معیارهای گزینش فرماندهان و مدیران ارشد

258 ۱۳۹۷ مهر ۰۸ - 2018/09/30

گرینش فرماندهان و مدیران ارشد بدلیل حسایت جایگاهشان و نقش اساسی شان اهمیتی ویژه دارد و لازم است در مورد آنان علاوه بر ویژگی هایی چون درایت و تدبیر، معرفت، دانش و تخصص، قوت و توانایی های عمومی، ویژگی های دیگری لحاظ گردد به ویژه اخلاق فرماندهی و سلوک مدیریتی.

ویژگی های خاص فرماندهی و مدیریت کلان

امیرمؤمنان علی(ع) در عهدنامه مالک اشتر برای فرماندهی و مدیریت کلان، ویژگی هایی خاص را مطرح کرده است که در گزینش آنان لحاظ شود: «پس از سپاهیان خود کسی را به کار گمار که پیش تو از همگان برای خدا و پیامبرش و پیشوایت نیک خواه تر باشد و از همه پاکدامن تر و بردباری اش برتر، از جمله کسانی که دیر به خشم آید و به آسانی پوزش پذیرد و به ناتوان بسی مهربان باشد و بر زورمندان برتری جوید، از آن کسان که درشت خویی او را بر نیانگیزد و نرمی او را از پای ننشاند».

1. پیش تو از همگان برای خدا و پیامبرش و پیشوایت نیک خواه تر باشد:

یعنی کسانی که بیش از هر چیز پیرو حدود و مرزهای الهی باشند و از خودمداری خویش را به دور دارند؛ چنین کسان اند که می توانند موازین حق را پاس دارند و بدان عمل کنند. امام علی(ع) در این باره فرموده است: «فرمان خدا را تنها کسی می تواند اجرا کند که سازشکار نباشد و به روش اهل باطل عمل نکند و پیرو فرمان طمع نگردد» نهج البلاغه/حکمت 110

2. و از همه پاکدامن تر:

پاکدامنی و پاسداری از امانتِ مدیریت، ضروری هر مرتبه از حکومت و مدیریت است؛ ولی در جایگاه فرماندهی و مدیریت کلان به سبب ویژگی های آن ضروری تر است. کم ترین ناپاکی و امانت شکنی در چنین جایگاههایی چنان آسیب زاست که چیزی با آن برابری نمی کند

3. بردباری خصلتی ممتاز است:

در جایگاههای کلیدی چنین خصلتی ضروری است و در صورت آسیب دیدگی آن به سبب کوته بینی و تنگ نظری یا گرایش های دنیاطلبانه و قدرت گرایانه، مدیریت خردمندانه امکان نمی یابد زیرا به فرموده امام علی(ع) بردباری کمال خرد و رأس سیاست و مدیریت است.

با وجود چنین خصلتی هم در مراتب والا می توان در رویارویی با مشکلات و بحران ها بدرستی عمل کرد و از مشکل سازی و بحران پردازی به خوبی پیش گیری نمود. به بیان امیرمؤمنان علی(ع): «انکه در برابر دشمنش بردباری نشان دهد بر او پیروز شود».

4. از جمله کسانی که دیر به خشم آید:

به خشم درامدن در جایگاه حکومت و مدیریت هزاران بار ویرانگرتر از جایگاههای معمولی است؛ بنابراین لازم است کسانی که در این جایگاهها قرار می گیرند از نظر شخصیتی و ویژگی های مدیریتی مهارکننده خشم خویش باشد

امام علی(ع) پیوسته یاران و کارگزاران خود را به مهار خشم و دوری از آن فرا می خواند. برای نمونه آن حضرت در نامه خود به حارث همدانی درباره خشم فرموده است: «خشم خود را فرو خور و به وقت توانایی در گذر و گاه خشم در بردباری بکوش و به هنگام قدرت (از خطا و گناه) چشم پوش تا عاقبت تو را باشد... »

5. و به آسانی پوزش پذیرد:

عذر پذیری از کمالات انسانی است و در جایگاه حکومت و مدیریت، گذشته از آن از ضرورت های حفظ نیروها و پیش برد درست کارها است. هر انسانی در معرض اشتباه قرار دارد و در مدیریت انسانی لازم است به مجموعه اداره شونده فرصت پوزش خواهی داده شود و به آسانی پوزش پذیری صورت گیرد، واکنش سریع نسبت به خطاها و اشتباهات و بستن راه پوزش خواهی خلاف تدبیر مدیریتی است.

