چگونه اخلاق را در نظام اداری کشور نهادینه کنیم؟

twitter sharefacebook share۱۳۹۶ آذر ۲۵ - 2017-12-16

اگر اخلاق اداری در زندگی کاری انسان وجود داشته باشد نتیجه، کارکردن شیرین و توأم با رضایتمندی و خودشکوفایی از یکسو و رضایت مردم و پیشرفت امور و شکوفایی کار از سوی دیگر است.

اما اخلاق اداری نیازمند اموری است که بستر تحقق آن را فراهم کند. این تمهیدات و مقومات هم مادی است و هم معنوی، هم نیازمند تحولات ساختاری است و هم تحولات فرهنگی، یعنی باید ساختاری فراهم شود که در آن همه نیروهای اداری بر اساس شایسته سالاری در جای مناسب خود قرار گیرند تا استعدادهایشان شکوفا شود و با علاقه مندی و در فضایی آکنده از امنیت کاری خدمت نمایند و همه چیز در مناسبات قانون مدارانه سیر نماید؛ در اینصورت است که اخلاق اداری آن سان که باید ظهور می نماید.

شایسته سالاری

از مهمترین تمهیدات و مقومات اخلاق اداری شایسته سالاری و اهلیت گرایی است. وقتی کسی مناسب کاری نیست و در جایگاهی قرار می گیرد که جایگاه او نیست انواع تباهی ها ظهور می نماید. چنین شخصی به طور معمول تحت فشارهای درونی و بیرونی قرار می گیرد و چون میان شخصیت او با مسئولیتی که بر عهده دارد سنخیتی نیست، تزاحم میان این دو به صورت عوارض روانی و رفتاری بروز می کند. آنکه می پذیرد در جایی قرار گیرد که جایگاه او نیست، ابتدا حریم های اخلاق انسانی خود را می شکند و در گام های بعد به راحتی به حریم های فردی و اجتماعی، مادی و معنوی تجاوز می کند.

امام علی(ع) در عهدنامه مالک اشتر اینگونه تذکر می دهد: «در بکارگیری کارگزارانت دقت کن و پس از آزمودن به کارشان گمار و به میل خود و بی مشورت دیگران و از سر خودکامگی مسئولیتی به آنان مسپار.... از ایشان کسانی را برگزین که دارای تجربه و با حیا باشد و از خاندان های پارسا و صلاحیت دار باشد».

امام تأکید می کند که کارگزاران باید بر اساس شناختی درست از توانایی ها و صلاحیت هایشان انتخاب شوند. در نظام اداری اگر گزینش اشخاص بر اساس پیوندها و رابطه ها و معیارهای ظاهرگرایانه باشد، اخلاق اداری پا نمی گیرد. ایشان بر معیارهایی چون فرهیختگی، تجربه کاری، با حیایی و پاکی، دلبستگی دینی، سابقه امانت داری و کارایی تأکید می کنند. از این رو از پیامبر اکرم(ص) نقل شده است: «به بسیاری نماز و روزه و زیادی حج و کارهای نیک و ناله های شبانه مردم ننگرید، بلکه به راستی گفتار و ادای امانت بنگرید»

علاقه مندی شخصی

انجام دادن کار از سر بی علاقگی و بی حوصلگی بستر بسیاری از رفتارها و مناسبات خلاف اخلاق اداری است. لذا لازم است فضای عشق و علاقه به کار و مسئولیت ایجاد شود و هرکس با میل شخصی درگیر کار و مسئولیت گردد.

امیرمؤمنان(ع) می فرماید: «دلها را میلی است و روی اوردنی و پشت کردنی؛ پس دلها را آنگاه به کار گیرید که خواهان است و روی در کار، چه دل اگر به ناخواه به کاری وادار شود کور گردد».

وجود علاقه شخصی در کار، سختی ها را بر انسان آسان می کند و توان و حوصله به بار می آورد؛ از این رو امام علی(ع) خود از ایجاد فضای اکراه و اجبار به شدت پرهیز می کرد و می فرمود: «مرا نسزد که شما را به چیزی وادارم که خوش نمی انگارید».

تأمین مالی

دغدغه معاش و نگرانی از گذران زندگی آبرومند زمینه های اخلاق اداری را تباه می نماید؛ از این روست که امیرمؤمنان(ع) در فرمانهای حکومتی و اداری خود بر تأمین کامل کارکنان تأکید می کند و در عهدنامه مالک اشتر یاداور می شود: «ثمّ أسبغ علیهم الارزاق...؛ آنگاه روزی شان را فراخ دار که فراخی روزی نیرویشان دهد تا درپی اصلاح خود برآیند و بی نیازشان سازد تا به مالی که در اختیار دارند دست نگشایند و حجتی بُوَد بر آنان اگر فرمانت را نپذیرفتند یا در امانتت خیانت ورزیدند».

