یادداشت سیاسی

گستره جدید ناامنی در سیستان و بلوچستان

فضای امنیتی تضعیف‌شده در ایران — کشوری که رسماً در جنگ با ایالات متحده و اسرائیل به سر می‌برد— زمینه‌ای وسوسه‌انگیز برای شبه‌نظامیان فراهم کرده تا از این فرصت به نفع خود استفاده کنند.

درگیری مرگبار اخیر میان نیروهای امنیتی ایران و شبه‌نظامیان در استان سیستان و بلوچستان، بار دیگر توجه‌ها را به شورش‌های دیرپای قومی در جنوب شرقی ایران و ظهور یک ائتلاف مسلحانه جدید جلب کرده است؛ آن هم در شرایطی که تقابل مداوم با ایالات متحده، تهران را تحت فشارهای سنگینی قرار داده است.

۱۲ سپتامبر، مقامات ایرانی اعلام کردند که در جریان یک عملیات چند ساعته با حضور صدها نیروی امنیتی علیه مخفیگاه‌های «جبهه مبارزان مردمی» (PFF) در شهرستان سراوان — در فاصله حدود ۱۳۰۰ کیلومتری از تهران — دست‌کم سه تن از اعضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و پنج تن از اعضای این جبهه کشته شدند.

«جبهه مبارزان مردمی» که از ائتلاف چند گروه و جناح مختلف بلوچ تشکیل شده، شورش‌های سالیان اخیر در سیستان و بلوچستان را وارد فاز جدیدی کرده است. این استان از سال ۲۰۱۲ محل فعالیت گروه مسلح و سنی‌مذهب «جیش‌العدل» بوده است. این ادغام و هم‌پیمانی که جیش‌العدل نیز بخشی از آن است، اواخر سال گذشته میلادی رخ داد. با این حال، ظهور این ائتلاف جدید به معنای انحلال یا محو نام جیش‌العدل نبوده و اخبار مربوط به آن همچنان در رسانه‌ها مطرح می‌شود.

تبادل آتش میان نیروهای سپاه پاسداران و اعضای این جبهه تا دومین روز نیز ادامه یافت و نیروهای امنیتی با استقرار در سراوان، تمام مسیرهای منتهی به محل درگیری را مسدود کردند. قرارگاه قدس سپاه که مسئولیت حفظ امنیت جنوب شرق کشور را بر عهده دارد، این عملیات را پاتکی علیه یک «تیم تروریستی حرفه‌ای» خواند و هشدار داد که خدشه‌دار کردن امنیت سیستان و بلوچستان خط قرمز حکومت است.

فضای امنیتی تضعیف‌شده در ایران — کشوری که رسماً در درگیری و وضعیت جنگی با ایالات متحده و اسرائیل به سر می‌برد— زمینه‌ای وسوسه‌انگیز برای شبه‌نظامیان فراهم کرده تا از این فرصت به نفع خود استفاده کنند. تهران هم‌زمان با مدیریت تقابل با این دو متحد، مشغول مهار اعتراضات داخلی و حفاظت از زیرساخت ها و تأسیسات حیاتی خود در برابر خرابکاری و حملات مسلحانه است.

اگرچه حکومت مرکزی در تهران همچنان برتری کامل نظامی و شبکه گسترده‌ای از اطلاعات و امنیت را در سیستان و بلوچستان در اختیار دارد، اما عملیات‌های نظامی و امنیتی پی‌درپی این ریسک را به همراه دارد که نارضایتی‌های محلی را عمق ببخشد و فضای بیشتری برای مانور گروه‌های مسلح ایجاد کند.

عبدالله خان، مدیر اجرایی «پژوهشکده مطالعات امنیتی پاکستان» در اسلام‌آباد، معتقد است که گسترش ابعاد درگیری‌ها، فرصتی طلایی برای شبه‌نظامیان مناطق حاشیه‌ای ایران ایجاد می‌کند. او در گفتگو با المانیتور می‌گوید: «وقتی تمرکز و توان حکومت مرکزی معطوف به بحران‌های بزرگ‌تر می‌شود، استان‌های مرزی و حاشیه‌ای به میدان‌های ساده‌تری برای جولان گروه‌های مسلح بومی تبدیل خواهند شد.»

