twitter share facebook share ۱۴۰۰ شهریور ۲۷ 665

حمایت بی قید و شرط از اسرائیل، بین تمام دولت های آمریکا مشترک است؛ وجه تمایز آنها، انگیزه کلی از این حمایت و تفاوت پایگاه رأی دو حزب می باشد.

بحث در این خصوص که کدام رئیس جمهور آمریکا در طول تاریخ بیشتر هوادار اسرائیل بوده، سخت است. برای مثال، درحالیکه رئیس جمهور سابق «باراک اوباما» بیشتر از هر دولت دیگری در تاریخ آمریکا، وعده اعطای کمک های مالی به اسرائیل را داد؛ دونالد ترامپ دست اسرائیل را باز گذاشته است که هر سیاستی می خواهد در پیش بگیرد و هر امتیازی می خواهد بدست آورد.

حمایت بی قید و شرط و اعلام دوستی با اسرائیل، بین تمام دولت های آمریکا مشترک بوده است؛ اما آنچه این دولت ها را از یکدیگر متمایز می کند، انگیزه کلی آنها از این حمایت و تفاوت پایگاه رأی دو حزب است.

هر دو حزب جمهوریخواه و دموکرات درحالی برای انتخابات ماه نوامبر آماده می شوند که موضع سرسختانه خود را در حمایت از اسرائیل به نمایش گذاشته و با اعلام پشتیبانی صریح و کامل از آن کشور، موضوع اشغال کرانه باختری و سرکوب فلسطینیان را نادیده می گیرند.

علیرغم حمایت مالی سخاوتمندانه اوباما از اسرائیل و حمایت کامل سیاسی از آن کشور به ویژه در طول جنگ اسرائیل با نوار غزه، اوباما گاهی جرأت به خرج می داد و از اسرائیل بابت توسعه شهرک های غیرقانونی یهودی نشین انتقاد می کرد. اما «جو بایدن» نامزد ریاست جمهوری حزب دموکرات و معاونش «کامالا هریس»، برای کسب حمایت رأی دهندگانی که هوادار اسرائیل هستند و به ویژه لابی اسرائیل در واشنگتن، حمایت بی قید و شرط از اسرائیل را در پیش گرفته اند. خانم هریس روز 26 آگوست در اظهاراتی چنین گفت «جو بایدن این موضوع را صریحا اعلام کرده است که کمک های امنیتی آمریکا به اسرائیل را، به اقدامات سیاسی آن کشور گره نمی زند و من هم نمی توانم مخالفت کنم».

این اظهارات کافی است که ماهیت حمایت حزب دموکرات از اسرائیل برای ما روشن شود. گرچه دیدگاه اعضای معمولی حزب در سالهای اخیر به شکل قابل توجهی علیه اسرائیل تغییر شکل یافته، اما افراد رده بالای حزب همچنان هوای لابی اسرائیل و حامیان ثروتمندشان را دارند و باب میل آنها رفتار می کنند و حتی حاضر هستند که سیاست خارجی آمریکا در خاورمیانه را در راستای خدمت رسانی به منافع اسرائیل تغییر جهت دهند.

اما برای جمهوریخواهان موضوع فرق می کند؛ اعضای حزب و هوادارانش، همگی در علاقه و حمایت از اسرائیل متحد هستند. گرچه در این حزب هم، راضی نگه داشتن لابی اسرائیل نقش مهمی در مواضع و گفتار و کردار اعضای حزب ایفا می کند، اما انگیزه جمهوریخواهان از هواداری از اسرائیل، صرفا راضی نگه داشتن لابی های طرفدار اسرائیل نیست.

سخنرانی های رهبران جمهوریخواه در مجمع ملی جمهوریخواهان که 24 تا 27 آگوست در شارلوت برگزار شد، همگی در راستای اطمینان بخشی به مسیحیان انجیلی (مسیحیان صهیونیست) به عنوان قدرتمندترین رأی دهندگان حامی اسرائیل در امریکا بود. تأثیر اندکی که اوانجلیک ها در شکل دهی به سیاست خارجی آمریکا داشتند، طی سالها –به ویژه در دوران ریاست جمهوری ترامپ- دستخوش تغییر شده و به حدی رسیده است که اکنون همین گروه، ارزش های اصلی حزب جمهوریخواه را مشخص می کنند.

«گرشوم گورنبرگ» تحلیلگر اسرائیلی، 24 آگوست در توئیتر نوشت «سیاست خارجی جمهوریخواهان، آخرالزمانی است. از دید جمهوریخواهان، اسرائیل سرزمینی است که زمینه را برای تحقق افسانه ای که مسیحیان به آن باور دارند فراهم می کند». وی این توئیت را چند ساعت قبل از سخنرانی جنجالی «مایک پمپئو» وزیر خارجه امریکا زد. پمپئو سخنرانی خود را که به شکل ضبط شده از بیت المقدس ارائه می شد، با این جمله آغاز کرد «من با شما از شهر زیبای اورشلیم صحبت می‌کنم، به شهر قدیمی نگاه کنید». مکانی که وی برای سخنرانی انتخاب کرده بود و ارجاع او به بیت المقدس در ابتدای سخنرانی اش، حاوی دو پیام روشن بود: محوریت مذهبی اسرائیل در سیاست خارجی آمریکا و البته جلب رأی دهندگان و مخاطبان اوانجلیک.

