پس از آنکه اسرائیل در سال ۲۰۲۴ ضربات سنگینی به کادر سیاسی و نظامی این گروه وارد کرد و حسن نصرالله ترور شد و نعیم قاسم جای او را گرفت، اعضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی مستقیماً هدایت حزبالله را بر عهده گرفتهاند.
هفته گذشته، نعیم قاسم، دبیرکل حزبالله، در بیانیهای اعلام کرد که این گروه تا زمانی که اسرائیل به اشغال خاک لبنان و حملات خود ادامه میدهد، سلاحهایش را زمین نخواهد گذاشت. او همچنین توافق چارچوبی لبنان و اسرائیل را که در ماه ژوئن گذشته امضا شده بود، فاقد اعتبار دانست و گفت تفاهمنامهای که آمریکا و ایران در همان ماه به آن دست یافتهاند، میتواند منبع قدرت و پشتوانه لبنان باشد. قاسم در ادامه تأکید کرد که «پایان دادن به تجاوزهای اسرائیل در لبنان» در صدر اولویتهای ایران قرار دارد.
این اظهارات نشان میدهد که حزبالله و دولت لبنان اکنون در دو مسیر کاملاً متفاوت حرکت میکنند. مقامهای لبنانی تلاش کردهاند با ورود به مذاکراتی که از حمایت دولت دونالد ترامپ برخوردار است، حملات نظامی اسرائیل را مهار کنند. اما حزبالله مسیر دیگری را در پیش گرفته و آینده خود را به ایران و توافق احتمالی تهران با واشنگتن گره زده است.
این رویکرد چندان هم دور از انتظار نیست؛ زیرا حزبالله در شرایط کنونی عملاً تحت هدایت تهران قرار دارد. پس از آنکه اسرائیل در سال ۲۰۲۴ ضربات سنگینی به کادر سیاسی و نظامی این گروه وارد کرد و حسن نصرالله ترور شد و نعیم قاسم جای او را گرفت، نشانههای بسیاری حاکی از آن است که اعضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی مستقیماً هدایت حزبالله را بر عهده گرفتهاند.
از دوم مارس، زمانی که حزبالله وارد جنگ میان ایران از یک سو و آمریکا و اسرائیل از سوی دیگر شد، این گروه با شکستها و عقبنشینیهای قابلتوجهی روبهرو شده است. نیروهای اسرائیلی بخش وسیعی از مناطق مرزی جنوب لبنان تا رود لیتانی و حتی در برخی نقاط فراتر از آن را اشغال کردهاند. اسرائیل همچنین بهصورت نظاممند روستاهای شیعهنشین این مناطق را با خاک یکسان کرده است.
در چنین شرایطی، خشم و نارضایتی در میان جامعه شیعی لبنان نسبت به فاجعهای که بر سر این جامعه آمده، رو به افزایش است؛ هرچند این نارضایتیها چندان آشکار بیان نمیشوند. حزبالله با توجه به این وضعیت، عملاً راهی جز حفظ نزدیکی خود به ایران نمیبیند. تهران با در اختیار داشتن اهرم فشار در تنگه هرمز، آمریکا را در موقعیت دشواری قرار داده و حزبالله امیدوار است هرگونه توافق احتمالی میان ایران و آمریکا، شامل وضعیت لبنان نیز بشود.
از سوی دیگر، گزارشهایی منتشر شده مبنی بر اینکه بخشی از منابع مالی ایران برای کمک به جامعه شیعه لبنان و مقابله با شرایط بحرانی آن آزاد شده است. به همین دلیل، حزبالله در حال حاضر چارهای جز حفظ پیوند نزدیک خود با تهران ندارد.
ایران برای بازگرداندن موقعیت و قدرت حزبالله روی چند عامل حساب میکند. نخستین امید تهران، شکست توافق چارچوبی میان لبنان و اسرائیل است؛ توافقی که به دلیل تعلل دولت لبنان و مخالفتها و کارشکنیهای اسرائیل ممکن است به نتیجه نرسد. در واقع، شواهد نشان میدهد که اسرائیل تنها امتیازهای محدودی در زمینه اجرای طرح موسوم به «مناطق آزمایشی» داده است. بر اساس این طرح، اسرائیل باید برخی مناطق اشغالی را به ارتش لبنان واگذار کند تا ارتش بتواند حاکمیت دولت را در آن مناطق برقرار کرده و جایگزین نیروهای حزبالله شود.
اسرائیل برخلاف ادعاهایش، به مقامهای لبنانی اعتماد ندارد و معتقد نیست که آنها بتوانند حزبالله را خلع سلاح کنند. تلآویو ترجیح میدهد خود بهطور یکجانبه نظم و ترتیبات امنیتی مورد نظرش را بر کشورهای همسایه، از جمله لبنان و سوریه، تحمیل کند. در چنین شرایطی، ایران و حزبالله امیدوارند بار دیگر جریان مقاومت در لبنان را احیا کنند تا از این طریق، اهرم فشار تازهای در برابر اسرائیل در اختیار داشته باشند.
دومین محاسبه ایران به این برداشت مربوط میشود که کشورهایی مانند ترکیه و عربستان سعودی، و همچنین مصر و اردن، نمیخواهند اسرائیل به قدرت مسلط و بیرقیب منطقه تبدیل شود و در پی ایجاد موازنهای در برابر نفوذ آن هستند.