واژه اسباغ بر تمام شدن چیزی و اکمال آن دلالت می کند و «سبغت النعمه» یعنی نعمت و وسایل زندگی و امکانات فراخ گشت. امام به مالک فرمان می دهد که رزق و روزی را بر کارکنان خود اسباغ نماید یعنی کامل و تمام و فراخ سازد. فراخ داشتن امکانات معیشتی کمک می کند که مردمان در جهت اصلاح خود گام بردارند و از فقری که مایه زیان دین و اسباب آشفتگی عقل و موجب کینه و دشمنی است نجات یابند. تنگناهای زندگی هر انسانی را وسوسه می کند و ممکن است زیرفشار سختی های معیشت دست به نادرستی و دوری از امانت داری بزند.

امیرمؤمنان آنجا که جایگاه سپاهیان و نظامیان را در حکومت بیان نموده اینگونه یادآور شده است: «سپاهیان به فرمان خدا مردم را دژهای استوارند و والیان را زینت بخش؛ وقار دین به آنان ارجمند است و راهها بی گزند و کار مردم جز به سپاهیان قرار نگیرد و کار سپاهیان جز به خراجی که خدا برای انان معین فرموده درستی نپذیرد، تا بدان در جهاد با دشمن خود نیرومند شوند و کار خود را بدان سامان دهند و انان را از خراج ان اندازه باید که نیازمندیشان را کفایت کند».

قانونگرایی و مرزبانی

آنچه حریم اخلاقی آدمی را پاس می دارد قانونگرایی و مرزبانی است و اینکه انسان در حریم مرزها حرکت کند و مرزشکنی ننماید و فراتر از حدود الهی نرود و به هیچ و مرز و قانونی تعدی ننماید.

امام در نامه خود به اشعث بن قیس استاندار آذربایجان هشدار داده است: «این حق برای تو نیست که در میان مردم به استبداد و خودرأیی عمل نمایی و به کاری دشوار جز با دستاویز محکم درآیی و در دست تو مالی از مالهای خداست و تو آن را خزانه داری».

حقیقت آن است که تا وقتی قانونگرایی و مرزبانی بر کارگزاران حاکم نشود انتظار جلوه یافتن اخلاق اداری انتظاری دور از واقع است زیرا کسی که حدود و حریمها را می شکند یا خود را فراتر از قوانین می بیند نمی تواند پایبند حرمت های اخلاقی و مرزهای انسانی باشد.

امیرمؤمنان در فرمان ها و عهدنامه های خود به کارکنان خود آموخته است که در مقابل مرزشکنی و بی قانونی با شدت بایستند و جلوی سوء استفاده ها و تبعیض ها را از جانب خواص بگیرند. آن حضرت در عهدنامه مالک اشتر چنین فرمان داده است: «برای زمامدار نزدیکان و خویشاوندانی است که اهل استیثار، برتری جستن و امتیازخواهی و دست درازی نمودن اند و در داد و ستد انصاف را کمتر به کار بستن، پس ریشه ستم اینان را با بریدن اسباب ان از بیخ برکن و به هیچیک از اطرافیان و وابستگانت زمینی را به بخشش وامگذار و مبادا در تو طمع کنند که قرار دادی به سود ایشان منعقد کنی که مایه زیان سایر مردم باشد».

امنیت شغلی

کارگزاران اداری باید بتوانند براحتی و بی هیچ دغدغه ای تمام مراتب نظام اداری را نقد کنند و ایرادات و اشکالات آن را بازگو نمایند و راه اصلاحات اداری را بگشایند و نگاه بدبینانه نسبت به نصیحت و انتقاد وجود نداشته باشد، بلکه از آن استقبال شود و نیز افراد مطمئن باشند که عزل و نصب ها بر اساس روش هایی معیارگرانه و مبتنی بر شایسته سالاری است و کسی بدون دلیل و بدون صلاحیت و توانایی بالا نمی آید و کسی از سر میل و خودخواهی به زیر کشیده نمی شود و حرمت انسان ها در نهایت امر ملاحظه می گردد.

