دین و اعتماد اجتماعی

twitter sharefacebook share۱۳۹۵ خرداد ۱۰ - 2016-05-30

یک جامعه شناس تغییرات پر شتاب جامعه ایرانی را موجب اختلال در سیستم اجتماعی دانست و گفت: جامعه و خانواده های ایرانی در دهه های اخیر در معرض تغییرات پرشتابی بودند که این تغییرات پیامدهایی همچون افزایش آسیب های اجتماعی در پی داشته است.

عالیه شکربیگی در گفت وگو با خبرنگار شفقنا زندگی با بیان اینکه جامعه به مثابه یک سیستم عمل می کند، افزود: زمانی که اختلالی در یک سیستم به وجود آید کل سیستم به مخاطره می افتد و با توجه به این چارچوب و براساس آمارهای مختلف می بینیم تغییر ارزش ها و هنجارها موجب شده تغییرات زیادی در عملکرد نهادها و خود مردم به وجود آید.

وی اعتماد را نوعی صداقت، دوستی و صمیمیت در روابط انسان ها ذکر کرد که دروغ و سایر ویژگی های منفی نمی تواند در آن جای داشته باشد و گفت: اعتماد به معنای راستی و درستی در روابط انسانی است و عواملی مانند فناوری ها، جهانی شدن، آموزش و پرورش، رسانه ای شدن، مجازی شدن  و شبکه ای شدن می تواند این صداقت را دچار کاهش کند.

شکربیگی با بیان اینکه سرمایه اجتماعی در صورت وجود اعتماد تولید می شود، به بستر تاریخی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی شکل گیری اعتماد در بین مردم اشاره و اضافه کرد: اعتماد از چهار بعد قابل بررسی است و بررسی این چهار بعد است که نشان می دهد ارتباطات انسانی دچار تغییراتی شده است.

این استاد دانشگاه با اشاره به به نتایج پیمایش ملی هنجارها و ارزشها در سال ۸۱ و ۸۲، ادامه داد: آمارهای به دست آمده از این تحقیق نشان داد که اعتماد در خانواده ها کم شده است و به رغم اینکه تا پیش از آن آماری نداشتیم اما تجارب تاریخی نشان دهنده کاهش و فرسایش اعتماد در بین انسان هاست.

نوعی بی اعتمادی ساختی تاریخی در کشور ما وجود دارد

وی با بیان اینکه نوعی بی اعتمادی ساختی تاریخی در کشور ما وجود دارد، اظهار داشت: استبداد شاهان، نزدیکان و ایادی آنها با محوریت دولت در کاهش سطح اعتماد مردم موثر بوده است. نگاه مردم به دولت به عنوان دستگاه چپاول و غارت و کندی فرایند تشکیل دولت – ملت نیز در این زمینه بی تاثیر نیست.

دکتر شکربیگی دخالت بیگانگان را که موجب اختلال در صحنه سیاست می شده را یکی دیگر از دلایل کاهش سطح اعتماد مردم به دولت برشمرد و گفت: تاثیرات فرهنگی و اجتماعی ورود مدرنیته به ایران و شکل گیری شرایط خاص گذار از نظمی به نظم دیگر نیز موجب گسیختگی، بی هنجاری و از بین رفتن ارتباطات سنتی شد . از سوی دیگر تغییرات اساسی در صحنه های بین المللی و شیوه های جدید ارتباطی مانند ارتباطات الکترونیک نیز به نوعی دیگر در کاهش اعتماد موثر بود.

وی اعتماد را از شاخصه های سرمایه اجتماعی برشمرد و افزود: وقتی می گوییم اهعتماد اجتماعی کاهش یافته است منظور این است که شدت روابط و هویت های مختلف در اجتماع کم شده است.در نبود این روابط اعتماد در اجتماع دچار کاهش و فرسایش می شود.

این جامعه شناس با اشاره به نتایج یک تحقیق از خانوده های تهرانی در مورد میزان اعتماد آنها به دیگران، اظهار داشت: خانواده های تهرانی در وهله اول به اعضای خانواده خود اعتماد دارند، سپس خویشاوندان، بعد دوستان و در مرتبه آخر نهادهای رسمی قرار دارد.

وی با بیان اینکه اعتماد به خانواده اعتماد غیر رسمی و اعتماد به سایر نهادها اعتماد تعمیم یافته است، خاطرنشان کرد: میزان اعتماد غیر رسمی یعنی اعتماد به خانوده و خویشاوندان و دوستان در جامعه ایرانی بالاتر از اعتماد رسمی و تعمیم یافته یعنی اعتماد به نهادهای موجود در جامعه است. تمامی مطالعات داخلی در خصوص کمیت و کیفیت اعتماد اجتماعی و تعاملات و روابط انسانی در سطوح فردی، میانه و کلان نیز نشان می دهد که وضعیت اعتماد در جامعه ما در شرایط مطلبوی قرار ندارد.

۸۰ درصد ایرانی ها عضو هیچ گروه و انجمنی نیستند

شکربیگی به نتایج پیمایش ملی اعتماد اجتماعی در سال ۸۶ اشاره کرد و افزود: نتایج این پیمایش نشان می دهد که ۳۹درصد از پاسخ دهندگان اعتماد اجتماعی کم، ۳۵درصد اعتماد اجتماعی متوسط و ۲۹درصد اعتماد اجتماعی زیاد داشتند.