جمعیت اکثراً سنی‌مذهب بلوچ در سیستان و بلوچستان که حدود ۳.۲۵ میلیون نفر برآورد می‌شود، از دیرباز گله‌مند و خواستار توجه بوده‌اند. این استان به عنوان یکی از محروم‌ترین مناطق ایران، نسبت به سایر استان‌ها توجه کمتری از سوی دولت مرکزی دریافت می‌کند. احساس تبعیض قومی و مذهبی، همراه با عدم سرمایه‌گذاری کافی، محرومیت اقتصادی و دسترسی نامناسب به خدمات پایه‌ای مانند آموزش، بهداشت، آب، برق و فرصت‌های شغلی، سال‌هاست که بر زندگی مردم این منطقه سایه افکنده است.

دامنه این نارضایتی‌ها پس از جان‌باختن مهسا امینی در بازداشت پلیس در سپتامبر ۲۰۲۲ و شکل‌گیری اعتراضات سراسری، شدت بیشتری گرفت. سرکوب شدید تجمع معترضان در زاهدان که به «جمعه خونین» معروف شد، دست‌کم ۸۲ کشته برجای گذاشت.

عبدالله خان می‌افزاید: «گروه‌های مسلح دقیقاً از همین بستر پر از نارضایتی، نیرو جذب می‌کنند.» او توضیح می‌دهد که ادغام جیش‌العدل در «جبهه مبارزان مردمی»، نوعی «بازسازی برند و تغییر چهره از گروهی قومی و تجزیه‌طلب به گروهی ضد حکومتی» است.

جیش‌العدل مدعی است که برای احقاق حقوق اقلیت بلوچ و به رسمیت شناختن هویت مذهبی اهل‌سنت در ایران می‌جنگد، اما بسیاری هدف نهایی آن را تجزیه‌طلبی می‌دانند.

ناد علی، پژوهشگر ارشد «انجمن سیاست‌گذاری آمریکا و پاکستان» در واشنگتن، بر این باور است که تحلیل رفتن توان عملیاتی دستگاه امنیتی ایران، به‌طور غیرمستقیم فضای مانور بیشتری برای این جبهه جدید ایجاد کرده است. او به المانیتور گفت: «این گروه یک سال گذشته را صرف بازنگری در استراتژی خود کرده و از یک الگوی شبه‌نظامی‌گری جهادی و منطقه ای، به سمت یک پروژه گسترده‌تر حرکت کرده است.»

او همچنین به حملات ایالات متحده به زیرساخت‌های حیاتی در سیستان و بلوچستان طی جنگ جاری اشاره می‌کند؛ اقدامی که توان عملیاتی سپاه پاسداران را برای گسیل سریع نیرو و اجرای عملیات‌های واکنش سریع در استان محدود کرده است.

ناد علی می‌افزاید: «در نتیجه این وضعیت، جیش‌العدل فضای بازتری برای فعالیت پیدا کرده و توانسته مناطق روستایی استان را به حوزه‌هایی پرچالش و مورد مناقشه تبدیل کند.» او یادآور شد که کشف سلاح‌های پیشرفته و تجهیزات ارتباطی استارلینک همراه با کشته‌شدگان عملیات اخیر، نشان‌دهنده ارتقای سطح توانمندی و تجهیزات این گروه است.

با این وجود، «جبهه مبارزان مردمی» همچنان با محدودیت‌های جدّی روبروست. بابک وحدت، پژوهشگر و تحلیل‌گر مسائل ایران و جنوب آسیا، معتقد است شواهد چندانی وجود ندارد که نشان دهد جیش‌العدل یا ائتلاف جدید توانایی «تثبیت و حفظ تصرف یک منطقه» یا تهدید بنیادین تسلط حکومت بر سیستان و بلوچستان را داشته باشند. به باور او، خطری که تهران را تهدید می‌کند بیشتر جنبه سیاسی دارد تا نظامی.

وحدت می‌افزاید تقابل ایران و آمریکا انگیزه‌های جدیدی به شبه‌نظامیان داده است و از سوی دیگر، جغرافیای سخت کوهستانی در امتداد مرز ایران و پاکستان به این گروه‌ها تحرک بالایی می‌دهد.