با افزایش نقش قدرتهای متوسط منطقهای و احتمال کاهش حضور نظامی آمریکا در خاورمیانه، رقابتی برای ایجاد توازن قوا در منطقه در حال شکلگیری است. در چنین شرایطی، کشورهای منطقه تلاش میکنند مانع از آن شوند که یک قدرت به بازیگر مسلط و تعیینکننده در خاورمیانه تبدیل شود.
در همین زمینه، گزارشها حاکی از آن است که ترکیه در ماه سپتامبر میزبان نمایندگانی از حزبالله و دولت سوریه بوده است. خبرگزاری رویترز هدف این دیدار را تلاش برای کاهش تنش عنوان کرد. ترکیه تمایلی ندارد حزبالله بار دیگر در سوریه جای پایی پیدا کند، اما این گروه را عاملی برای ایجاد موازنه در برابر اسرائیل در لبنان میداند. همچنین گفته میشود آنکارا اجازه داده است منابع مالی ایران از طریق خاک ترکیه به حزبالله منتقل شود.
سومین امید ایران این است که دولت ترامپ در صورت ازسرگیری جنگ با تهران، که بسیاری آن را در هفتههای آینده محتمل میدانند، نتواند به اهداف خود دست پیدا کند. البته مشخص نیست چرا آمریکا که پس از ماهها تلاش نتوانسته حکومت ایران را تضعیف کند، این بار باید به نتیجه متفاوتی برسد. از سوی دیگر، فشار اقتصادی بر ایران نیز لزوماً به نقطه اوج خود نرسیده است. بر اساس ارزیابی سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) که روزنامه واشنگتنپست به آن اشاره کرده، ایران چندین ماه ذخایر غذایی و سوختی در اختیار دارد و میتواند برای مدتی آثار جنگ و فشارهای ناشی از آن را مدیریت کند.
بر همین اساس، راهبرد ایران و حزبالله این است که موضع فعلی خود را در لبنان حفظ کنند، از واگذاری سلاحهای حزبالله به دولت لبنان خودداری نمایند و عملیات مقاومت علیه اسرائیل را سازمان دهند. در عین حال، آنها احتمالاً تلاش خواهند کرد مانع گسترش مناطق اشغالی اسرائیل در جنوب لبنان شوند.
یکی از پیامدهای این رویکرد، تضعیف بیشتر جایگاه دولت لبنان است؛ دولتی که میخواهد ارتش این کشور تنها نیروی مسلح صاحب اختیار باشد و انحصار سلاح در دست حکومت قرار گیرد.
اما آیا احیای فعالیتهای نظامی حزبالله و بازگشت آن به راهبرد مقاومت امکانپذیر است؟
ماهیت جنگ از زمان خروج نیروهای اسرائیلی از جنوب لبنان در ماه مه ۲۰۰۰ تغییرات زیادی کرده است. اسرائیل امروز به مجموعهای از ابزارهای پیشرفته و دوربرد، از جمله پهپادها، هوش مصنوعی برای جمعآوری اطلاعات و رباتهای مسلح، دسترسی دارد. این ابزارها به تلآویو اجازه میدهند بدون نیاز به استقرار گسترده نیروهای زمینی، مناطق مختلف لبنان را زیر نظر بگیرد و کنترل امنیتی خود را بر آنها اعمال کند.
علاوه بر این، اسرائیل در تشدید درگیری دست برتر را دارد و میتواند برای تحمیل خواستههای خود حتی بیروت را بمباران کند. در مقابل، توان حزبالله برای گسترش درگیری و وارد کردن ضربات مشابه به اسرائیل محدودتر به نظر میرسد.
بااینحال، ایران و حزبالله همچنان این امکان را دارند که یک درگیری محدود و فرسایشی را علیه اسرائیل ادامه دهند؛ البته به شرط آنکه بتوانند زیرساختها و شبکه عملیاتی لازم برای چنین جنگی را در جنوب لبنان دوباره ایجاد کنند.
این کار آسان نخواهد بود، بهویژه اگر اسرائیل و دولت و ارتش لبنان برای جلوگیری از بازسازی این زیرساختها با یکدیگر همکاری کنند. از سوی دیگر، اگر مردم منطقه از اقدامات حزب الله حمایت کنند ــ که هنوز مشخص نیست ــ دولت لبنان ممکن است در موقعیتی مشابه تشکیلات خودگردان فلسطین قرار بگیرد؛ نهادی که با وجود مسئولیت اداره مناطق تحت کنترل خود، با محدودیتهای جدی در اعمال حاکمیت و کنترل امنیتی روبهروست.
در هر صورت، فرصت خلع سلاح اجباری حزبالله به دست دولت لبنان عملاً از دست رفته است. با توجه به خطرات امنیتی و احتمال بروز درگیریهای داخلی، این گزینه از ابتدا نیز چندان واقعبینانه نبود؛ بهویژه پس از آنکه اسرائیل طرح مناطق آزمایشی را با اقدامات خود عملاً از مسیر خارج کرد. در آینده قابل پیشبینی، لبنان همچنان میدان رقابت و درگیریهای نیابتی قدرتهای منطقهای باقی خواهد ماند و مردم این کشور بیش از دیگران هزینه این وضعیت را خواهند پرداخت.


دیدگاه خوانندگان