواپیماها همچنان میتوانند مأموریتهای دوربرد خود را از پایگاههایی در خاک آمریکا انجام دهند.
پنتاگون در حال بررسی ایجاد پایگاههای جدید در اسرائیل و اردن است، اما این طرحها به تأیید کنگره نیاز دارند و آمادهسازی یا ساخت چنین پایگاههایی ممکن است سالها طول بکشد.
هگست چهارشنبه هفته گذشته، هنگام سخنرانی برای نیروهای نظامی، به خسارتهای واردشده به پایگاههای آمریکا در خاورمیانه اشاره نکرد. در عوض، از طرحی سخن گفت که بر اساس آن، ایالتهای مختلف آمریکا برای میزبانی یک پایگاه نظامی جدید و بسیار بزرگ در داخل این کشور با یکدیگر رقابت خواهند کرد.
هنگامی که ترامپ در ۲۸ فوریه حمله به ایران را اعلام کرد، قرار نبود جنگ به چنین وضعیتی برسد. او انتظار داشت ظرف چند روز به پیروزی دست یابد؛ سپس این بازه را به پنج یا شش هفته افزایش داد. ترامپ خواستار تسلیم بیقیدوشرط ایران شد و سه هفته پس از آغاز درگیری اعلام کرد که ایران بهطور کامل شکست خورده است. او پنجشنبه گذشته نیز گفت ایران «بلافاصله پس از انتخابات» تسلیم خواهد شد.
اما آنچه در عمل رخ داد، متفاوت بود. ایران در پاسخ به حملات آمریکا، پایگاههای نظامی این کشور را در سراسر خاورمیانه هدف قرار داد و بسیاری از نیروهای آمریکایی را وادار کرد به هتلها و ساختمانهای اداری در نقاط مختلف منطقه منتقل شوند. این وضعیت پرسشهایی جدی درباره آمادگی دولت ترامپ برای جنگ ایجاد کرده است.
ایران توانست محل اقامت شماری از نیروهای آمریکایی را شناسایی کند؛ نیروهایی که برخی از آنها در هتلهای فاقد حفاظت نظامی اقامت داشتند. در نتیجه، حملات به این نیروها نیز گسترش یافت.
اهداف مورد حمله فقط تأسیسات نظامی نبودند. مقر سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا، سیا، در عربستان سعودی نیز هدف حمله قرار گرفت؛ هرچند هنوز مشخص نیست که ایران عمداً این مرکز را هدف گرفته بود یا حمله به مجموعهای دیپلماتیک بهطور اتفاقی به آن آسیب رسانده است.
بسیاری از ۱۳ پایگاه اصلی مورد استفاده نیروهای آمریکایی در منطقه، در مدت کوتاهی به مکانهایی غیرقابلاستفاده تبدیل شدند. پایگاههای کویت که در همسایگی ایران قرار دارند، احتمالاً بیشترین خسارت را متحمل شدهاند. در حمله به بندر شویبه در کویت، شش نظامی آمریکایی کشته شدند و مرکز عملیات تاکتیکی ارتش آمریکا در این محل از بین رفت. پهپادها و موشکهای ایران همچنین پایگاه هوایی علی السالم را هدف قرار دادند که در نتیجه آن، سازههای مربوط به استقرار هواپیماها آسیب دیدند و شماری از نیروها مجروح شدند. اردوگاه بوهرینگ نیز هدف حمله قرار گرفت و تأسیسات تعمیر و نگهداری و سوخترسانی آن خسارت دید.
ایران در قطر به پایگاه هوایی العدید حمله کرد؛ پایگاهی که مقر منطقهای نیروی هوایی فرماندهی مرکزی آمریکا به شمار میرود. در این حمله، یک سامانه راداری هشدار زودهنگام آسیب دید.
در بحرین نیز یک پهپاد انتحاری ایران تجهیزات ارتباطی مستقر در مقر ناوگان پنجم نیروی دریایی آمریکا را هدف قرار داد. در پایگاه هوایی شاهزاده سلطان در عربستان سعودی هم حملات موشکی و پهپادی ایران به تجهیزات ارتباطی و چند هواپیمای سوخترسان آسیب رساند.
محمد آیتاللهی تبار، دانشیار روابط بینالملل در دانشکده حکمرانی و خدمات عمومی بوش در دانشگاه تگزاس، اوایل ماه جاری در نشریه فارن افرز نوشت که ایران اکنون در برابر آمریکا راهبردی مبتنی بر تشدید تنش و تداوم حملات را دنبال میکند. او افزود: «این یعنی ایران نه به مسیر فعلی بسنده خواهد کرد و نه با واشنگتن سازش میکند. در عوض، حملات خود را برای آسیبزدن بیشتر به اقتصاد شرکای منطقهای آمریکا و مختلکردن بازارهای جهانی انرژی گسترش خواهد داد و زیرساختهای نظامی آمریکا را نیز بیشتر هدف قرار خواهد داد.»
آیتاللهی تبار پیشبینی کرد که ایران ممکن است برای تصرف برخی از پایگاههای آمریکا در کشورهای عربی خلیج فارس که تا حد زیادی تخلیه شدهاند، تلاش کند؛ هرچند تهران تاکنون از چنین اقدام زمینیای خودداری نموده است.
کریستوفر اس. مورفی، سناتور دموکرات ایالت کنتیکت و عضو کمیته روابط خارجی سنا، این هفته برای بررسی خسارتها به منطقه خلیج فارس سفر کرد. او در شبکههای اجتماعی نوشت که اجازه ورود به پایگاه العدید را به او ندادهاند. سخنگوی پنتاگون گفت پیش از سفر به مورفی اطلاع داده شده بود که اجازه دسترسی به این پایگاه را نخواهد داشت. این محدودیتها را هگست در آغاز جنگ وضع کرده بود.
موضوع خسارتهای پایگاههای نظامی به مسئلهای بسیار حساس برای پنتاگون تبدیل شده است؛ تا جایی که این نهاد از ارائه برآورد هزینه تعمیر یا بازسازی تأسیسات به کنگره خودداری کرده است. قانونگذاران میگویند این هزینهها ممکن است به دهها میلیارد دلار برسد. هنوز روشن نیست که چرا پنتاگون حاضر نیست درباره این موضوع توضیح دهد. با این حال، اعلام هزینهای در چنین ابعاد میتواند به ابزاری سیاسی برای نامزدهای مخالف جنگ تبدیل شود.
در همین حال، فرماندهی مرکزی آمریکا که مسئولیت عملیات نظامی این کشور در خاورمیانه را بر عهده دارد، بهطور جدی در حال برنامهریزی برای جابهجایی و بازآرایی تأسیسات نظامی آمریکا در منطقه است.
جک رید، سناتور دموکرات ایالت رودآیلند و عضو ارشد اقلیت دموکرات در کمیته نیروهای مسلح سنا، ماه گذشته گفت: «هزینههای مالی جنگ هر ماه میلیاردها دلار افزایش یافته است؛ در حالی که دولت همچنان از پذیرفتن بحران کمبود مهمات و اذعان به هزینه بازسازی پایگاههایی که ایران بهشدت به آنها آسیب زده است، خودداری میکند.»


دیدگاه خوانندگان