ترامپ در سخنرانی 17 آگوست خود در ویسکانسین -شهری که 22%  شهروندانش، خود را اوانجلیک پروتستان می دانند- این پیام را آشکارتر بیان کرد «ما پایتخت اسرائیل را به اورشلیم انتقال دادیم ... اوانجلیک ها از این موضوع هیجان زده تر از یهودیان هستند ... این واقعا باورنکردنی است».  این اولین بار نبود که ترامپ به یهودیان امریکا طعنه می زند که چرا به اندازه ای که از رقیب دموکراتش حمایت می کنند، هوادار وی نیستند. یکسال پیش، وی دموکرات های یهودی را نسبت به اسرائیل «بی وفا» خواند: «فکر می کنم هر فرد یهودی که به دموکرات ها رأی دهد، نااگاهی یا عدم وفاداری خود را نشان داده است».

بنابراین موضع گیری ترامپ نشان می دهد که آنچه می تواند در انتخابات پیش رو وزنه ای برای جمهورخواهان محسوب شود، نه رأی یهودیان که رأی مسیحیان صهیونیست است. وی در سخنرانی 27 آگوست خود در کنوانسیون جمهوریخواهان، در برابر حاضران که اغلب اوانجلیک بودند، اقداماتی را که به نفع اسرائیل انجام داده است، از جمله انتقال سفارتخانه آمریکا از تل آویو به بیت المقدس در می 2018 را برشمرد «برخلاف بسیاری از رؤسای جمهور پیش از خودم، به قولی که داده بودم عمل کردم؛ پایتخت واقعی اسرائیل را به رسمیت شناختم و سفارتخانه مان را به اورشلیم انتقال دادم».

به بهانه انتقال سفارتخانه، کلمه اورشلیم توسط اعضای برجسته حزب جمهوریخواه از جمله نماینده سابق آمریکا در سازمان ملل «نیکی هیلی» بارها در کنوانسیون و در میان هلهله و تشویق حاضران تکرار شد. خانم هیلی در سخنانی عنوان کرد «رئیس جمهور ترامپ سفارتخانه ما را به اورشلیم منتقل کرد و وقتی سازمان ملل کوشید که ما را محکوم کند، من با غرور و افتخار قطعنامه آن سازمان را وتو کردم».

چند عنوان در تمام سخنرانی های جمهوریخواهان در طول کنوانسیون به چشم می خورد: ایران، انتقال سفارت آمریکا، به رسمیت شناختن بلندی های جولان به عنوان خاک اسرائیل، مبارزه با یهودی ستیزی و ساکت کردن همه منتقدان اسرائیل. اما به نظر می رسد که گفتمان جمهوریخواهان، از دیدگاه سنتی حاکم بر سیاست خارجی آمریکا که حمایت آمریکا از اسرائیل را در راستای کمک و خدمت رسانی به منافع ژئوپلیتیک و ژئواستراتژیک واشنگتن می داند، جداست. این دیدگاه که دیدگاه غالب در میان دموکراتهاست، گویی که به طور کامل توسط جمهوریخواهان کنار گذاشته شده است، زیرا عشق و حمایت آنها از اسرائیل در راستای یک مأموریت کاملا مذهبی است.

ژوئن 2015 زمانی که پمپئو وزیر خارجه آمریکا هنوز نماینده کنگره از ایالت کانزاس بود، در مقابل کلیسای بزرگ ویچیتا که پر از جمعیت نمازگزار بود، اعلام کرد «نبرد علیه شر نبردی است که پایان ندارد و تا زمان خلسه روحانی [1]ادامه خواهد یافت» که اشاره ای است به آنچه مسیحیان باور دارند یکی از نشانه های آخر الزمان می باشد. چه بسا که پمپئو با سخنرانی 25 آگوست خود که از بیت المقدس برای کنوانسیون جمهوریخواهان انجام شد، در پی انجام بخشی از مأموریت معنوی خود بود.

(برای آشنایی بیشتر با نقش مسیحیان اوانجلیک در صحنه سیاست آمریکا می توانید به دو مقاله ذیل مراجعه کنید:)

*باید از مداخلات اوانجلیک های آمریکا ترسید

*نقش رأی دهندگان مذهبی در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا

*منبع: میدل ایست مانیتور

مترجم: فاطمه رادمهر


[1] پروتستانها اعتقاد دارند قبل از آغاز جنگ نهايي آرمگدون، مسيح خود را مقابل مسيحيان دوباره تولد يافته ظاهر خواهد نمود و آنها با ديدار مسيح خلسه روحاني (Rapture) را تجربه خواهند کرد

نظر شما