6. و به ناتوانی بسی مهربان باشد:

امیرمؤمنان علی(ع) لازمه فرماندهی و کارگزاری را مهربانی نسبت به ناتوانان دانسته است. چنین روحیه ای روابط فرمانده و کارگزار با مجموعه اداره شونده خود را لطیف و پرمهر می سازد و جایی برای تحکم و جبر نمی ماند. اینگونه اداره کردن موجب بهره مندی از رحمت بی کران الهی می شود چنانکه در آموزه های امیرمؤمنان علی (ع) آمده است: «بهترین وسیله ی ریزش رحمت خدا، مهربان بودن با همه مردمان است»

7. و بر زورمندان برتری جوید:

در اخلاق فرماندهی و مدیریت کلان، تسلیم ناپذیری نسبت به زورمندان و برتری جستن بر آنان ویژگی ای مهم است. در چنین جایگاهی هرگونه تسلیم ناپذیری نسبت به آنان که می خواهند از قدرت خود سوء استفاده کنند و در برابر آنان که زورگویی می نمایند پیامدهای تباه کننده ای به بار می آورد زیرا پیوسته کسان یا گروههایی هستند که با تکیه بر قدرت و ثروت یا از راه ارتباط و پیوندها قصد بهره کشی و زورگویی دارند و اگر فرماندهان و مدیران ارشد در برابر چنین کسان و گروههایی ناتوان باشند، بی گمان راه بیداد و تباهی براحتی گشوده و هموار می شود. امیرمؤمنان علی(ع) با بیان موضع خود در برابر چنین کسان و گروههایی و عمل به این بیان تکلیف را روشن کرده است: «خوار نزد من گران مقدار است تا هنگامی که حق او را بدو برگردانم و نیرومند خوار است تا آنگه که حق را از او بستانم»

8. از آن کسانی که درشت خویی او را برنیانگیزد

لازمه فرماندهی و مدیریت ارشد – به ویژه- دارا بودن توان تحمل بالا و حاشیه تحمل وسیع است. کسی که نسبت به تندی ها و خشونت ها سریع واکنش نشان می دهد و نمی تواند با تحمل درست و منطقی این امور را بکاهد یا بزداید یا در زمان مناسب پاسخ دهد شایسته قرار گرفتن در چنین جایگاهی نیست. امام علی(ع) خود در مواجهه با خوارج و تندی و تیزی ها و خشونت های زبانی و کج تابی های انان هیچ برانگیخته نشد. روزی علی(ع) در میان مردم برخاست و به ایراد خطبه مشغول شد در این هنگام فردی از گوشه مسجد برخاست و فریاد برآورد: «لاحکم الا لله» دیگری نیز برخاست و چنین فریاد کرد و پی درپی افرادی چنین شعار دادند. پس علی(ع) فرمود: «حکم خدا را درباره شما انتظار می برم؛ گفتار حقی است که به منظور باطلی گفته می شود؛ بدانید که شما ای گروه خوارج سه حق در نزد ما دارید: شما را از مساجد خدا که نام او را در آنها به زبان می آورید منع نمی کنیم، شما را از درامد عمومی و غنایم تا هنگامی که دستتان در جنگ همراه دست ما است محروم نمی سازیم و هرگز تا زمانی که جنگ را با ما آغاز نکرده اید با شما نمی جنگیم»

روزی علی(ع) درحال نماز گزاردن بود. ابن الکوّا که پشت سر او بود، صدای خود را بلند کرد و آیه 65 سوره زمر را خواند: «به تو و پیامبران پیش از تو وحی کردیم که اگر شرک بورزی عمل تو تباه شود و از زیانکاران خواهی بود» همین که صدای ابن الکوّا بدین آیه بلند شد علی(ع) به احترام قرآن سکوت کرد و چون خواندن ابن الکوّا تمام شد علی(ع) به ادامه قرائت خود پرداخت که ابن الکوّا دوباره شروع کرد به خواندن این آیه و باز علی(ع) سکوت کرد. بالاخره ابن الکوّا این کار را چندان تکرار کرد که علی(ع) این آیه را خواند: «فَاصْبرِ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ وَ لَا یَسْتَخِفَّنَّکَ الَّذِینَ لَا یُوقِنُونَ»

این راه و رسم امیرمؤمنان علی(ع) بود و از فرماندهان و کارگزاران خود می خواست که بدو تأسی کنند

9. و نرمی او را از پای ننشاند:

فرماندهان و مدیران در عین نرمی و ملایمت و مدارا در کار فرو نمی مانند و روحیه لطیف و سراسر رحمتشان موجب نمی شود که در پیشبرد اهداف و رویارویی با دشواری ها و بحران ها در کار بمانند و نتوانند در قدرت پیش روند. امیرمؤمنان علی(ع) در ماجرای صفین وقتی مالک اشتر را به سوی سپاه پیشتاز فرستاد و او را بر زیادبن نضر و شریح بن هانی فرمانده نمود در نامه ای به آن دو، مالک را چنین معرفی کرد: «من مالک اشتر پسر حارث را بر شما و سپاهیانی که در فرمان شماست امیر کردم. گفته او را بشنوید و از وی فرمان برید، او را چون زره و سپر نگهبان خود کنید که مالک را نه سستی است و نه لغزش، نه کندی کُنَد انجا که شتاب باید و نه شتاب گیرد آنجا که کندی شاید»

*برگرفته از کتاب دلالت دولت نوشته دکتر مصطفی دلشاد تهرانی

نظر شما
تغییر رمز

فیسبوک