جنید جاوید، کارشناس مدیریت ریسک و مسائل امنیتی، نیز معتقد است اگرچه ایران قادر است «کنترل منطقه‌ای و سرزمینی خود را قدرتمندانه حفظ کند»، اما همچنان با چالش پرهزینه و مداوم شبه‌نظامیان در پهنه مرزهای شرقی خود دست‌وپنجه نرم خواهد کرد.

او می‌گوید گرچه این شبه‌نظامیان از نظر نظامی توان مواجهه مستقیم و کلاسیک با حکومت ایران را ندارند، اما ظرفیت عملیاتی خود را برای ضربه زدن به نیروهای امنیتی و اهداف دولتی بارها نشان داده‌اند.

آیا شبه‌نظامیان می‌توانند جرقه‌ یک بحران میان ایران و پاکستان را بزنند؟

در آن سوی مرز، پاکستان نیز با تضعیف و بحران امنیتی شدید در مناطق مرزی خود دست به گریبان است. بر اساس آمار «پژوهشکده مطالعات امنیتی پاکستان»، استان بلوچستانِ پاکستان در سال ۲۰۲۶ همچنان بحرانی‌ترین و آسیب‌پذیرترین استان این کشور از نظر جهش ناگهانی حملات مسلحانه بوده است.

پاکستان حدود ۹۰۰ کیلومتر مرز مشترک با ایران دارد که بخش اعظم آن کوهستانی، صعب‌العبور و کم‌جمعیت است. گروه‌های مسلح، قاچاقچیان مواد مخدر و شورشیان تجزیه‌طلب در این نوار مرزی فعال هستند و امنیت هر دو کشور را مختل کرده‌اند.

اسلام‌آباد خواهان آن است که مانع استفاده شبه‌نظامیان بلوچِ ایرانی از خاک پاکستان شود؛ چرا که خود نیز به‌شدت درگیر مهار شورش‌های تجزیه‌طلبانه داخلی و تامین امنیت این مرز پهناور است. در چنین شرایطی، اگر مقامات ایرانی به این نتیجه برسند که جیش‌العدل یا PFF از خاک پاکستان برای طراحی یا هدایت حملات استفاده می‌کنند، فشار بر اسلام‌آباد مضاعف خواهد شد.

اگرچه شورش‌های دو طرف مرز کاملاً یکسان نیستند و نباید آن‌ها را یک جنبش واحد دانست، اما همجواری جغرافیایی باعث شده که تحولات یک سوی مرز، پیامدهای امنیتی مستقیمی برای طرف دیگر داشته باشد.

جدی‌ترین نمود این مسئله در ژانویه ۲۰۲۴ رخ داد؛ زمانی که ایران با حملات موشکی و پهپادی به آنچه مواضع جیش‌العدل در خاک پاکستان می‌خواند، حمله‌ور شد. این اقدام دو همسایه را تا آستانه یک تنش دیپلماتیک و نظامی جدی پیش برد، هرچند دو کشور ظرف چند روز روابط خود را ترمیم نموده و بر افزایش همکاری‌های امنیتی تاکید کردند.

آن اتفاق نشان داد که چگونه تحرکات شبه‌نظامیان مرزی می‌تواند ظرف چند ساعت به یک بحران منطقه‌ای بدل شود. با توجه به اینکه پاکستان در آن زمان بلافاصله با حملات هوایی متقابل پاسخ داد، تهران ترجیح می‌دهد مسیر همکاری با اسلام‌آباد را پیش ببرد. اما حملات مداوم شورشیان بلوچ می‌تواند این رویکرد تعاملی را شکننده کند.

از دیدگاه عبدالله خان، چالش ناامنی مرزی موضوعی یک‌طرفه نیست. او می‌گوید: «همان‌طور که تهران خواستار اقدام قاطع علیه جیش‌العدل و PFF است، اسلام‌آباد نیز متقابلاً خواستار برخورد با گروه‌هایی نظیر ارتش آزادی‌بخش بلوچ (BLA)، جبهه آزادی‌بخش بلوچ (BLF)، گارد جمهوری‌خواه بلوچ (BRG) و حامیان آن‌ها در خاک ایران است. بدون یک اقدام متقابل و دوطرفه، گرهی از امنیت مرز باز نخواهد شد.»