وی با بیان اینکه اعتماد کم نشان می دهد که جامعه در معرض مخاطرات، تهدیدات و تکانه های جدی است، گفت: جامعه ایرانی دچار اختلالات شدید ارتباطی و گفتگویی است و به ابزار گفتمان مجهز نشده است و همین ناتوانی در سطح میانی در میزان تاثیرگذاری نهخادهای مدنی و غیر دولتی اختلال ایجاد کرده است. ذهنیت منفی و بدگمانی از خصوصیات فراگیر شده است و با شرایط کنونی باز هم به سرعت بر بی اعتمادی افزوده می شود. مانند گلوله برفی که دائم بزرگتر می شود و بر احساس ناخوشایند جدا افتادگی و و طرد اجتماعی در افراد می افزاید.

این استاد دانشگاه با شاره به نتایج پیمایش ارزش ها و نگرشها در سال های گذشته، تاکید کرد: جامعه ایرانی در مسیر خود به جز در یکری نقطه های مقطعی دچاتر کاهش سرمایه اجتماعی شده است.به طور مثال در سال ۸۷ نتایج نشان می داد که ۵۰درصد از تهرانی ها با افراد محله خود بی ارتباط هستند و ۸۰درصد از مردم ایران عضو هیچ گروه و انجمنی نیستند.

بی توجهی به مبانی دینی در عملکرد مسوولان

تنها در ظاهر به دینداری توجه کردیم اما دستورات دینی را کاربردی نکرده ایم

وی با بیان اینکه جامعه ما یک جامعه دینی است و مردم به عملکرد مسوولانی که ادعای دینداری دارند نگاه می کنند، افزود: ما در یک جامعه دینی رشد می کنیم که همین موضوع می تواند اعتماد را در ما تقویت کند اما وقتی دین تیدیل به ابزاری در دست مسوولان سیاسی می شود که برای قدرت سیاسی از آن استفاده ابزاری می کنند چنان چه این استفاده درست نباشد دین دچار خسران و نظرات مثبت به کارکرد دین دچار تغییر می شود.

شکربیگی با تاکید بر اینکه بر اساس تحقیقات جامعه ما دچار آنومی و از هم گسیختگی هنجاری شده است، گفت: این موضوع نشان می دهد که به معنای واقعی به مبانی دینی توجه نشده است. تنها در ظاهر به دینداری توجه کردیم اما دستورات دینی را کاربردی نکرده ایم. در حالی که دین در روابط انسان ها نقش اساسی دارد و باید این سوال را مطرح کنیم چرا در یک حکومت دینی اعتماد تا این حد کاهش می یابد. این موضوع نشان می دهد که کارکرد دین مخفی مانده و نتوانسته کاربردی شود.

معلمان اخلاق نتوانستند کارکرد دین را عملی کنند

وی با اشاره به افزایش خودکشی در جامعه، بیان کرد: دین انسان ها را به همه خوبی ها دعوت می کند اما زمانی که می خواهد کارکرد خود را نشان دهد از آنجا که معلمان اخلاق نتوانستند کارکرد دین را عملی کنند و دچار سیاست زدگی شدند دین آسیب دید و در اثر آن جامعه هم آسیب جدی دیده است. زیرا تنها با نصیحت نمی توان کارکردهای دین را در جامعه عملی کرد.

این جامعه شناس وعده های عملی نشده در مورد رفع نیازهای مردم و افزایش دروغ در سال های اخیر را از جمله عوامل آسیب زننده به اعتماد اجتماعی ذکر کرد و افزود: زمانی که مسوولی وعده رفع نیازی را می دهد و مردم به او اعتماد می کنند چنانچه آن وعده عملی نشود این اعتماد ترک بر می دارد و باعث فرسایش اعتماد بین ساختار و عاملیت به معنای مردم می شود. در این حالت نظم سیستم به هم می خورد و جامعه دچار اختلال می شود.

وی با بیان اینکه اختلال در جامعه باعث کاهش سرمایه های اجتماعی می شود، ادامه داد: سرمایه ارتباطی یکی از شاخصه های سرمایه اجتماعی است که در این میان از بین می رود و بی اعتمادی شکل می گیرد. این بی اعتمادی تعادل جامعه را به هم می زند. آسیب دیدگی سرمایه اجتماعی و تنزل معنی دار اعتماد اجتماعی باعث سردی در روابط مردم و مسوولان و از هم پاشیدگی شده است.

اعتماد اجتماعی زمانی بازآفرینی می شود که مردم صداقت را در عملکرد مسوولان ببینند

شکربیگی با تاکید بر اینکه بدون سرمایه اجتماعی توسعه پایدار دچار مشکل می شود، خاطرنشان کرد: اعتماد اجتماعی زمانی بازآفرینی می شود که مردم صداقت را در عملکرد مسوولان ببینند. به طور مثال هم اکنون در بحث اقتصادی مشکلات زیادی گریبانگیر مردم است و بازیابی اعتماد توده مردم در گرو توانایی تامین معیشت است. اما تا زمانی که مردم این مصداق ها را نبینند و عملیاتی نشود بازیابی اعتماد ممکن نیست.

وی تصریح کرد: اگر ارتباطات برقرار شده بر محور صداقت و اعتماد باشد بازیابی اعتماد ممکن خواهد شد و در این راه هم رسانه ها و هم نهادهای مدنی می توانند بسیاری کمک کننده باشند.

منبع: شفقنا