بر این مبنا امام علی(ع) سفارش نموده است: «آنکس را بر دیگران بگزین که سخن تلخ حق را به تو بیشتر گوید و در آنچه کنی یا گویی -و خدا آن را از دوستانش ناپسند دارد- کمتر یاری ات کند و به پارسایان و راستگویان بپیوند و آنان را چنان بپرور که تو را فراوان نستایند و با ستودن کار بیهوده ای که نکرده ای خاطرت را شاد ننمایند که ستودن فراوان خودپسندی آرد و به سرکشی وادارد»

امیرمؤمنان چنان بر ایجاد امنیت شغلی اهتمام داشت که در عزل و نصب های خود تلاش می کرد به گونه ای رفتار کند که کارگزاران احساس عدم امنیت نکنند و در این جهت آنان را در عزل و نصب ها توجیه می نمود و تا حد ممکن آنان را در جریان امور قرار می داد؛ چنانکه وقتی عمر بن ابی سلمه مخزومی را که والی بحرین بود برداشت و نعمان بن عجلان را به جای او گماشت در نامه ای به او چنین نگاشت: «من نعمان را به ولایت بحرین گماشتم و تو را از آن کار برداشتم، نه نکوهشی بر توست و نه سرزنشی، حکومت را نیک انجام دادی و امانت را گزاردی، پس بیا که نه گمان بدی بر تو داریم و نه ملامتی، نه تهمتی به تو زده اند و نه گناهکارت می شماریم؛ من می خواهم به سر وقت ستمکاران شام بروم و دوست داشتم تو با من باشی».

نظارت، بازرسی، پیگیری

نظارت مستمر و دقیق و درست بر کار و رفتار کارکنان اداری و بازرسی عملکرد آنان و پیگیری امور ایشان در این جهت که خدمات و فداکاری های انان مورد توجه قرار گیرد و اگر دچار خطا و گرفتار مشکلی شدند سریعا یاری شوند تا خطای خود را جبران نمایند، از مهمترین عوامل زمینه ساز اخلاق اداری است.

امام علی(ع) در این باره به مالک اشتر چنین می آموزد: «پس در کارهای کارگزارانت وارسی کن و ارباب راستی و وفا را بر انان مراقب ساز که بازرسی نهانی در کارشان آنان را به امانتداری و نرمی با مردمان وادار سازد»

البته در نظارت باید اصل بر مثبت نگری باشد و بیش از هرچیز زحمات و فداکاری های آنان مورد توجه قرار گیرد، چنانکه حضرت به مالک یادآوری می کند: «باید بر آنان مأموران مخفی از مردمان امین و حق گوی را که در میان مردم بدین صفات شناخته شده باشند بگماری تا زحمات و فداکاری های آنان را برای تو بنویسند و آنان مطمئن باشند که تو زحمات و فداکاری های انان را می دانی و باید مقدار رنج هریک را در نظر داری و مناسب با میزان زحمات و فداکاری هایشان با آنان رفتار نمایی».

ارزشیابی، قدردانی و جزادهی

ارزشیابی عملکرد کارگزاران و فرق گذاشتن میان نیک کرداران و بدکرداران و خدمتگزاران و سهل انگاران در نظام اداری امری اساسی در شکل گیری اخلاق اداری است. ارزش نهادن به کار خوب و قدردانی از عملکرد مثبت کارگزاران انگیزه خیر و خدمتگزاری را در انان تحکیم می بخشد و بی توجهی به این امر آفتی بزرگ برای اخلاق اداری است.

امام علی(ع) در عهدنامه مالک اشتر چنین می آموزد: «مبادا که نیکوکار و بدکردار در نزدت یکسان باشند که آن رغبت نیکوکار را در نیکی کم کند و بدکردار را به بدی وادارد»

اگر در نظام اداری این احساس پیدا شود که نیک کردار بودن و بدکردار بودن فرقی باهم ندارد و اینکه کسی زحمت بکشد و فداکاری نماید یا سهل انگاری کند و خیانت بورزد تفاوت نمی کند، همه چیز به تباهی کشیده می شود. امیرمؤمنان به مالک می آموزد: «آنان را به نیکویی یادکن و پیوسته تشویقشان نما و کارهای مهمی را که انجام داده اند بر شمار، زیرا یادکردن کارهای نیک آنان دلیرشان (کوشش و حرکتشان) را برانگیزاند و ازکار مانده را به خواست خدای (به کار و تلاش) ترغیب نماید»

البته ارزشیابی، قدردانی و جزادهی باید کاملا معیارگرایانه و منطبق بر حق و عدل باشد از این رو امیرمؤمنان به مالک هشدار می دهد: «مبادا بزرگی کسی موجب شود که رنج اندک او را بزرگ شماری و پایینی رتبه کسی سبب شود که کوشش سترگ وی را خوار به حساب آری».

بنابراین اگر مجموعه عوامل زمینه ساز اخلاق اداری مورد توجه قرار گیرد، بستری مناسب برای اخلاق اداری فراهم می شود و تحقق اصول اخلاق اداری میسر می گردد.

*برگرفته از کتاب ارباب امانت نوشته دکتر مصطفی دلشاد تهرانی