جغرافیای سخت منطقه‌ نیز بر پیچیدگی کار می‌افزاید. عبدالله خان اضافه می‌کند: «جنگجویان می‌توانند به‌راحتی جابه‌جا شوند، سلاح مخفی کنند و در میان بافت عشایری هر دو طرف مرز ناپدید شوند. »

به باور خان، هرگونه درخواست ایران از پاکستان مبنی بر "اقدام بیشتر"، باید در کنار دغدغه‌های اسلام‌آباد درباره آن سوی مرز دیده شود. گروه‌های مسلح بلوچِ ضد پاکستان سال‌هاست از خاک ایران به عنوان «پشتیبان عملیاتی» استفاده می‌کنند، اما «پاسخ تهران هرگز متناسب با ابعاد این تهدید نبوده است.»

امروزه اسلام‌آباد تلاش می‌کند تا ضمن تقویت همکاری‌های دفاعی خود با عربستان سعودی و ترکیه در قالب «پیمان دفاع مشترک مکه» که ماه گذشته به امضا رسید، نقش میانجی را میان ایران و ایالات متحده حفظ کند. از این رو، در میان بالا گرفتن آتش تنش‌ها در خاورمیانه، پاکستان ناچار است موازنه ظریفی میان روابط خود با ریاض و تهران برقرار سازد.

در چنین فضایی، هرگونه تحرک مسلحانه در مرز که امنیت منطقه را به خطر بیندازد، به‌شدت حساسیت‌زا بوده و هزینه‌ها را برای اسلام‌آباد بالا می‌برد. بنابراین، پاکستان تمام تلاش خود را خواهد کرد تا از تیرگی روابط با ایران جلوگیری کند؛ تهران نیز متقابلاً ذینفع است تا کانال‌های دیپلماتیک خود را با همسایه شرقی حفظ نماید. با این همه، خطر توسل دوباره به راهکار نظامی کاملاً منتفی نیست.

جنید جاوید می‌گوید: «احتمال وقوع یک حمله فرامرزی دیگر از سوی ایران را به‌ویژه پس از یک حمله بزرگ از سوی شبه‌نظامیان، نمی‌توان کاملاً نادیده گرفت.» او می‌افزاید چنین اقدامی — همان‌طور که تجربه ژانویه ۲۰۲۴ نشان داد — هزینه‌های سنگین دیپلماتیک و استراتژیک به همراه خواهد داشت.

جاوید معتقد است اگرچه همکاری‌های ایران و پاکستان پس از حادثه سال ۲۰۲۴ بهبود یافت، اما توافقات سازمانی و امنیتی به یک جهش ملموس در توانمندی‌های ضدتروریستیِ مشترک منجر نشده است. در عوض، «شبکه شبه‌نظامیان و ساختارهای جدید آن‌ها خود را با شرایط موجود وفق داده و همچنان از فرصت‌های پیش‌آمده برای ادامه تحرکات خود استفاده می‌کنند.»

جاوید هشدار می‌دهد که تحرکات مرزی می‌تواند چرخه‌ای مداوم از بحران‌های دیپلماتیک و امنیتی ایجاد کند: «خطر بالقوه و پایدارتر، تنش‌ها و اصطکاک‌های دیپلماتیکِ پی‌درپی میان دو کشور است، نه لزوماً رویارویی مستقیم نظامی میان ایران و پاکستان.»

از سوی دیگر، بابک وحدت بر این باور است که اوج‌گیری حملات می‌تواند فشار ایران بر اسلام‌آباد را برای برخورد جدی‌تر با جیش‌العدل افزایش دهد. او می‌افزاید: «پاکستان نیز با توجه به چالش‌های امنیتی عمیق خود در ایالت بلوچستان، دلایل کافی برای همکاری در این زمینه دارد.» به گفته وحدت، مهار فعالیت‌های شبه‌نظامیان مرزی، بیش از آنکه صرفاً مطالبات یک‌طرفه ایران باشد، یک «منافع امنیتی مشترک» برای هر دو کشور است.

در نهایت، به گفته ناد علی روابط ایران و پاکستان همچنان دستخوش چالش‌ خواهد بود؛ زیرا «هیچ‌یک از دو کشور تسلط کاملی بر این مرز نفوذپذیر ندارند و اجرای عملیات‌های نظامی و ضدتروریستیِ مشترک میان دو کشور بسیار محدود است.»

منبع: المانیتور



دیدگاه خوانندگان